1.یک کمک راهنما چه زمانی میتواند بگوید که با اهداف کنگره هم مسیر شده ام و از عملکرد خود احساس رضایت درونی داشته باشد؟
پاسخ کمک راهنما پیش کسوت همسفر افسانه:

هنگامی که زمان خود را به بهترین شکل ممکن برای رسیدن به اهداف مهم و حیاتی کنگره ۶۰ مدیریت کرده باشم، مطمئناً نسبت به خودم احساس فوقالعادهای خواهم داشت و زمانی که رهجو های خدمتگزاری را برای کنگره تربیت کرده باشم، نه برای خودم و استاد پرورش داده باشم، قطعاً انرژی و اشتیاق بیشتری خواهم داشت و متعهد تر و از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار خواهم بود و این گونه می توانم بگویم با اهداف کنگره هم مسیر شدهام و از عملکرد خود احساس رضایت درونی دارم.
پاسخ کمک راهنما پیش کسوت همسفر زهرا روحانی:

به نظرم در مرحله اول آن راهنما باید هدف کنگره رو بداند، مثلا بداند رهایی و قطع مصرف مواد یا افکار برای مسافر و همسفری که در کنگره می آیند، کمترین آرمان هست و مهمتر از آن، انسانی شدن و انسانی اندیشیدن یک فرد (هم مسافر، هم همسفر) هست، چون خود راهنما اگر در این مورد سر در گم باشد قطعا هیچ وقت به کیفیت رهجو، تفکری نمی کند و هنگام عملکرد چیزهای دیگری او را ارضا می کند، مثل تعداد رهجو یا رهجویی که در خدمت هل داده شود یا نشان داده شود که در ادامه مبحث "آفت رهجوی من" را به بار می آورد، پس هدف و غایت که برای شخصِ راهنما مشخص باشد، طبق آن حرکت می کند و بر مبنای آن حرکت (چه حرکت درونی، چه بیرونی یعنی چه در اعمال در صور ظاهر و چه افکار و احساس و... در صور پنهان) یک احساسی نسبت به خودش دارد که قطعا می تواند گویای عملکردش باشد یعنی اگر غایت درست را بداند بسته به آن حال درونی اش می تواند تشخیص دهد که چگونه عملکردی داشته است و این فقط بین خودش و خودش هست یعنی همان قضیه ای که می گویم حس ما هیچ وقت به ما دروغ نمی گوید. برای مثال دو نفر به کنگره می آیند و در شرایط کاملا مساوی هستند، یعنی مثلا هر جلسه شرکت می کنند ، هر جلسه سی دی می نویسند و همه چیزشان مساوی است اما یکی از این ها وقتی به خانه بر می گردد، بعد از دو ساعت دوباره به آن حال خراب برمی گردد ولی دیگری تا هفته ی آینده انرژی ای که داشته را باز دو چندان می کند و این را اشخاص خیلی خوب در دلِ خود می فهمند، قطعا کسی که حرکت درست و برمبنای عدالت، معرفت، عمل سالم دارد؛ حال خوبی هم دارد و این نشان از رضایت درونی و هم مسیر شدن هست، اما اگر فقط چند ساعتی که درجلسه هست یا اینکه یک روز بعدش حال خوبی دارد یعنی همان سریع الحساب اتفاق افتاده و چون از مسیر اصلی منحرف شده این زاویه مدام بیشتر و بیشتر می شود و شخص حال خوش پایداری ندارد، پس هر چقدر هم تظاهر کند احساس رضایت درونی ندارد و خیلی از زمانهایی که باید لذت ببرد و آرامش بگیرد، درگیر افکار ناخوش خودش می شود، اما گاهی این هم مسیر شدن را دیگران هم شاهد هستند، همانطور که ما می گوییم لازم نیست یک گیاه مدام دست و پا بزند که من را ببینید من را ببینید، و مَن مَن کند؛ موقعی که رشد کرد و تبدیل به درختی تنومند شد همه آن را خواهند دید و به وجودش افتخار میکنند! می خواهم بگویم این هم مسیر شدن و این احساس رضایت را ما از بیرون مشاهده میکنیم، مثلا کسی که حرکت درست کند و طبق قوانین عمل میکند، حتی اگر من به برخی از عملکرد های او خرده بگیرم و نظرهای شخصی داشته باشم، ولی در ادامه و تداوم حرکت ها، این درخت تنومد، درستی خودش را نشان می دهد و ما از بیرون شاهد این رضایت و هم مسیری هدف آن شخص در جایگاه با غایت اصلی می شویم؛ درست مثل عملکرد خانم زهره ایجنت محترم که همه متفق القول از ایشان آموختیم و لذت بردیم و این احساس رضایت کاملا در شعبه مشهود است.
پاسخ کمک راهنما همسفر طیبه:

ما در جهان هستی هرکجا قدم برداریم، به هر مکانی برویم، باید قوانین آن مکان را بلد باشیم، کنگره هم مکانی با قوانین خاص خودش هست؛ یک کمک راهنما قبل از هرچیزی، یک انسان است که با کوله باری از مسئله های حل نشده پا به کنگره گذاشته و خود را تسلیم قوانین این سیستم کرده است، زمانی که تسلیم شویم،به معنی این هست که تمام دستورات و آموزشها را بدون چون و چرا پذیرا هستیم و متوجه شدیم که باید خودشناسی کنیم تا به آرامش برسیم؛ در این هنگام با موج کنگره هم مسیر هستیم و به راحتی به سمت جلو حرکت می کنیم، وقتی هم مسیر شدیم خواه ناخواه با موج کنگره به سمت جلو حرکت می کنیم و در طول مسیر، زمین وجودی خود را شخم می زنیم، زباله ها را دور می ریزیم و گفتارها و رفتارها و تفکر سالم را جایگزین می کنیم و آن احساس رضایت درونی در ما به وجود می آید؛ کمک راهنما مثل یک باغبانی می ماند که اگر با عشق و علاقه در مسیرش قدم بردارد محصولش سالم به بار می نشیند، این هم باعث ایجاد احساس رضایت درونی می شود.
پاسخ کمک راهنما همسفر سهیلا شیرازی:

یک راهنما زمانی می تواند با اهداف کنگره هم مسیر باشد که حرمت ها را به جا بیاورد؛ وقتی در جایگاه کمک راهنمایی قرار می گیرد، از مافوق خودش فرمانبرداری کند و هر چه قانون کنگره است همان را اجرا کند، یک راهنما زمانی می تواند رضایت درونی داشته باشد که خوب حرکت کند، در حاشیه نباشد، منیت نداشته باشد، حالش خراب نباشد و بتواند خوب عمل کند زیرا یک کمک راهنما باید به گونه ای عمل کند که بتواند رهجوهای خوبی تربیت کند، آن موقع است که راهنما می تواند رضایت درونی داشته باشد.
پاسخ کمک راهنما همسفر طاهره پذیری:

جناب مهندس همیشه گفته اند و می گویند راهنما اصلی خودشان هستند و همه زیر نظر ایشان به سفر خود ادامه می دهند یک راهنما زمانی میتواند بگوید که با اهداف کنگره هم مسیر شده است که این اهداف را بشناسد و این زمانی میسر است که ارتباط نزدیکی با آموزش های آقای مهندس از طریق سی دی ها و سخنان آقای مهندس در روزهای چهارشنبه حفظ نموده و همواره سروقت، هوشیار وآماده در جلسات کنگره شرکت نماید و بعد از آن گوش به فرمان باشد و این مستلزم عبور از چهار وادی اول و گام گذاشتن در وادی های اجرایی است، زیرا انسان وقتی از خود و عملکردش رضایت دارد که در صراط مستقیم به آنچه که فکر کرده و به نتیجه رسیده است، عمل نماید.
پاسخ کمک راهنما همسفر مهسا:

به نظر من یک راهنما زمانی می تواند بگوید من با اهداف کنگره هم مسیر شده ام که اول بتواند خود به قوانین و حرمت هایی که از طرف جناب مهندس قرار داده شده عمل نماید و بعد این ها را به رهجوهای خود نیز انتقال دهد، راهنما نباید هدف خود را از کمک راهنما شدن فراموش کند هدف کمک راهنما کمک به انسان های دردمند و دربند تاریکی است نه دیده شدن! راهنما باید آموزش ها را دریافت کند و عملی کندتا کلامش نفوذ داشته باشد، به روز باشد و روز به روز تزکیه و پالایش کند،یکی از اهداف کنگره ۶۰ جهانی شدن علم کنگره است و راهنما هرطور که می تواند مالی، کلامی و... به کنگره خدمت کند تا این علم گران بها به گوش تمامی جهان برسد، حتی با انتقال پیام درمان به یک نفر، نوشتن مقاله و دلنوشته در سایت، راهنما زمانی احساس رضایت می کند که بتواند با عدالت، معرفت و عمل سالم در کنگره خدمت صادقانه انجام دهد و بتواند حتی یک نفر را از مسیر تاریکی به روشنایی هدایت کند، مهم تر از همه معنی محبت را درک کرده باشد و محبت با شناخت، معرفت و آگاهی به دست می آید.
پاسخ کمک راهنما همسفر وجیهه:

آموزشهای کنگره 60 با استفاده از الگو دریافت و به اجرا درمی آید. راهنما یکی از الگوهای مهم در این سیستم می باشد که باید کاملا بدون نقص عمل کند و پیرو رعایت اصول و قوانین و حرمتها و احترام به پیشکسوتان حرکت کند.ما همه رهجویان آقای مهندس هستیم بنابراین باگوش کردن به فرامین ایشان میتوانیم در پیشرفت اهداف کنگره موثر باشیم؛ ازجمله سی دی نوشتن که آقای مهندس به این امر مهم بسیار سفارش کرده اند و ایشان تجربه کرده اند که؛ افرادی که سی دی نمی نویسند، ازتعادل کافی برخوردار نیستند و شاید بدون اینکه خود شخص متوجه شود از مسیر کنگره خارج میشوند؛ بنابراین کمک راهنمایی که سی دی می نویسد، با اهداف کنگره هم مسیر است؛ به موقع و سرساعت در جلسات و لژیون حاضر می شود و مهمتر از همه به حرمتها و قوانین، احترام می گذارد و فرمانبردار مافوق خود می باشد. با وجود این شرایط راهنما حال خوش را در درون خودحس می کند و کسی که در مسیر کنگره است و به آرامش و حال خوش درونی رسیده، این حال خوش را به رهجویان خود انتقال می دهدو آنها نیز فرمانبرداران راهنمای خود میشوند. راهنما با مشاهده عملکرد سالم رهجو و حس و حالی که در خود و رهجو می یابد، از خود احساس رضایت خواهد داشت.
پاسخ کمک راهنما همسفر مریم کشاورز:

حلقه اتصال بین راهنما و رهجو عشق و محبت است؛ زمانی که راهنما کار خود را با عشق و محبت انجام دهد و هیچ مالکیتی نسبت به رهجو نداشته باشد و رهجو را برای کنگره آموزش دهد و تزکیه و پالایش را در ظاهر و باطن از خود شروع کرده باشد.
پاسخ کمک راهنما همسفرعفت:

هدف نهایی کنگره رسیدن به صلح، آرامش، آسایش و تعادل است؛ قوانین و مقررات، حرمتها و نظمی که در کنگره گذاشته شده، ما را به طرف اهداف کنگره هدایت خواهد کرد، بنابراین در کنگره خط و خطوط کاملا مشخص است و زمانی که راهنما در پرتو قوانین حرکت کند و با اهداف کنگره هم مسیر باشد و از درون احساس رضایتمندی کند، آن زمان راهنما وظیفه خود را در قالب چیزی که از او خواسته شده، انجام داده است.برای من کمک راهنما بهتر است که تعداد رهجوی بیشتری داشته باشم و همه چشمها به لژیون من باشد که مثلاً فلان کمک راهنما لژیون پرباری دارد، یا چه تعداد از رهجو های من جایگاه خدمتی دارند و لژیون قوی و نیرومندی داشته باشم؛ ولی این داشتن ها زمانی ارزشمند است که هم در صورآشکار قضیه مطابق اصول و مقررات کنگره آن را به دست آورده باشم و هم در صور پنهان و این داشتن ها از خواسته های نامعقول نفس من نبوده باشد. ما در کنگره با اندازه ها آشنا می شویم و ملاک اصلی، کیفیت در اندازه هاست نه کمیت! تا بتوانیم لژیون قوی و نیرومندی بسازیم؛ شاید این در وهله اول جواب ندهد و نیاز باشد زمان بیشتری بگذرد تا ماندنی ها بمانند و رفتنی ها بروند. برای مثال اگر من ۲۰ رهجو داشته باشم لژیونم باکلاس و معروف می شود، ولی یک مرد جنگی به ازصد سوار!
عشقی که کمک راهنما نثار رهجو می کند باید بلاعوض و عاقلانه باشد نه حسابگرانه؛ اگر در پی این جایگاه توقعی باشد من کمک راهنما موفق نخواهم بود. با وجودی که در کنگره به رهجو گفته می شود که باید کاملاً فرمانبردار راهنمای خود باشی، باز من نباید چنین انتظاری از رهجو داشته باشم، چون پیامد خوبی برای من نخواهد داشت و در نهایت به خودم آسیب می زنم، چون اگر چنین تصوری داشته باشم، امکان دارد همه رهجو ها این چنین نباشند و حس جنگیدن با رهجو در من ایجاد شود و اصرار کنم که تو باید فرمانبردار من باشی و این مسئله میتواند باعث عقبگرد کمک راهنما شود.در کنگره ما با واژه تعادل آشنا هستیم؛ کار کمک راهنما رساندن رهجو به تعادل است، گاهی با بالا بردن رهجو و گاهی با پایین آوردن او! و این هنر کمک راهنما است که با آموزش هایی که می دهد این تعادل و میزان را برقرار کند؛ در این صورت حق رهجو را به جا آورده. در سی دی ویروس آقای امین می فرمایند: باغبان خوب کسی نیست که مرتب به درخت آب بدهد، چون در این صورت درخت دیگر نیازی نمی بیند که ریشه های خود را قوی و بلند کند تا به آب برسد و همیشه آب در دسترس آن بوده و این درخت با کوچکترین باد و طوفانی از جا کنده خواهد شد؛ بنابراین کمک راهنما باید اندازه و مقدار را بلد باشد و با آموزش هایی که انتقال می دهد، از توان قدرت و نیروی خود رهجو برای قوی شدن رهجو استفاده کند و این بزرگترین خدمتی است که کمک راهنما می تواند در حق رهجو انجام دهد.
پاسخ کمک راهنما همسفر مهری:

زمانی که راهنما در جهت اهداف کنگره تلاش می کند و آن را از قوه به فعل در می آورد، می تواند این را به عنوان الگو به رهجوی خود نشان دهد و اینکه من مطابق اهداف کنگره ۶۰ حرکت کنم؛ در کنگره نباید تماشاچی باشیم بلکه باید بازیگر باشیم و این هم جزء رعایت اصول و حرمت ها و قوانین کنگره ۶۰ می باشد. یکی از مهمترین اهداف کنگره ۶۰ بین المللی شدن و فعالیت نمایندگی های کنگره ۶۰ در خارج از کشور است و هدف دیگر استحکام پایه های مالی و علمی کنگره است که از نظر مالی به خود متکی می باشد؛ با توجه به اینکه جشن گلریزان نزدیک است، من مهری باید در این مدت در مسیر این دو هدف گام بر دارم: اول عضویت در لژیون سردار که به مفهوم حرکت در جهت خدمت مالی کنگره و کمک به رشد علمی و معنوی کنگره که پیرو رعایت اصول و قوانین و احترام به پیشکسوت ها است. رشد علمی که همان پرورش کمک راهنما یا نیروی متخصص برای کنگره است و رشد معنوی که با بخشیدن مبلغی و با عضو شدن در لژیون سردار، ماروز به روز شاهد رشد معنوی افراد هستیم و همان طور که میبینیم در سی دی عقاید پوسیده آقای مهندس می فرمایند: که روش کنگره یک روش الگو برداری است و کمک راهنما در کنگره یک الگو و سند بدون نقص است. زمانی که یک کمک راهنما پیرو اهداف کنگره گام بر می دارد یعنی اینکه راهنما هم مسیر اهداف کنگره 60 شده است؛ کمک راهنمایی هم مسیر کنگره است که حضور مستمر در جلسات داشته باشد و سر ساعت به جلسات بیاید و سی دی ها را به طور منظم بنویسد و از همه مهم تر قوانین و حرمت های کنگره را رعایت کند و هم گام با دانش کنگره پیش برود؛ چیزی که برای یک کمک راهنما بسیار لذتبخش است، داشتن یک لژیون قوی است که مطابق با قوانین و حرمت کنگره حرکت کند.
من زمانی از عملکرد خودم راضی هستم که از چهار چوب قوانین، اهداف و حرمت ها و مسیر کنگره خارج نشوم و در ذهن خودم به فکر جایگاه و مقام نباشم، یا اهدافی به غیر از اهداف کنگره را دنبال نکنم و همگام با دانش کنگره پیش بروم و خدمتگزار صدیق کنگره شصت باشم. اگر ما تحت فرمان این سیستم باشیم، ماهیت خواسته های ما فرق می کند و خواسته های معقولی خواهیم داشت و اکنون که کمک راهنما هستیم باید گوش به فرمان سیستم کنگره۶۰ باشیم و در هر جایی باید رضایت خالق را داشته باشیم چراکه کسی که رضایت خالق را نداشته باشد، تعادل ندارد.
2.به نظر شما چه زمانی کمک راهنما عقبگرد خواهد داشت و در حق رهجو اجحاف ( ظلم ) خواهد کرد؟
پاسخ کمک راهنما پیشکسوت همسفر افسانه:
در کنگره ۶۰ دو پارامتر به موازات هم حرکت می کنند یکی تجربه مفید و دیگری آموزش صحیح است، زمانی یک کمک راهنما دچار عقب گرد می شود که از آموزش های کنگره دور شده باشد و تکلیفی چون سی دی نوشتن را انجام ندهد یا از مطالب کنگره استفاده نکند، وقتی خودش به عنوان راهنما از این مطالب استفاده نکند، نمی تواند به رهجو ها هم آموزش دهد، در واقع غذایی ندارد که به رهجو بدهد، قطعاً هم به خودش و هم به رهجو ظلم میکند؛ رهجوی که وقت و زمان خود را برای یادگیری در این لژیون گذاشته است، اگر راهنما در هر زمینهای باورها و اندیشه های منفی داشته باشد این نوع تفکر و اندیشه های منفی گرایانه به طور قطع نوع تفکر و عملکرد کمک راهنما را تحت تاثیر قرار می دهد، سرانجام جزئی از واقعیتهای زندگیاش میشود و این افکار منفی و پوسیده را مثل سم در لژیون پخش میکند و باعث عقبگرد راهنما خواهد شد؛ طبق فرمایشات جناب مهندس: اگر بنای آباد باشد، اما ساکنین آن خراب باشند، بنا هم کم کم رو به نابودی و خرابی میرود، اما ساکنین آباد بناهای خراب یا ویرانه را هم میتوانند احیا نمایند.
پاسخ کمک راهنما پیشکسوت همسفر زهرا روحانی:
فکر می کنم بی ارتباط به سوال قبل نیست، قاعدتا ما می دانیم شال کمک راهنمایی فقط یک شال رنگی ساده نیست پشت این ظاهر ساده یک مسئولیت خطیر و یک جایگاه مهم هست که بارها اقای مهندس خطاب به کمک راهنمایان می فرمایند : شما خودتان هم نمی دانید که دارید،چه کار مهمی انجام می دهید؛ طبعا شخص در این جایگاه می داند که چه مسئولیت و چه هدفی دارد. یکی از ملزومات این جایگاه این هست که شخص راهنما علمش را به روز کند و بیشتر از رهجو، به کارهای خودش دقت کند و هروز خودش را محک بزند، حالا هر کس که در راستای کمک راهنمایی تلاش می کند این موارد را می داند و چون ما در کنگره هیچ اجباری نداریم، می تواند قبول نکند و این مسئولیت را نپذیرد یا از کارش استعفا دهد اما کسی که قبول می کند دیگر به اختیار خودش این مسئولیت را پذیرفته است، بنابرین این بازی برایش بازی در آگاهی محسوب می شود و هر عملی که می کند باید آگاهانه باشد و هر کار که بکند بازتابش را خواهد دید؛ مورد دیگر اینکه همه ی ما با توجه به کمال گرا بودن انسان ها می دانیم که هیچ انسانی حاضر نیست بد باشد یا بدی کند، اما چه می شود که اینگونه می شود؟ زمانی که شخص غایت خود را گم کرده یا اینکه دچار حقه هایی همچون حقه ی نسیان یا فراموشی ، منیت و ... شده است که این بخاطر دانش و دانایی کم اوست، و زمانی که خطاها خودشان را ملبس به لباس تقوا می کند او دیگر قادر به تشخیص نبوده است، پس این عیب به خود شخص بر می گردد؛ برای یک راهنما اینجا نه تنها خودش دچار جهل شده، بلکه جمعی را در پشت سر خود خراب می کند؛ پس دقیقا همین قدر که یک راهنما می تواند خوب عمل کند،اگر مقداری منحرف شود به همان میزان می تواند در خراب شدن انسانها دست داشته باشد، این هشداری هست که باعث می شود راهنما مرتب خودش را محک بزند، راهنمای اصلی ما جناب مهندس است که مستقیما برای ما در سی دی ها یا روزهای چهارشنبه صحبت می کنند، پس چقدر خوب است که در عین فرمانبرداری از جایگاه ها، خودمان مسئولیت کار خودمان را بپذیریم و طبق بیانات جناب مهندس خودمان و عملکردهایمان را محک بزنیم، به این معنی که همزمان در حال کسب دانایی هستیم از دانایی خود استفاده کنیم و بتوانیم قدرت دانایی و تشخیص خود را بالاتر ببریم و در نهایت مسئولیت ما برای همه آنهایی که در نادانی هستند، این است، دعا کنیم انشالله از این جهل در بیایند، هیچ کس ماندن در تاریکی و جهل را دوست ندارد حتی اگر تظاهر کند.
پاسخ کمک راهنما همسفر طیبه:
ما در کنگره به دنبال یافتن مهارتهایی هستیم که بتوانیم مسائل به وجود آمده را به راحتی و بدون هیچ دغدغه ای حل کنیم،این امر نیاز بهشناخت، معرفت، آگاهی و در نتیجه ترکیه و پالایش دارد، کمک راهنمایی که مسیر خودش را گم می کند یا عقب گرد می کند از آن آگاهی و شناخت لازم برخوردار نیست و یا آموزشهارو به اشتباه برداشت کرده است. کمک راهنمایی که مهارتها را آموزشدیده باشد، شاید دچار یکسری طوفانها و یا ابرهای تیره شود، ولی می تواند در کمترین زمان، آن طوفان را به آرامش و آن ابرها را به باران تبدیل کند، ولی اگر جهانبینی پایین باشد قطعا به عقب برمی گردد یا به راشتباه خود چراغ سبز نشان می دهد، از مسیر درست خارج می شود و آن حس خالص و نابی را که باید از وجودش به رهجو انتقال دهد را ندارد، در نتیجه چون رهجو بازهم سردر گم تراز گذشته می شود نمی تواند به درستی تفکر کند و دست به انتخابات اشتباهی می زند.
پاسخ کمک راهنما همسفر سهیلا شیرازی:
در صورتی یک راهنما به عقب خواهد رفت که منیت داشته باشد، خودش را سرور رهجو بداند وبخواهد از جایگاهش سوءاستفاده کند، یک راهنما الگو می باشد و باید خوب عمل کند، برای داشتن یک لژیون قوی، ابتدا باید حال خود کمک راهنما خراب نباشد، روحیه خوبی داشته باشد تا بتواند خوب عمل کند، وقتی یک راهنما خوب حرکت کند رهجو هم به دنبال آن خوب حرکت می کند و جا پای استادش می گذارد، رهجو به یک الگوی خوب وبدون نقص نیاز دارد، یک راهنما وظایفی را بر عهده دارد اگر این وظایف را به درستی انجام دهد، رهجوهایی با حال خوش به کنگره تحویل می دهد و با این کار از وظیفه خودش سربلند بیرون می آید، ما همواره باید مطیع کنگره باشیم، در واقع اگر رهجو با منش رفتار کند رفتار او نشان دهنده نوع آموزش های دریافتی از راهنما است، جناب مهندس فرمودند؛ رهجوها، دست راهنماها امانت هستند وکمک راهنماها نباید گذشته خود را فراموش کنند وبا رهجوها رفتارمناسبی داشته باشند و کاری کنند که رهجو از بودن در کنگره و از بودن در کنار چنین راهنمایی لذت ببرد وحالش خوب شود، اساس کار کنگره بر مبنای معرفت، عمل سالم وعدالت است، پندار نیک، گفتار نیک وکردار نیک هم اساس کار کنگره است، بنابراین نتیجه میگیریم که اگر لژیونی چنین ویژگیها را داشته باشد، آن لژیون یک لژیون بسیار قوی خواهد بود و اگه غیر از این باشد این لژیون ضعیف عمل کرده و در حق رهجو ظلم شده است.
پاسخ کمک راهنما همسفر طاهره پذیری:
وقتی که راهنما به روز نباشد و خودش نتوانسته باشد به دانسته های خود عمل کند، ناخودآگاه عقبگرد خواهد داشت و این قانون طبیعت است یک ورزشکار حرفه ای تا زمانی توانمند است که بتواند هر روز ورزش کند و مراقب تغذیه خود باشد، آن گاه عضلاتی توانمند خواهد داشت، بقیه موارد هم از این موضوع مستثنا نیست.
پاسخ کمک راهنما همسفر مهسا:
راهنما زمانی عقب گرد خواهد داشت که جایگاه، دیده شدن و منافع شخصی برایش مهم باشد و اگر راهنما نتواند درست آموزش دهد، لژیون را به بحث آزاد و درد و دل بگذارد، خارج از آموزشهای کنگره کار کند، متون اصلی کنگره، سی دی ها و جزوه ها را کار نکند قطعاً آسیب به خودش و رهجوهایش می زند، کمک راهنما باید علم خود را به روز کند، آماده سر لژیون حاضر شود همچنین با حس و انرژی خوب وارد کنگره شود، کمک راهنمایی که در حاشیه باشد نمیتواند آموزش ها را دریافت کند و به رهجوها انتقال دهد، اگر راهنما بیش از حد از رهجوی خود توقع داشته باشد در حق او ظلم کرده است زیرا به فرمایش جناب مهندس ما باید خود را به جای تازه وارد و رهجو بگذاریم و خود را سرور آنها ندانیم.
پاسخ کمک راهنما همسفر وجیهه:
به فرموده آقای مهندس، زمانی که انسان به این نتیجه برسد که به اندازه کافی آموزش دریافت کرده و دیگر نیازی به يادگيري ندارد آن نقطه، نقطه سقوط اوست؛ یک کمک راهنما باید دائما درحال آموزش باشد. آقای مهندس در سی دی مثلث محبت میفرمایند: محبت از انسان دانا تراوش میکند، بنابراین راهنما برای انتقال محبت باید دائما درحال بالا بردن دانایی خود باشدتا محبت درون او به وجود آید؛ انسانی که محبت نداشته باشد آرامش ندارد و راهنمایی که محبت درونش تقویت نشده باشد و از درون آرامش نداشته باشد نمی تواند در بحث آموزش و برخورد با رهجو موفق عمل کند و این موضوع می تواند در رهجو تخریب به وجود آورد. درسی دی نمایش جهنم ایشان می فرمایند: ما به انسانی که در راه مانده و تشنه است آب می دهیم ولی به دنبالش نمی رویم که به مقصد برسد، بنابراین حدومرز محبت بین راهنما و رهجو باید مشخص شود؛ راهنما نباید خود را پرستار یا مشاور خانواده تصور کند، چون باعث تخریب در رهجو و حتی خود راهنما می شود و این درحق رهجویی که تشنه آموزش و محبت است، ظلم بزرگی است، ولی در اثرمحبت بیش از حد راهنما و گاهی یدک کشیدن رهجو توسط راهنما، رهجو احساس قربانی بودن می کندو دچار احساس بی لیاقتی و ناتوانی می شود و در نتیجه از مسیر خارج میشود و این ظلمی است که راهنما با حمایت بیش از حد در حق رهجو انجام داده است.
پاسخ کمک راهنما همسفر مریم کشاورز:
موفقیت یک راهنما در لژیون زمانی است که؛ به طور منظم سی دی گوش کند و همگام با دانش کنگره ۶۰ پیش برود، اگر این گونه نباشد و بدون اطلاعات و آگاهی در لژیون حاضر شود، هم حال خودش خراب می شود وهم در حق رهجو ظلم شده است.
پاسخ کمک راهنما همسفر مهری:
همان طور که می دانیم باید در هر کاری تعادل داشته باشیم. درست است که اساس کنگره عشق و محبت است و عشق و محبت، حلقه اتصال راهنما و رهجو می باشد؛ اما زمانی که من مهری با حس خوبم آموزش بدهم آن موقع کلام من نفوذ دارد و تاثیر گذار است اما وقتی از مسیر تزکیه و پالایش خارج شوم، وارد حس مالکیت رهجو می شوم. ما در کنگره آموختیم که رهجو را برای خودمان پرورش ندهیم بلکه برای کنگره پرورش دهیم و می دانیم که ما همه رهجوی کنگره۶۰ هستیم و باید آموزش های ما بر مبنای عدالت، معرفت و عمل سالم باشد و در جهت آن حرکت کنیم. ظلم راهنما در حق رهجو زمانی رخ میدهد که: محبت و حمایت بیش از حد و محبت بی اندازه در حق رهجو شود و آنجاست که رهجو خودش را ناتوان می پندارد و احساس بی لیاقتی می کند. در سی دی نمایش جهنم آقای مهندس فرمودند که: تشنگی تشنگان را بر طرف نمائید نه اینکه تا مقصد به دنبال آنها برویم، یعنی ما باید به اندازه به رهجو آموزش دهیم نه اینکه برای رهجو خدمت بگیریم و او را وارد حاشیه کنیم. در سی دی ویروس جناب آقای امین فرمودند: راهنما مثل یک باغبان است و نهال ها و ریشه ها را تقویت و آبیاری می کند و آن دیسیپلین و نظم و سخت گیری هایی که می شود در واقع مانند صافی عمل می کند و مشخص می کند که چه کسی نیازمند و تشنه آموزش ها است.
در لژیونی که هم محبت و هم سخت گیری می شود، در ادامه آن خروجی لژیون محصولات قوی و مرغوبی هستند؛ جمله معروفی در کتاب ۶۰ درجه است که می گوید: کالا باید آنقدر با ارزش باشد تا به کار تجارت بیاید؛ یعنی آموزش هایی که من مهری می دهم و آن محصولات قوی و خروجی هایی که تحویل کنگره می دهم باید به کار تجارت که همان رشد علمی کنگره است بیاید و اینکه راهنما باید روی خودش کار کند و آنقدر به تزکیه و پالایش رسیده باشد که بداند چه زمانی و به چه اندازه باید محبت کند و بیش از حد به رهجو محبت نکند چون در واقع در حق او ظلم کرده است.
تایپ:کمک راهنمایان نمایندگی سلمان فارسی
ویرایش:همسفر ملیحه لژیون25
همسفر فاطمه لژیون11
همسفر سمانه لژیون11
ارسال:همسفر فاطمه لژیون11
- تعداد بازدید از این مطلب :
616