یازدهمین جلسه از دوره دوم جلسات هماهنگی لژیون سردار همسفران شعبه شیخ بهایی با استادی دنور کمک راهنما همسفر نرگس، نگهبانی همسفر پریسا و دبیری کمک راهنما همسفر فرزانه با دستور جلسه «دنور» روز دوشنبه 5 اردیبهشتماه ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد
بسیار خوشحال هستم که توفیق پیدا کردم در جمع دوستان محبت باشم و بتوانم از تکتک شما آموزش بگیرم. تشکر میکنم از نگهبان و ایجنت محترم شعبه که اجازه دادند آموزش بگیرم و خدمت کنم. خیلی خوشحال هستم در جمعی هستم که توانستهاند بخشندگی را بهصورت کامل در خود جاری کنند یعنی به آن دانایی رسیدند. همانطور که میدانید دنور یعنی بخشنده و بخشنده بودن یعنی بتوانم رها کنم. من در این هفته به خود نگاه کردم و معنی بخشندگی من را به سالهای قبل، سالهایی که هنوز در کنگره نبودم و در زمان جاهلیت من بود برگرداند. در آن زمان خیلی از ما بخشنده بودیم و میبخشیدیم ولی آن حسی که پشت آن بخشندگی بود چه حسی بود؟ قطعاً یا از روی تفاخر بود یا از چیزی میبخشیدیم که استفاده نمیکردیم مثلاً میگفتم من که این لباس را نمیپوشم یا از غذایی بود که نمیخوردیم اما وقتی به کنگره آمدیم نوع نگاه تکتک ما عوض شد با مفهوم بخشندگی آشنا شدیم که اصلاً برای چه باید ببخشم! ببخشم که چه اتفاقی درون من بیفتد؟ اصلاً من برای چه اینجا هستم؟ تمام این مسائل بهواسطه همان بخشندگی برای من باز شد. تمام بندهایی که داشتم وقتی بخشیدم یکییکی و پشت سر هم برای من باز شد .بندهای ترس، منیت، استرس، خشم و ... اینها همه بند و باری بر روی دوش من بود که نه میتوانستم آن را زمین بگذارم نه میتوانستم با خود حمل کنم. تمام اینها را بهواسطه بخشیدن به دست آوردم.

به یاد دارم روز اولی که به کنگره آمدم حاضر بودم تمام زندگی خود را بدهم تا بتوانم آرامش داشته باشم. کنگره با بخشیدن به من حال خوش داد، حال خوشی که کلاسهای مختلفی میرفتم تا بتوانم کمی از آن حال خوش را داشته باشم و تنها جایی که میتوانستم آن را به دست بیاورم کنگره بود. کنگره با به دست آوردن جایگاهها به من گفت نرگس این جایگاهها برای این است که تو ساخته شوی و بتوانی بهتر ساخته شوی هر جایگاهی که ما الآن در آن هستیم فقط به خاطر این است که ما ساخته شویم. برای اینکه آمدنمان به هستی را بفهمیم. اصلاً من چرا به هستی آمدهام؟ اگر خود را یک زمین فرض کنیم قبل از کنگره پر از آشغال و کثیفی بودیم گاهی نیاز است که با بخشش این زمین را از سنگها و آشغالهایی که در آن است تمیز کنیم تا بتوانم بذر جدیدی در آن بکارم و محصول بهتری دروکنم. کنگره با ما چنین کارهایی کرد. گاهی اوقات من صد هزار تومان دارم ولی از صد هزارتومان ده هزار تومان آن مال من نیست و آن آشغال و کثیفیهای روی زمین است که من باید بردارم. گذشتن خیلی سخت است ولی ما بهواسطه جهانبینی که در کنگره آموزش دیدیم باید بتوانیم بگذریم مخصوصاً گذشتن از پول خیلی سخت است چراکه همانطور که میدانید پول انرژی دارد که من آن انرژی را به دست آوردهام و خیلی اوقات به من لذت داده است. خیلی از جاها با پوشیدن یک مانتو خیلی شیک بسیار لذت بردم اما حالا باید از آن بگذرم ولی آیا آن لذت بردن و انرژی منفی اجازه میدهد که من از آن بگذرم اما از آنطرف اگر توانستم بگذرم صد در صد به من جایگاه میدهند و انرژی بسیار زیادی در صور پنهان من به وجود میآید اما اگر نتوانستم بگذرم سدی میشود که کمکم آب در آن جمع میکنم و هیچ راه خروج و ورودی هم برای آن نگذاشتهام آن موقع چه میشود؟ وقتی آب بسیار بالا بیاید سرریز میشود و هم به سد و هم به خانهها و زمینهای اطراف آسیب میزند.

انشاءالله بتوانیم باگذشت آن باری که روی دوش خودداریم را زمین بگذاریم و ساخته شویم و مهم درست ساختهشدن ما است. درجایی آقای زرکش فرمودند: دنورها و اعضای لژیون سردار میخهای محکمی هستند که باعث استحکام آن شعبه میشوند. از مسافر عزیزم تشکر میکنم که اگر امروز در این جایگاه هستم و توانستهام در کنگره حضورداشته باشم از حمایتهای ایشان بوده، دست ایشان را میبوسم که اجازه دادند من هم در کنارشان در جایگاه دنوری خدمت کنم و بتوانم دایره اختیارم را وسیعتر کنم و آموزش بگیرم تا در بعد، بعدی بتوانم با خیال آسوده زندگی کنم. امروز خانم شهین به من گفتند که اولین کمک برای افطاری را پهلوان اعلام کنند و مبلغ دومین کمک را شما اعلام کنید تا من بنویسم من گفتم اجازه بدهید کمی در مورد مبلغ آن فکر کنم، باور نمیکنید قبل از اینکه روی این صندلی بنشینم یک مبلغی بهحساب من آمد که من اصلاً فکر آن را نمیکردم و مطمئن هستم این از معجزه کنگره است، درواقع این پول ارث و بیمه پدرم بود و مطمئن هستم که پدرم نیاز داشت و باید امروز بهحساب من واریز میشد. امیدوارم با خدمتهایی که میکنم ایشان در بعدهای بعدی بهتر زندگی کنند چراکه به قول کتاب 60 درجه نگهبانان ماورا به آنچه در زمین میگذرد نیازمندند.

مشارکت کمک راهنما همسفر مریم:
من در اینترنت به دنبال معنای کلمه دنور بودم به دیکشنری فارسی مراجعه کردم نوشتهشده بود، نشان قرمزی که مختص لشکر و کشور خدمتگزار است و یا کمک در راه پرداخت میکنند اما در کنگره کلمه دنور به معنی بخشندگی است؛ زمانی که صحبت از بخشنده و بخشندگی میشود نزد خود اینگونه معنا میکنم که قرار نیست هرگاه من دچار مشکل میشوم بخشش داشته باشم تا گرهای باز شود یا معاملهای انجام دهم، در این مواقع بخشش معنایی ندارد زمانی صفت بخشندگی در من ایجاد میشود که قبل از اینکه مشکلی رخ دهد بخشش انجام دهم، چراکه نیاز و طلبی وجود دارد مانند کمک برای ساختن ساختمانهای کنگره یا ساختن دانشگاه کنگره که اینجا نام آن نیاز است که بایستی بخشش انجام دهم و معنای بخشندگی به وجود میآید که مبلغی پولدارم و به آن نیاز دارم ولی نیاز بیرون را به نیاز خود ترجیح میدهم در چنین شرایطی صفت بخشندگی معنا پیدا میکند، لذا در هر صفت یک رأس وجود دارد ضد ارزشها مانند غیبت، قضاوت وجود دارد که آقای مهندس در وادی پنجم در مورد آن بسیار خوب بیان نمودند که دروازههای ورود به ارزشها بخشش است، زمانی که همه خوبیها را میبینم، صفات خوب در من پدیدار میشود که من از دروازههای بخشش وارد شوم، چراکه بزرگترین کمک است که نیروهای درونی من بیدار شوند و بسیار خوب است که من این مسئله را متوجه شوم نه برای اینکه به شخص خاصی بفهمانم یا برای ریا کردن، بلکه برای حال خوب خود چنین عملی را انجام دهم و فکر نکنم که فقط یک صور آشکار دارم بلکه صوری پر از گرهدارم اینجا متوجه میشوم یک گره نه بلکه هزار گرهدارم که باید با بخشش یکییکی گرههایم را بازنمایم.

مشارکت پهلوان همسفر زهرا:
در ابتدا از اولین شخصی که نشان پنجاه میلیون را در کنگره دارد آقای امین گلی یادی کنیم زمانی که ایشان مبلغ پنجاه میلیون را پرداخت نمودند بسیار مبلغ بالایی بود و برای ما بسیار الگوی خوبی بودند تا ما هم انشاالله راه ایشان را پیشه بگیریم. زمانی که لژیونهای سردار را در تصاویر مجازی یا لژیون خودمان نگاه میکنم که به چه اندازه بزرگشدهاند، تلنگری برای من است که کنگره به راه خود ادامه میدهد و بهسرعت پیش میرود و من هستم که بایستی هرروز به خود تلنگر بزنم که از حرکت این قوم عقب نمانم وگرنه کنگره هیچیک از کارهایش روی زمین نمیماند، چه در قسمت جانی و چه در قسمت مالی، بلکه من هستم که باید به این ریسمان چنگ بزنم تا عضو اعضای این لژیون باقی بمانم. آقای زرکش بسیار زیبا میفرمایند که میتوانیم در هر قضیه صفرتا صد آن موضوع باشیم و به دلیل اینکه نمیتوان پهلوان شد دست از تلاش برندارم چراکه هر شخص نسبت به داشتههایش مورد سنجش قرار میگیرد بایستی در هر موضوع صد آن قضیه باشیم، اگر توان من شش میلیون است همان مقدار را پرداخت نمایم اگر بیشتر پرداخت کنم ضرر کردهام و اگر توان من یک میلیارد باشد و شش میلیون پرداخت کردم باز هم ضرر کردهام، بنابراین بایستی هر فرد خودش بسنجد که چقدر توان پرداخت دارد و آیا نسبت به مواردی که از کنگره دریافت نموده، پرداختی داشته است و قطعاً اگر بهای چیزی که به ما دادهشده را نپردازیم از ما سلب میشود، انشاالله بتوانیم بهای آن چیزهایی که در کنگره به ما داده میشود پرداخت کنیم تا ماندگار شویم.

مشارکت کمک راهنمای پیشکسوت همسفر آزاده:
دستور جلسه دنور است در خاطرم است که ماه گذشته عنوان دستور جلسه پهلوان بود عنوان شدن چنین مفاهیم و مضامینی بهعنوان دستور جلسه یک تفکر عظیمی بیش ازآنچه من فکر میکنم، پشت این قضیه است و بسیار هوشمندانه این عنوانها که مفهوم بخشش دارند استفاده میشود تا این واژهها به گوش ما آشنا شوند و ما خودمان را دور از این واژهها تصور نکنیم و به آنها دست پیدا کنیم. اگر یک مسئله منفی در سطح جامعه رخ دهد همه مطرح میکنند و کمکم عادی میشود، آقای مهندس برعکس این موضوع را در کنگره انجام میدهند تا این موضوعها در جهت مثبت، عادی شود و بدانیم مسائلی نیست که مانتوانیم به آن دست پیدا کنیم مانند پهلوانان عزیز که به این جایگاه رسیدند امیدوارم ما هم با متحول کردن فکر و اندیشه خود به این جایگاهها دست پیدا کنیم. تجربهای که من در کنگرهدارم، ۸ یا ۹ سال گذشته زمانی که برای کمک اعلام میکردند و انجام میشد بههیچعنوان با بخشندگی امروزه در کنگره قابلمقایسه نبود، آن زمان هر شخص بهنوبه خود میبخشید ولی حال با توجه به سیستم هوشمندی که کنگره دارد چنان خودآگاه و ناخودآگاه ما را به هم منطبق کرده یا بهاصطلاح کنگره صور آشکار و صور پنهان ما را به هم منطبق کرده که ما بهراحتی میتوانیم آن سپر، حفاظ، پرده و حجاب را کنار بزنیم و از ثروت و مال خود ببخشیم و این اجازه را توانستهایم با توجه به آموزشهایی که در کنگره به ما دادهشده به دست آوریم. امیدوارم همه ما بتوانیم از همه ظرفیتهای وجودی که من مطمئن هستم ظرفیتهای فوقالعادهای در ما وجود دارد ببخشیم چراکه تنها چیزی که با خود میتوانیم از این دنیا ببریم بخششهایی است که انجام میدهیم.

مشارکت همسفر فخری:
در مورد دستور جلسه داستانی را خواندم خالی از لطف نیست که آن را تعریف کنم، زن و مردی به رستوران رفته بودند که بابت غذا گارسون را صدا میزنند و به او میگویند چند ماهی است که شرکت حقوق ماهیانه ما را نداده و ارزانترین غذا را برای ما بیاورید بعدازاینکه زن و مرد غذایشان را میخورند، پای صندوق میروند که پول غذا را حساب کنند آن صندوقدار میگوید که حسابشده و نامهای به آنها میدهد، در آن نامه نوشتهشده بود به علت وضعیت مالی شما پول غذای شما حسابشده است و مقداری پول در پاکت بوده و امضای گارسون هم پای آن نامه بوده است. این گارسون مدتی پول پسانداز کرده بود یعنی درواقع این شخص خود نیازمند بوده و با پولی که پسانداز کرده بود میخواست ماشین لباسشویی بخرد اما همان پسانداز خود را به زن و مرد میدهد. زمانی که گارسون به خانه میرود پدر و مادرش با او تماس میگیرند که شما چهکار کردهای؟ نامهای در فضای مجازی پخششده که امضای تو بوده و همه دیدهاند و تو را تحسین میکنند و ما هم به تو افتخار میکنیم، زن و مرد این نامه را در فضای مجازی گذاشته بودند تا همه ببینند که کمکی به آنها شده است گارسون را به تلویزیون دعوت میکنند زمانی که برای مصاحبه به تلویزیون میرود متوجه میشود مردم برای او لباسشویی تهیه کردند و یک سری لوازمخانگی و مقداری پول به ایشان هدیه دادند که بسیار بیشتر از آن پولی بود که به زن و مرد بخشیده بود، درواقع گارسون از نیاز خود بخشید و کمک کرد چراکه که او به خود کمک کرده بود. این قضیه درواقع همین اتفاقی است که در کنگره برای لژیون سردار رخ میدهد این بخششی که ما انجام میدهیم به خود ما کمک میشود و باعث باز شدن گرههای درونی در صور آشکار و صور پنهان میشود تا بتوانیم بیشتر با خودمان آشنا شویم و به آن بیداری لازم برسیم. در لژیون سردار میگویند سعی کنید زمانی که میبخشید مقداری فشار به شما وارد شود تا آن را حس کنید، به نظر من همان ظرفیت است که در خودمان به وجود آوردیم چراکه هر چه بیشتر ببخشیم ظرف وجودیمان پر میشود و آماده بخششهای بیشتر مانند رسیدن به درجه دنوری و پهلوانی میشویم.

مشارکت کمک راهنما همسفر پریسا:
قبل از ورود به کنگره دائم افرادی را میدیدم که فقط تاریکیها را میدیدند و بازگو میکردند و افکار منفی و انرژیهای منفی خود را اینطرف و آنطرف پخش میکردند و همیشه از خیلی مسائل گلایه داشتند و خوبیها را نمیدیدند من هم جز همین افراد بودم. زمانی که وارد کنگره شدم آقای مهندس فرمودند تاریکیها وجود دارد اما از سیاهیها گفتن کار درستی نیست اگر تاریکیها را میبینید بهجای اینکه انرژی منفی آن را به دیگران منتقل کنیم سهمی برای از بین بردن آن تاریکی داشته باشیم و قدمی برداریم و بهجای اینکه دائم بگوییم چرا اینقدر مصرفکننده مواد هستند یا چقدر جامعه خراب است بایستی قدم کوچکی در توان و سهم خود انجام دهم بهجای اینکه دائم از بدیها بگویم ولی این عمل و قدم کوچک انرژی و توان میخواهد یعنی همه افراد نمیتوانند این کار را انجام دهند. من شخصاً جز افرادی بودم که مستقیم میخواستم پهلوان شوم و نمیخواستم سلسهمراتب را طی کنم متأسفانه توفیق پیدا نکردم و اصلاً به دنور شدن فکر نمیکردم و حالا قسمت شد که دنور شوم. آقای مهندس میفرمایند، افرادی که بایستی برای کمک بیایند خودشان میآیند مانند این پولی که برای من فراهم شد، زمانی که قسمت شد من در این جایگاه قرار بگیرم به لطف این جایگاه بهتر توانستم روشناییها را ببینم یعنی آموختم تاریکیها را نبینم و بزرگ نکنم و حتی قدم کوچکی بردارم. هر فردی در حد توان خود میتواند چنین عملی را انجام دهد مانند شما عزیزان که با مشارکت خوب انرژی میدهید و یا یک نفر با دادن ده هزار تومان پول و یا یک نفر با پهلوان شدن و یا با دنور شدن، مهم نیست با چه جایگاهی بلکه مهم آن قدم است و مهمتر اینکه من بتوانم انجام دهم. شاید من بتوانم مشارکت خوبی داشته باشم اما بعضی مواقع نمیتوانم و میکروفن دست گرفتن بسیار برای من سخت است که بخواهم این کلمات را بیان کنم و تجربیات خود را بازگو کنم و اتفاقی که برای من افتاده را بگویم، درصورتیکه انسان زمانی که تجربیات دیگران را میشنود حال چه اتفاقات قبل از کنگره و بعد از کنگره که با بخشش برای او رخداده ممکن است تلنگری در اشخاص دیگر ایجاد شود.
بیشتر اوقات بعضی از انسانها پولی در اختیاردارند مانند خود من و نمیدانند با آن چهکاری انجام دهند یعنی آن مبلغ بهقدری کم است که به هیچ کاری در زندگی شخصی نمیآید ولی همان مبلغ کم میتواند در کنگره گرهای را باز کند بنابراین دیدگاه، فکر و نگرش من بهواسطه آن بخشش تغییر میکند، آقای امین فرمودند، بایستی ابتدا قدمی برداریم تا در ادامه اتفاقات خوبی رخ دهد یعنی اتفاق بهسادگی در من رخ نمیدهد اگر من هزاران سال از بخشش بشنوم و همان اقدام کوچک را انجام ندهم آن تغییر جایگاه برای من اتفاق نخواهد افتاد و آن انرژی و حس خوب برای من به وجود نخواهد آمد. درگذشته من دائم در زندگی از همهچیز میترسیدم یعنی یک انسان فوقالعاده ترسو بودم و هر شخصی هر حرفی میزد میترسیدم یعنی مصداق همان ضربالمثلی که میگوید با یک کشمش گرمی و با یک غوره سردیات میکند دقیقاً چنین فردی بودم با حرفهای دیگران حالم خراب میشد و به هم میریختم و این ترس ها همهجا با من همراه بود، زمانی که میخواستم برای لژیون سردار کارت بکشم این ترس بسیار بزرگتر و پررنگتر شده بود و به لطف خدا عضو لژیون سردار شدم و توانستم به این ترس غلبه کنم البته نه صد درصد چون همه ضد ارزشها یک طیف هستند، مشکلی که با جهانبینی و با آموزشها دو سال تلاش میکردم و نمیتوانستم حل کنم امروز با یک کارت کشیدن که بایستی با نفس خود بجنگم توانستم آن را بسیار کمرنگ کنم و بعدازآن بسیار بهتر میتوانم تصمیم بگیرم.

مشارکت همسفر اشرف:
از خانم مریم سپاس گذارم که به من کمک کردند تا به این لژیون پا بگذارم و خوبیهای این لژیون را بیاموزم و در زندگی کاربردی کنم. همه انسانها قطعاً در بیرون از کنگره بخشندگی دارند اما کنگره با آموزش به ما آموخت که بخشندگی چگونه است بهقدری ما را آگاه کرد که انسانی که صور پنهانش به بزرگی و دانایی برسد میتواند بخشنده باشد و این جایگاه را لمس کند، امکان دارد گاهی انسانها بخشنده باشند ولی معنی و مفهوم آن را بهخوبی کنگره دریافت نکردهاند که به چه دلیل میبخشند. بسیار عالی بود که ما بخشندگی را در کنار هم آموزش گرفتیم.

مشارکت مرزبان محترم همسفر شهین:
زمانی که کلمه دنور به گوشم میرسد به سورههای قرآن که نگاه میکنم اولین کلمه در قرآن بانام خداوند بخشنده مهربان آغازشده و در هر سوره از صفات خداوند که بخشندگی و مهربانی است عنوانشده و من بنده حیف است که از این صفات استفاده نبرم. خداوند این لیاقت را به تکتک ما انسانها داده ولی این اختیار را به موجودات دیگر نداده است، لذا قبل از اینکه ببخشیم تغییر و بعدازآن تبدیل بایستی صورت گیرد که باعث میشود از نیروی منفی عبور کنیم تا به بخشش برسیم و زمانی که ما بیشتر ببخشیم هرروز این لذتها برای ما از لذت قبلی بهتر میشود و به دنبال لذت بالاتر و بیشتری هستیم. در شب قدر به یاد رفتگان افتادم احساس کردم که خداوند چه قدر تکتک ما را دوست داشته که لیاقت حضور در این جایگاه و این مکان مقدس را داده تا از این آموزشهای ناب و این صفات بتوانیم به خود برسیم این صفات همان بخشندگی است که چهبسا مال داشتیم ولی نمیدانستیم که چگونه باید از داشتههایمان استفاده کنیم. خداوند در قرآن میفرماید چگونه ازآنچه به شما دادهایم ببخشید. من فکر میکنم تکتک ما هیچکدام از خود هیچنداریم چه در صور پنهان و در چه صور آشکار تکتک چیزهایی که داریم از خداوند است اگر مالی یا فرزندی و حتی جایگاهی داریم همه از آن اوست؛ بنابراین به نیت بزرگان، درگذشته مبلغ یک و نیم میلیون کارت کشیدم و دیشب هم نیت کردم تا مبلغ ۵ میلیون تومان پرداخت نمایم.

مشارکت همسفر زهرا:
سال گذشته موقع جشن گلریزان بسیار دلم میخواست که عضو لژیون سردار شوم و زمانی که به کنگره آمدم پشت در میایستادم و با خود میگفتم شعبه چه خبر است، میگفتند لژیون سردار است برای خود تصویرسازی میکردم. زمانی که جشن گلریزان فرارسید بسیار رفتوآمد کردم ولی ترس اجازه نداد که عضو لژیون سردار شوم. در پایان سال نگهبان فرمودند که لژیون را باز میگذارم که هر شخصی دوست دارد شرکت کند منبعد از صحبتهای استاد رسیدم و حالت طلبکارانه به خود گرفتم و با خود گفتم مثل اینکه خدا نمیخواهد اذن این کار را به من بدهد و تا پایان جلسه ناراحت نشستم و به صحبتهای بقیه هم گوش نکردم و دائم از خداوند گله میکردم تا زمانی که به خانه بازگشتم به مسافر خود گفتم امروز در لژیون سردار شرکت کردم ولی نمیدانم چرا ترس اجازه نمیدهد من عضو لژیون شوم. آخرین جلسه سال مسافرم گفت امروز کارت لژیون سردار را بکش و امروز عضو لژیون سردار شو یعنی بهاندازهای خوشحال بودم که هر شخصی را در شعبه میدیدم از خوشحالی بغل میگرفتم و قضیه را بیان میکردم. امروز که خداوند اذن ورود به این لژیون را به من داد میدانم که با اذن وارد لژیون سردار شدم امیدوارم اذن دنور شدن و پهلوان شدن را به من بدهد.

مشارکت همسفر مینا:
اگر بخواهم از حس خود بگویم زمانی که وارد کنگره شدم بهجرئت میگویم بسیار مشکل داشتم دائم ترس از بخشیدن پول داشتم و میترسیدم هزار تومان از کارت من کم شود، با اذن خداوند و با کمک راهنمای خوبم خانم زهرا که در این راه به من کمک کردند عضو لژیون سردار شدم و واقعاً مدیون ایشان هستم. زمانی که عضو لژیون سردار شدم قسط اول را که پرداخت کردم احساس کردم رهاشدهام و زمانی که قسط دوم را پرداخت کردم آرامشی که ۱۸ سال به دنبال آن بودم و هیچ زمان نمیتوانستم دریافت کنم را به دست آوردم واقعاً حس عجیبی بود و معجزهای بزرگ در زندگی خود میدانم به دلیل اینکه بسیار تلاش مینمودم که از مشکلات رها شوم ولی متأسفانه نمیتوانستم، اما زمانی که عضو لژیون سردار شدم و توانستم ببخشم از بند گرفتاریها و مشکلات زندگی رها شدم و خوشحال هستم که آرامشی که سالها به دنبالش بودم امروزه پیدا کردم.

مشارکت همسفر فاطمه:
من عضو لژیون سردار نیستم ولی یک تجربه از بخشش دارم سال ۹۴ زمانی که به کنگره آمدم جشن گلریزان بود. من هم بسیار دوست داشتم که کمک کنم درصورتیکه وضع مالی من خوب نبود میگفتم خدایا چه کنم؟ کمی پول به دستم رسید در گلریزان شرکت کردم چراکه میگویند انسان باید دست بخشش داشته باشد حتی اگر مالی ندارد، به گفته بچهها اگر مالی ندارد بایستی کمک کند و نیت کمک داشته باشد من نیت کردم و این پول را پرداخت کردم و زمانی که از شعبه به خانه رسیدم با من تماس گرفتند که شما انتخابشدهاید که به سفر مشهد با همه مخارج سفر با هواپیما بروید، درصورتیکه در مکانی کار میکردم که چنین موردی نبود. با معجزهای که آنجا رخ داد من اعتقاد به کمک کردن پیدا کردم و خدا اینگونه برای من جبران کرد، بسیار دوست دارم که انشاالله سال آینده صد درصد بتوانم در لژیون سردار شرکت کنم و مبلغ ۳۰۰ هزار تومان برای کمک به افطاری میدهم.

مشارکت کمک راهنما همسفر بهناز:
جناب امین در سیدی کفر فرمودند؛ همیشه ظاهر قضیه و صور آشکار را میبینیم و صور پنهان که انرژی ساختار در آن وجود دارد را نمیبینیم حتی در سیدی یونس جناب امین فرمودند؛ حضرت یونس به دلیل اینکه منجمد شده بود در شکم ماهی رفت، شخصی که منجمد میشود و حسهایش بسته است به دلیل این است که انرژی ساختار او واقعاً خراب است، میخواهم بگویم امیدوارم همه ما این بخشندگی را احساس کنیم زیرا زمانی که میبخشی در دلت دنبال چیز دیگری نیستی فقط میبخشی که آرام شوی. آقای امین فرمودند؛ انرژی ساختار، کنگره همهچیز به ما داده یعنی اگر یک روز را تصور کنیم کنگره نباشیم، کنگره به من نیاز ندارد قطعاً من هستم که به کنگره نیاز دارم و چهبسا افراد زیادی بیرون از کنگره منتظر هستند که در این مکان قرار بگیرند و حالشان خوب شود، زمانی که میبخشیم با خداوند معامله نمیکنیم، بنابراین شرطی نمیگذاریم. در ادامه سیدی یونس جناب امین فرمودند؛ بایستی تسویهحساب کنیم و از این دنیا برویم بسیار برای من نقطه تفکر داشت، به دلیل خشم، غرور، منیت و همه ضد ارزشهایی که داشتیم باید تسویهحساب کنیم و اگر تسویهحساب نکنیم نمیشود این مسئله بسیار جای تفکر دارد که من با خود چند چند هستم، به چه دلیل در کنگره قرار میگیرم برای چه میخواهم ببخشم یا زمانی که در لژیون قرار میگیرم برای چه به رهجو میگویم که این کار را انجام بده آیا میخواهم فقط در صور آشکار دیده شوم یا میخواهم مشکل درونم حل شود. از خداوند بزرگ میخواهم امروز که این سعادت بزرگ را در اختیار من قرار داده که در جمع عاشقان قرار بگیرم و عضو لژیون سردار باشم بتوانم تسویهحسابهای گذشته خود را انجام دهم، مانند خسارتهایی که به خود و دیگران زدهام را جبران کنم و زمانی که از این حیات رفتم، در کوله بارم، یکبار معنوی باشد نه بار مادی، منتظر این باشم که حداقل یک نفر در این حیات به یاد من است که من در کنگره این عمل را انجام دادم برای فردی که نمیتوانست به کنگره بیاید.
اگر به همهکسانی که در این مکان قرارگرفتهاند نگاه کنیم فقط به دلیل بخشش بوده است، آقای مهندس از عصاره جان و مالشان بخشیدند و کنگره را ابداع کردند، دیدبانان بخشیدند که ستون کنگره بر پا شد ایجنت میبخشد به دلیل اینکه نظارت بر شعبه و راهنما داشته باشد کمک راهنما میبخشد به دلیل اینکه گره درونی خود را در رهجو میبیند و میخواهد ببخشد که حال دلش آباد شود؛ همه میبخشیم چون مهم است که برای چه به این دنیا آمدهایم. همه ما میتوانیم ببخشیم چه ثروتمند، چه بیپول، ولی زمانی که میبخشیم بایستی بار ما سبک شود. انشاالله که خداوند توفیق دهد من هم در مسیر عاشقان عشق در جایگاه دنوری بتوانم هر زمان که سعادت و لیاقت آن را پیدا کردم قرار بگیرم و عاشقانه ببخشم و تمام ابعاد کنگره را درک کنم، درک کنگره بسیار مهم است که برای چه میبخشم، برای چه در این جایگاه مقدس قرارگرفتهام؟ دوست داشتم حس و حالم را به اشتراک بگذارم و انرژی جنبشی خودمان را تبدیل به انرژی پتانسیل کنیم نه از بیرون، بلکه مانند چشمه از درون بجوشیم تا بتوانیم قدرت بخششمان را زیاد کنیم و شعاع اضافه کنیم.

مشارکت ایجنت محترم همسفر فاطمه:
بسیار خوشحال هستم که در این بهشت کوچک روی زمین دورهم جمع هستیم در حال آموزش گرفتن و سطح انرژی را بالا میبریم. خدا را شکر واقعاً با تکتک سلولهایم لذت میبرم که در جمع شما عزیزان هستم. دنور به معنی بخشنده است که یکی از صفات خداوند است که اول هر سوره این صفت خداوند بیانشده است، صفات خداوند در اندازههای کوچک در همه ما انسانها تعبیهشده است، بنابراین ما انسانها باید صفت بخشندگی را در خود داشته باشیم. بعضی افراد ازنظر مالی پر هستند و استطاعت مالی بسیار بالایی دارند، گاهی برای من سؤال است که فردی بهاندازهای مال دارد که پولش از پارو بالا میرود، ولی توانایی ببخشیدن ندارد، آقای مهندس میفرمایند؛ کسانی که اینگونه هستند همانند اژدهایی که روی گنج خوابیده هستند و از این مال نگهداری میکند و نمیتواند ببخشد، درصورتیکه خود خداوند هم فرموده؛ که نیاز هر انسانی در دل انسان دیگر است پس فردی که دنور میشود صفت بخشندگی خود را نمایان میکند. اعضای لژیون سردار این بخشندگی را در توان خودشان انجام میدهند ولی شخصی که دنور میشود، آقای مهندس دریکی از سیدیها میفرمایند؛ هر انسانی یک ظرفیتی دارد یکی بهاندازه یک انگشت دانه و دیگری بهاندازه یک لیوان و یکی بهاندازه دریاست، به نظر من پهلوان و دنور شدن دل دریایی میخواهد و بسیار دشوار است که انسان بتواند ببخشد شاید به بیان بسیار راحت باشد که من بگویم میبخشم و کمک میکنم، ولی ما میدانیم که عمل بسیار مهم است در کنگره همهچیز باید عملیاتی شود و فقط به بیان نیست.
برنامهای در تلویزیون میدیدم برای کمک، شخصی را دعوت کرده بودند که فکر میکنم کارخانه بسیار بزرگی بود و ازلحاظ مالی بسیار پر بود ایشان را دعوت کرده بودند که کمک کند زندانیان را آزاد کنند و مجریها به آن میگفتند به چه اندازه کمک کن و در پایان باآنهمه مالی که داشت نهایتاً ۱۴۰ میلیون کمک کرد با خود گفتم کنگره صفت بخشندگی را بسیار زیبا به ما آموخته، ما با آموزشهای ناب کنگره و آموزشهای مهندس عزیزمان توانستیم صفت بخشندگی را بسیار گسترش دهیم به دلیل اینکه بخشش برای ما انسانها که دارای قدرت اختیار هستیم بسیار دشوار است و هرلحظه سر دوراهی قرار میگیریم. من شخصاً به کسانی که در لژیون سردار دنور هستند غبطه میخورم شخصی که بخشنده است به نظر من مانند چشمه است چراکه چشمه اگر جوشش داشته باشد و از درون آب بیرون دهد زمینهای اطراف سرسبز میشوند اما اگر آن چشمه آبی بیرون ندهد تبدیل به یک باتلاق میشود، استاد عزیز گفتند؛ که همه ما انسانها باید زمین وجودیمان را شخم بزنیم و پیوندهای نامیمون را از درونش بیرون بریزیم و بهجای آن صفات، بذر نیکو بکاریم عضویت در لژیون سردار باعث میشود که ما چنین عملی را انجام دهیم اما هر فردی بهاندازه توان خودش، آقای مهندس میفرماید؛ آن شخصی هم که هزار تومان، یا ده هزار تومان کمک میکند برای ما ارزش دارد شاید استطاعت او همین اندازه باشد.
نکته دیگر فکر میکنم شخصی که در کنگره نمیتواند از مال خود ببخشد از ترس است شاید بترسیم از اینکه بخواهیم کمکی کنیم خودم را میگویم شاید دو دو تا چهارتا کنیم که جایی نیاز دارم چرا این پول را برای آنجا نگذارم درحالیکه اگر اعتقاد، ایمان کامل و باور واقعی داشته باشیم پول را باجان و دل میدهیم و مطمئن هستیم که وعده خداوند دروغ نیست و این پول چندین برابر به ما برمیگردد واقعاً از مهندس عزیزمان بسیار سپاسگزار هستم که این صفات بزرگ پهلوانی، دنوری و بسیاری صفات دیگر را باعث شدند که ما با بخشش خود تجربه و حس کنیم. قبل از ورود به کنگره اگر کمکی هم میکردیم، انتظار داشتیم که این کمک و بخششی که میکنیم از طرف مقابل یا خداوند برای من جبران کند ولی در کنگره اینگونه نیست زمانی که پولی را میبخشیم به بقیه موارد فکر نمیکنیم. انشاالله که خداوند به همه ما کمک کند که به آن باور واقعی برسیم و همه ما بتوانیم به خزانه غیب خداوند دسترسی پیدا کنیم و از خود خداوند بخواهیم آنقدر ازلحاظ مالی پر شویم که بتوانیم هرسال در لژیون سردار حضورداشته باشیم.


تایپ: همسفر سمیه و همسفر مریم لژیون ۱۴، همسفر نجمه لژیون ۷، همسفر زهرا لژیون ۱
ویرایش: همسفر مرضیه لژیون ۱۶
ویراستاری: همسفر مینا لژیون ۲۳
عکس: همسفر نسترن لژیون ۱۶
نمایندگی همسفران شیخ بهایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
2814