خلاصه سی دی توفی
اصولاً هر مشکلی برای انسان به وجود میآید ریشه آن در جهل و نادانی خود اوست، زمانی که انسان به بیداری و آگاهی برسد امکان ندارد دروغگویی یا کمفروشی کند. زمانی انسان تمام افعال منفی و ضد ارزشی را انجام میدهد که به مرحلهٔ دانایی و آگاهی نرسیده باشد.
صورتمسئلهٔ اضافهوزن در کنگره شصت مطرحشده است و افراد براثر عدم آگاهی و بلد نبودن درست غذا خوردن، دچار اضافهوزن شدهاند که آقای مهندس از کلمهٔ حمال (به معنی حملکننده و کسی که باری را برمیدارد) استفاده کردهاند.
فردی که ۱۷۰ کیلو وزن دارد بهراحتی طی یک سال ۴۰ کیلو وزن کم میکند. فقط با یاد گرفتن درست غذا خوردن و نه کوچک کردن معده و ... اضافهوزن فقط در اثر بلد نبودن و درست غذا نخوردن ما به وجود میآید، چون آموزش ندیدهایم.
اگر ما آموزش راستین ببینیم بعضی چیزها را درست یاد میگیریم. همهٔ انسانها نهاد و طینت خوبی دارند و این همانجاست که خداوند به فرشتگان میگوید من میدانم آنچه شما نمیدانید و فرشتگان میگویند تو انسان را خلق کردی که در زمین خونریزی و فساد کند.
خوب بودن در فطرت و جوهرهٔ انسان هست و اگر مشکلی به وجود میآید به خاطر عدم آگاهی و شناخت هست و در همهٔ موارد ما باید شناخت پیدا کنیم.
یکزمان میگفتند روزهبگیرید ثواب دارد و همه میگرفتند، اما امروز ازنظر علمی مشخصشده پدیدهای داریم به نام اتوفاژی یعنی موقعی که به بدن غذا نرسد سیستمی وارد عمل میشود که سلولهای سرطانی و ناقص توسط سیستم اتوفاژی بازیافت میشود و از بین میروند و دوباره از سلولهای بیمار، سلولهای سالم میسازد. حالا ثواب گرفتن روزه بهجای خودش، ما با چنین استدلال قوی و نیرومندی روبهرو میشویم. پس پدیدهٔ اتوفاژی رکن اصلی و اساسی روزه هست.
نگاه ما عوض میشود که ما برای چه گرسنگی و تشنگی میکشیم. وقتی به انسان هم که میرسیم بعضیها میگویند انسان دو بخش هست جسم و روح و بعضیها میگویند انسان فقط جسم است و موقعی هم که میمیرد از بین میرود و به نظر بعضی از انسانها زندگی بعد از مرگ ادامه دارد و وقتیکه مردید یک حیات دیگر شروع میشود و این به مسئلهای میرسد تحت عنوان مرگ، مرگ چه هست و یا کی اتفاق میافتد؟ ما یک موقع مرگ را پایان همهچیز میدانیم و یک موقع دروازه میبینیم دروازهای هست که وارد جهان دیگری میشویم.
خیلی دیدگاه فرق میکند مرگ ازنظر پزشکی ازکارافتادن قلب، قطع شدن تنفس و ازکارافتادن ساقه مغز است و باز یک مثلث میشود ولی ما میبینیم خیلی از انسانها مجوز مرگشان صادر میشود و این سه موارد هم ازکارافتاده ولی باز زنده میشوند. از دیدگاه قرآن در مورد مرگ، کلمهٔ توفی بهکاررفته است یعنی هرگاه کسی چیزی را بدون کم و کسر دریافت کند و مرگ ازنظر قرآن تحویل گرفتن است.
بعضی از ادیان معتقدند بین جسم انسان و قالب مثالی که بهاصطلاح روح هم میگویند (قالب مثالی شامل روح، ذهن و عقل و چیزهای زیادی که درونش هست) ارتباطی وجود ندارد و جسم تنپوشی بیشتر نیست. به اعتقاد من جان با جسم یک ارتباطی دارد و یا یک طنابی بین اینها برقرار است که به آن بند سیمی یا نقرهای میگویند که گویی مثل بند ناف به نوزاد وصل هست جسم هم با این بند نقرهای یا سیمی به قالب مثالی وصل هست و این بند از جنس ماده نیست. هنگام مرگ، فرشتههای مرگ میآیند این بند سیمی یا نقرهای را قطع میکنند و انسان نمیتواند این بند را قطع کند وقتی بند قطع شد ارتباط جسم با قالب مثالی قطع میشود و دیگر نمیتواند برگردد و انسانهایی که اقدام به خودکشی میکنند جسم را از بین میبرند ولی بند را نمیتوانند قطع کنند و طبق قانون کائنات باید آن سیستم بیاید و این بند سیمی یا نقرهای را قطع کند، زمانی این اتفاق میافتد که فرشتگان الهی بیایند و این بند را قطع کنند.
نویسنده مطلب: همسفر اکرم رهجوی همسفر هما(لژیون یازدهم)
ارسال کننده مطلب: همسفر راحله رهجوی همسفر هما (لژیون یازدهم)
مرزبان خبری: همسفر عاطفه
نمایندگی سمنان
تاریخ۱۴۰۱/۲/۱
- تعداد بازدید از این مطلب :
397