English Version
This Site Is Available In English

آتش را هم به جسم و روانم زدم هم به طبیعت

آتش را هم به جسم و روانم زدم هم به طبیعت

مشارکت در باب دستور جلسه «هفته درخت کاری» به قلم مسافر رضا از لژیون نهم

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر، تخریب ۲۳ سال، با مصرف آنتی ایکس روزانه سه گرم شیره کشیدنی،پنج ماه سفرم می کنم به روش dst به راهنمایی آقا رسول لژیون نهم شفا، ورزش پیاده روی، tds در حال مصرف ۱/۲cc

شاعرچنین زیبا می گوید؛
درخت دوستی بنشان که کام دل ببار آرد، نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد.
در حدود دو دهه از زندگی ام رنج فراوان کشیده ام. زیبایی را مشاهده می کردم اما برایم لذتی نداشت، چرا؟!
من با صور پنهان خود چه کرده بودم؟
دامنه تخریب من چقدر بوده؟
بی نهایت یعنی تا بدانجا که دیگر برایم رنگ گل رز بی اهمیت بود چه رسد به بوی آن. سفر به مناطق ییلاقی درحدی برایم معنا داشت که گوشه ای دنج بیابم و در کنار آتشی با سیخ و سنگی خود را بسازم و برای تهیه آتش، به جان درختی زنده می افتادم و آن را تکه تکه میکردم و این از ناآگاهی من بود زیرا نفس اماره همین را از من طلب می نمود. به آن دوران که فکرمیکنم عرق شرم پیشانیم را خیس می نماید. و خداوند را هزاران بار شکر میکنم، از وقتی وارد کنگره شدم، تازه فهمیدم که می شود جبران کرد. از آتشی که به جسم و روانم زده ام شروع کردم و درخت خشکیده را احیا نمودم. نگاهم به طبیعت نیز عوض شده و درصدد برآمدم به جبران تا در هر مکان که مساعد باشد نهالی بنشانم، زباله ای از دامن طبیعت بردارم و آموزشهای کنگره که براستی همان اوامر الهی است بکاربندم . زیرا بذر محبتی که مهندس در وجودم کاشت، ریشه در اعماق قلبم دارد و برای رشد و ثمردهی چنین نهالی از دیده بان ومرزبان و ایجنت و در آخر راهنمایی نهاده، تا کوچکترین آسیبی نبیند. حال اگرمن مسافر با این همه امکانات که برایم فراهم است ناسپاسی کنم، کفران نعمت نموده ام و جبرانش بسی دشوار.
در آخر از بنیان کنگره و همه خدمتگزاران که تلاش می کنند تا من مسافر این شعر زیبا را بهتر درک کنم، ممنون و سپاسگزارم.
"درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیراوری چرخ نیلوفری را"

مرزبان خبری مسافر عبدالله
ارسال مسافر جلیل لژیون هجدهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .