خیلی خوشحالم که بعد از 2 سال مجدداً این فرصت نصیب من شد تا به این شعبه بیایم و به همه خدمتگزارهای این شعبه که خالصانه خدمت میکنند خسته نباشید میگویم.
دستور جلسه (صورتمسئله اعتیاد) آغاز فصل تحصیلی کنگره60 است، مهرماه که فرامیرسد مدارس و دانشگاهها باز میشوند، کنگره 60 هم همینطور است. بعد از وادی 14 بهنوعی برمیگردیم به درسهای قبل و مجدداً آنها را تکرار میکنیم، برای دوستانی که تازه به کنگره آمدهاند. در کنگره وقتی تازهواردی میآید، مشاور چیزی را که برای او توضیح میدهد همین صورتمسئله اعتیاد است و مشخص میکند که چه چیزی سر یک مصرفکننده آمده است، مواقعی است که یک سری افرادی که میخواهند ببینند و متوجه شوند ، نه میبینند و نه متوجه میشوند و چنین افرادی هیچ موقع مشکلاتشان حل نمیشود.
چند سال است در کنگره در خصوص درمان تدریجی صحبت شده است ولی از هر هزار نفر و یا ده هزار نفر یک نفر این پیام را میگیرد، میشنود و متوجه میشود و به کنگره میاید و مشکلات آنها حل میشود. باید پذیرفت که ایراد از من مصرفکننده است و وقتی این را پذیرفتیم قطعاً مسائل قابلحل خواهد بود. کمترین چیزی که ما در کنگره به دست میآوریم این است که صبح از خواب بیدار میشویم دیگر نیازی به مواد مخدر نداریم، حال اگر خدمت کنیم مطمئناً چیزهای زیادی به دست خواهیم آورد. در پایان امیدوارم قدر کسانی که در کنگره زحمت میکشند را بدانیم.
خلاصه سخنان استاد در مورد مسافر:
در مورد پیمان باید بگویم وقتی به لژیون آمد واقعاً فاجعه بود، من عزا گرفته بودم که با او چه کنم. سخت ترین کار متقاعد کردن او برای قبول اشتباهش بود، البته این کار 4 ماه طول کشید ولی بالاخره حرکت کرد، به کنگره وصل شد و امروز دارد نتیجه اش را می بیند. مشکلاتش را حل کرد و کمک راهنما شد و اکنون در کنگره مشغول خدمت کردن می باشد.

اعلام سفر مسافر:
5 سال مصرف انواع مواد مخدر، 10/5ماه طول سفر اول به روش DST و با استفاده از شربت OT، راهنما جناب آقای عباس امیر معافی، رهایی 2سال و 1 ماه و17روز.




آرزوی مسافر:
امیدوارم همانطوری که آقای مهندس فرمودند، روزی کنگره 60 به کمک اعضا دارای دانشگاهی شود که بتوان انسان های بیشتری درمان شوند.

خلاصه سخنان مسافر:
من در ابتدا خدا را شکر می کنم که تولد دومین سال رهایی ام را جشن می گیرم و از این بابت از حضورهمه شما تشکر میکنم، خیلی چیزها را از زمانی که مصرف کننده بودم به دلیل تخریب زیاد یادم نمی آید ولی به قول مهندس، بودم بودم مهم نیست، مهم این است اکنون چی هستم. یک سال طول کشید که خودم را با کنگره وفق بدهم و اینیک سال به من خیلی سخت گذشت، تنها یک ماه از مصرف مواد لذت بردم ولی بعدازآن دیگر لذتی نبردم و جز حال بد برای من چیز دیگری نداشت. از آقای مهندس و خانواده محترمشان، از کمک راهنما و همسفر عزیزم کمال تشکر را دارم.
خلاصه سخنان همسفر:
از همه شما که پیمان را حمایت کردید سپاسگزارم، من عرق خاصی به این شعبه دارم و آنهم به این دلیل است که پیمان سفرش را از این شعبه شروع کرد و نهایتاً پس از یک سری مشکلات به آکادمی رفت و سفرش را ازآنجا ادامه داد، زمانی رسید که من دیگر نمیتوانستم با پیمان زندگی کنم و دیگر تصمیم به جدایی گرفتم، قبل از انجام این تصمیم به پارک طالقانی رفتم و این قضیه را به خانم شانی گفتم، ایشان وقتی با پیمان صحبت کردند گفتند شما دو نفر هم حس همدیگر هستید، میتوانید به او کمک کنید تا به درمان برسد ، من حرف ایشان را گوش کردم و نهایتاً نتیجهاش را گرفتم و از این بابت از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان و راهنمای مسافرم آقای امیر معافی و کمک راهنمای خودم خانم شانی تشکر میکند و امیدوارم این حال خوب را همه سفر اولیها تجربه کنند.








از طرف وبلاگ نویسان نمایندگی سعادتآباد دومین سال رهایی آقای پیمان شریفی را شادباش میگوییم.
تهیه گزارش:محمد
لژیون آقای نور علی
نمایندگی سعادت آباد