جمعی از همسفران لژیون اول در مورد دستورجلسه " رابطهی یادگیری با معرکهگیری " مشارکت کردند.
مشارکت مکتوب همسفر اکرم:
در قدیم پهلوانان یا درویشان دور هم جمع میشدند و معرکه میگرفتند، زمانی انسان از سخن گفتن و حرف منطقی و عقلانی کم میآورد، معرکهگیری را شروع میکند، ما باید منطقی باشیم و اگر یک حرکت نابهجا انجام میدهیم معذرتخواهی کنیم، مثل لیوان چایی که پای ما به آن میخورد، نباید چهرهی حق به جانب بگیریم که این لیوان را چه کسی این جا گذاشته است، یا به عنوان مثال خانمی که در خانه غذا میپزد و همسرش از او مدام ایراد میگیرد، یا دانشجویی که درس نخوانده و نمره لازم را دریافت نمیکند، معرکهگیری میکند؛ زمانی که شخص تخلف کند و او را جریمه کنند با کمال بیادبی به شخص توهین کنند تو از این بهتر نمیشوی، وارد عرصهی معرکهگیری شده است؛ ما در کنگره آموزش میگیریم و عیبجویی نمیکنیم، همه چیز برای ما قابل تحمل است، یعنی یک گوهر گرانبها را گرفتهایم اما اگر شخصی به آموزشها توجه نکند و وظیفهاش را درست انجام ندهد لژیون را به هم میریزد و شروع میکند به سمپاشی و معرکهگیری و این در قسمت مسافران، همسفران، مرزبانان، در تمام سطوح است و ما باید فرق آن را بدانیم که این کار با علم، معرفت، مطالعه نوشتارها، سیدیها امکانپذیر است، بنابراین ما باید آموزش بگیریم تا دست از این معرکه گیری برداریم و وارد مرحلهی یادگیری بشویم.
مشارکت مکتوب همسفرنسرین:
دستورجلسه رابطهی یادگیری با معرکه گیری، من نباید دنبال حاشیه و بهانهجویی دیگران باشم و همیشه باید سپاسگزار عزیزانی که به من آموزش میدهند تا از تاریکیها بیرون بیایم باشم، اگر خوب رشد نکردهام، قدرت بیان خوبی ندارم و نمیتوانم ارتباط خوبی با دوستان خود برقرار کنم، از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستم، اگر فکر من مملو از تشویش و نگرانی است، آرامش فکری ندارم و تمام این موارد مقصر خود هستم و نباید طلبکار دیگران باشم، بنابراین خود را باید اصلاح کنم و به دلیل منیت به دیگران نق نزنم، از آگاهی و دانشی که در کنگره هست تا میتوانم استفاده کنم زیرا خیلی زود دیر می شود و شاید فرصت از ما گرفته شود
.
مشارکت مکتوب همسفر سمیه:
معرکهگیری، نق زدن، در حاشیه بودن همه و همه از نادانی، جهل و ناآگاهی است، معرکهگیری به قول آقای مهندس یعنی آوردگاه، آوردگاه یعنی مکانی که جنگ و درگیری میشود، معرکه گیری از کمبود آموزش و داشتن حسادت و خودخواهی به وجود میآید؛ یادگیری و معرکهگیری در جهت مخالف هستند، اگر به سمت یادگیری حرکت کنیم از جهل و نادانی فاصله میگیریم اما هر اندازه به سمت معرکهگیری حرکت کنیم، درست برعکس از آموزشها فاصله میگیریم؛ حاشیه انسان را از اصل مطلب دور میکند و در کنگره ۶۰ اصل مطلب همان حرمت است که باید رعایت شود، اگر به یادگیری توجه کنیم به مثلث دانایی میرسیم که شامل تفکر، تجربه و آموزش است، اگر به معرکهگیری توجه کنیم به مثلث جهالت یعنی ترس، منیت و ناامیدی میرسیم، من در هر سیستم یا مکانی باشم فرقی نمیکند اگر بخواهم به دنبال معرکهگیری و نقزدن و حاشیه بروم در نادانی به سر خواهم برد و اگر هدف من از آمدن به کنگره ۶۰ آموزش است، مسلما به سمت یادگیری رهسپار خواهم شد.
مشارکت مکتوب همسفر زهرا:
هر دستور جلسه کنگره کلیدی در اختیار ما قرار میدهد و برای هوشیاری ما است و میخواهد ما را از گزندی نجات بدهد؛ همانطور که میدانیم یکی از ارکان اصلی کنگره۶۰ آموزش است و ما باید در کنگره روی هدف خود متمرکز شویم که یکی از این اهداف، درمان و رهایی مسافر و دیگری درمان تخریب درونی خود است، اما در این مسیر آفتی به نام معرکهگیری و نقزدن و حاشیه وجود دارد، که در این وسط فرد خود را مظلوم و بقیه را زورگو تصور میکند و مثلاً میگوید فلانی راهنمای خوبی دارد که به رهایی رسید و من راهنمای خوبی ندارم و نتیجه این کار که آموزش به حاشیه میرود و در ادامه از مسیر اصلی کنگره دور میشویم و هر شخص که در مسیر آموزش نباشد در مسیر جهالت و تاریکی و نابودی قرار میگیرد، بنابراین ما آموزش گرفتیم که بازیگر باشیم و تماشاچی نباشیم، بازیگر بودن یعنی خدمت کردن، آموزش دیدن و آموزش را اجرایی کردن، بنابراین حاشیه میخواهد ما را از این مسیر دور کند و اگر دور شویم و آموزش نگیریم، ناخودآگاه افکار و نیروهای منفی سراغ ما میآید و این افکار باعث میشود خود را با دیگران مقایسه کنیم و دیگران را قضاوت کنیم؛ بنابراین خدمت کردن در کنگره بزرگترین نعمت است که باعث میشود وارد حاشیه نشویم و در جریان آن، نقاط ضعف و قوت خود را بیابیم.
مشارکت مکتوب همسفر طاهره:
در مورد دستورجلسه رابطه یادگیری و معرکه گیری، همانطور که جناب آقای مهندس میفرماید: ما باید به خود کمک کنیم، یعنی زمانی وارد کنگره میشویم باید هرچه داریم پشت در کنگره بگذاریم و وارد شویم، زیرا چیزهایی که همراه ما است در کنگره ارزشی ندارد؛ بنابراین باید بادقت کامل راهنما انتخاب کنیم و آموزش بگیریم و فرمانبردار راهنمای خود باشیم، زیرا کمک راهنما همانند ما این راه را رفتهاند، حالا اگر من بخواهم حرف کمک راهنما را گوش نکنم، خود ضرر میکنم و حال درونیام خوب نمیشود، اینجا دیگر نمیتوانم معرکه بگیرم و بگویم راهنما به من نگفت که این کار را بکنم، نمیتوانم پیش مرزبان شکایت راهنما را ببرم؛ زیرا خود فرمانبردار خوبی نبودهام، مثل این که مسافر خود دارویش را به موقع نخورد، یا سی دی ننویسد و بعد مدام غر بزند که این چه راهنمایی است، چرا حال من خوب نمیشود و معرکه بگیرد و گردن این و آن بیندازد.
تایپ: جمعی از همسفران لژیون اول
عکس: کمک راهنما همسفر ریحانه (لژیون ۲)
ویراستار: کمک راهنما همسفر ریحانه
تنظیم و ارسال: کمک راهنما همسفر ریحانه
همسفران نمایندگی گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
591