English Version
This Site Is Available In English

هر کسی در هر جای کنگره در حال خدمت کردن است، سفیر کنگره می‌باشد.(آکادمی)

هر کسی در هر جای کنگره در حال خدمت کردن است، سفیر کنگره می‌باشد.(آکادمی)

جلسه ششم از دوره  ششم سردار خانم‌های مسافر، شعبه آکادمی، با استادی مسافر سار، نگهبانی همسفر کیمیا و دبیری مسافر روناک کمک راهنما، با دستور جلسه «هزینه‌های ایجاد دانشگاه» روز یکشنبه ۳ مردادماه ۱۴۰۰ رأس ساعت ۱۲:۰۰ ظهر آغاز به کار نمود.

https://up.c60.ir/repository/3098/WhatsApp%20Image%202021-08-02%20at%2010.50.28.jpeg

سخنان استاد:

سلام دوستان سار هستم یک مسافر. دستور جلسه امروز، در مورد «هزینه‌های ایجاد دانشگاه» است. قبل از اینکه در مورد هزینه‌های دانشگاه مشارکت داشته باشیم، باید ببینیم هدف از ساخت دانشگاه چیست؟ و دانشگاه را برای چه منظوری می‌سازند؟

معمولاً دانشگاه زمانی ساخته می‌شود که بخواهند علمی را در سطحی وسیع و در حد پیشرفته گسترش بدهند و به گوش همه برسانند، تا عموم به آن دسترسی داشته باشند. این امر در مورد کنگره ۶۰ نیز صادق است. هدف کنگره همیشه این بوده که فراتر از مرزها حرکت کند، تا علم درمان اعتیاد را به گوش تمام مردم جهان برساند. اگر غیرازاین عمل کنیم، خودخواهی است، زیرا سایر مردم جهان‌ هم حق دارند مانند ما به آگاهی و رهایی برسند.

ما نمی‌توانیم به همین شعبه آکادمی و چند شعبه دیگر بسنده کنیم. همان‌طور که می‌بینیم، فعالیت‌های کنگره ۶۰ از حوزه درمان اعتیاد فراتر رفته، و روی برخی از بیماری‌های لاعلاج کار می‌کند. مقالات مربوط به این تحقیقات، به ۴ کشور فرانسه، سوئیس، ترکیه و امارات فرستاده شده و (accept) پذیرفته شده است. تمام این‌ها لزوم تأسیس دانشگاه را به ما گوشزد می‌کند.

هزینه‌های تأسیس دانشگاه را از دو راه می‌توانیم تأمین کنیم؛ یا باید به دیگران متوسل بشویم و از جوامع بین‌المللی و یا سازمان‌های داخلی کمک بخواهیم، که این کار باعث می‌شود توقعاتی برای آن‌ها ایجاد شود که در هر کاری دخالت کنند و صاحب‌نظر باشند. آقای مهندس همیشه می‌فرمایند؛ ما هرگز از هیچ نهاد یا سازمان داخلی و خارجی کمکی دریافت نکرده و نمی‌کنیم.

راه دوم این است که به نیروهای خودمان متکی باشیم، همه با هم همکاری داشته باشیم، تا بتوانیم هزینه‌های تأسیس دانشگاه را بپردازیم.

این قضیه مرا یاد خاطره‌ای در زمان دانشجویی انداخت؛ من در رشته پرستاری تحصیل می‌کردم، خانواده‌ام به میزان معینی مرا حمایت می‌کردند و می‌توانستم از آن‌ها پول دریافت کنم. روزی دندان‌درد گرفتم، و ناچار شدم مبلغی را که برای دانشگاهم بود، صرف هزینه‌های دندان‌پزشکی کنم. چون نمی‌خواستم دوباره از خانواده‌ام کمک بگیرم، ۴۰ روز در یک غذای فوری کار کردم، تا بتوانم مبلغی را که خرج کرده بودم، تهیه کنم.

تأمین هزینه‌های دانشگاه، باید بر پایه پارامترهای صرفه‌جویی، قناعت و پس‌انداز باشد. من فکر می‌کنم این وظیفه همه ماست که پس‌انداز داشته باشیم، انشاالله بتوانیم در تأمین این هزینه‌ها نقش مهمی ایفا کنیم.

 

مشارکت خانم میترا کمک راهنما:

سلام دوستان میترا هستم یک مسافر. جایگاه استادی را به خانم‌ سار تبریک می‌گویم. هر وقت راجع به هزینه‌های دانشگاه صحبت می‌شود، حالت شرمندگی و خجالت به من دست می‌دهد، چون تأسیس دانشگاه هزینه بسیار بالایی دارد. نمی‌خواهم بگویم همه باید مشارکت بالایی داشته باشند، ولی من به‌شخصه دوست دارم مشارکت قوی و خوبی داشته باشم، انشاالله امکانات مالی فراهم بشود که بتوانم این کار را انجام بدهم.

همین‌طور که استاد جلسه گفتند، مقالات جناب مهندس از طرف چند کشور و مجامع علمی پذیرفته شده، حالا باید برای ارائه برود، که تاریخ ارائه نیز مشخص شده است. روزی جناب مهندس در صحبت‌هایشان تعریف کردند؛ یکی از اساتید دانشگاه هاروارد به اینجا آمدند، ایشان در مورد روش درمان با آن استاد صحبت کردند و گفتند در کنگره بسیاری از بیماری‌ها با روش DST درمان می‌شود. استاد از صحبت‌های آقای مهندس بسیار استقبال کردند، ولی در پایان گفتند؛ چون از کانال دانشگاهی وارد نشده‌اید، این روش و صحبت های شما شنیده نمی‌شود.

این اتفاق برای خود من هم افتاد؛ با یکی از همکارانم که از دانشمندان عصر حاضر است، در این زمینه صحبت کردم. ایشان در زمینه سرطان زنان فعالیت دارند، و با علم و تخصص به اینجا رسیده‌اند، اما پذیرفتن این موضوع برایشان بسیار سخت بود. چرا؟ چون پزشکان و دانشمندان خیلی زحمت می‌کشند تا یک کار کوچک را انجام بدهند، باید مطالعات زیادی داشته باشند، مقالات زیادی بخوانند و بسیار تلاش کنند.

برای این همکارم تعریف کرده بودم که بسیاری از بیماری‌ها در کنگره درمان می‌شوند، و گفتم خود من شاگردانی داشتم که بیماری‌هایی نظیر سرطان خونی، سرطان ‌تخمدان و اسکیزوفرنی داشتند و با روش کنگره به درمان رسیده‌اند. گفتم ما این روش را پیدا کرده‌ایم، اما تحقیق در مورد آن، بر عهده دانشمندان و جامعه پزشکی است. این حرفی بود که آقای مهندس همیشه می‌گفتند… آن موقع همکارم اصلاً دوست نداشتند صحبت‌های مرا گوش بدهند، و خودشان را با پرونده‌ها و کارهای دیگر مشغول می‌کردند.

اما این بار وقتی با مقالات علمی جناب مهندس نزد ایشان رفتم، بلند شدند و سرپا ایستادند، و گفتند؛ آفرین! این شد یک کار بیسیک و علمی! ما معتقد هستیم؛ «علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص است». ولی ذهنیت پزشکان و دانشمندان متفاوت است، آن‌ها می‌گویند باید از طریق دانشگاه و علم وارد بشویم. اکنون بسیاری از پزشکان ما از این مقالات استقبال کرده‌اند و می‌خواهند مقالات را برایشان ارسال کنم، اما به آن‌ها گفتم؛ این هم هزینه دارد! انشاالله مقاله که بیرون آمد، آن را بخرید و مطالعه کنید!

من همیشه مثال می‌زنم و می‌گویم؛ اگر لباس هندی خریده باشید، می‌بینید روی پارچه‌های آن‌ها، زری‌دوزی، منجوق‌دوزی، پولک‌دوزی و یراق‌دوزی شده است، ولی اگر آن پارچه را کمی تکان بدهید، پاره می‌شود، یعنی بستر، بستر نا به‌جایی است، ولی روی آن کار زیادی انجام گرفته است.

علم نیز همین‌طور است. آقای مهندس چندی پیش فرمودند؛ تحقیقات زیادی در مورد کرونا انجام شده و به نتایجی رسیده‌اند؛ مثلاً، شخصی که کرونا می‌گیرد، وقتی نفس می‌کشد، چه تعداد ویروس از دهانش خارج می‌شود، وقتی حرف می‌زند، تعداد بیشتری ویروس به بیرون منتقل می‌کند، و با عطسه یا سرفه کردن، بیشترین میزان ویروس از دهان او بیرون می‌آید! و بررسی کرده‌اند برای بیمار شدن یک شخص، دو میلیون ویروس کرونا لازم است. همه این‌ها را شمرده‌اند! دستشان درد نکند، ولی چه راهکاری ارائه داده‌اند؟!

ما در کنگره راهکار داریم، ولی شنیده نمی‌شویم. در علم پزشکی درمان بسیاری از بیماری‌ها کشف شده است، روال کار به این صورت بود که ابتدا در آزمایشگاه روی موش‌ها و جانوران دیگر آزمایش می‌کردند، و بعد روی نمونه‌های انسانی، سپس می‌توانستند آن درمان یا دارو را به عموم انسان‌ها عرضه کنند.

اما در کنگره ۶۰، روش DST اول روی مدل انسانی اجرا شد، و در ادامه درمان‌ها مشخص شدند. یعنی آقای مهندس دیدند شخصی که مصرف‌کننده بوده و بیماری سرطان خون هم داشته، پس از رسیدن به درمان، دیگر نشانی از سرطان در او دیده نمی‌شود! یا مصرف‌کننده‌ای که به بیماری‌ام اس مبتلا بوده، در حین درمان اعتیاد، بیماری‌اش نیز خوب شده است. بنابراین می‌بینیم که این روال، در کنگره اول روی انسان‌ها انجام گرفت و بسیاری به درمان قطعی رسیدند. ولی برای اینکه شنیده و دیده بشویم، به‌ناچار باید طبق الگوها پیش برویم.

همان‌طور که جناب مهندس می‌فرمایند، آزمایش روی یک موش رت، دو هزار یورو هزینه دارد. همین‌طور گودبرداری و ساخت تأسیسات دانشگاه، که نیاز به هزینه‌های بسیاری دارد. ایشان هر بار برای هر کار کوچکی، حدود ۵۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان چک می‌کشند. ولی حجت را بر همه ما تمام کردند و فرمودند؛ «گاوی که نان گدایی بخورد، شیر نمی‌دهد!». پس ما باید روی پای خودمان باستیم و خودمان هزینه‌ها را تأمین کنیم. به قول خانم سار، باید قناعت کنیم؛ «دانه‌دانه است غله در انبار». به‌جای اینکه هر روز یکدست لباس بخریم یا به رستوران برویم، می‌توانیم از بسیاری هزینه‌هایمان بزنیم و پس‌انداز کنیم، تا بتوانیم برای تأمین هزینه‌های دانشگاه مشارکت کنیم.

معجزه‌ای که در این کار وجود دارد و همه ما می‌دانیم، این است که به نظر می‌رسد ما به کنگره کمک می‌کنیم، ولی در اصل به خود ما کمک می‌شود، خود ما پولدار می‌شویم! البته نباید به این نیت کمک کنیم که پولدار شویم، نه! وقتی این کار را انجام می‌دهیم، ناخودآگاه می‌بینیم از یک‌میلیون و دو میلیون تومان گذر کرده‌ایم و توانسته‌ایم پایه‌های مالی خود را مستحکم نماییم.

این دستور جلسه به ما یاد می‌دهد، چطور هزینه کنیم، یاد می‌گیریم سرمایه‌گذاری کنیم و از پولمان بگذریم، و این گذر کردن بسیار مهم است، چون دیگر اسیر نیستیم.

خیلی مهم است که همه شما در صحبت‌ها مشارکت داشته باشد. چون وقتی شرکت می‌کنید، همان موقع به شما الهام می‌شود، روح درونتان به شما می‌گوید؛ فلان مطلب را بگو! به‌این‌ترتیب مطالب را بهتر یاد می‌گیریم. هرکدام از اعضا که صحبت می‌کنند، نکته‌ای دریافت می‌کنیم، چراکه افراد مسائل را از زوایای گوناگون می‌بینند، درواقع با مشارکت کردن، دید ما وسعت پیدا می‌کند.

 

مشارکت خانم سمیرا کمک راهنما:

سلام دوستان سمیرا هستم یک مسافر. همان‌طور که خانم میترا فرمودند، ما برای این‌که در دنیای بیرون دیده و شنیده بشویم، حتماً باید از طریق علم پیش برویم. من به‌عنوان فرد کنگره‌ای، نمی‌توانم در خیابان راه بروم و برای همه تعریف کنم کنگره چگونه جایی است! نمی‌توانم توضیح بدهم که آموزش‌ها و روش درمان کنگره این‌گونه است، اگر به کنگره بیایید، جهان‌بینی شما تغییر می‌کند! …

ولی آقای مهندس با تأسیس آکادمی یا دانشگاه کنگره ۶۰، این پیام را به گوش جهانیان می‌رسانند و راه را برای همه باز می‌کنند.

به نظر من، تأسیس این دانشگاه، برای ایران و ایرانیان، یک افتخار بزرگ است که در تاریخ خواهد ماند. چراکه چنین چیزی در طول تاریخ علمی ایران نداشتیم. حال برای رساندن پیام کنگره به جهانیان، کوچک‌ترین وظیفه من این است که با شرکت در گل‌ریزان، نقش پررنگی داشته باشم. در همین شرایط فعلی که جامعه دچار تورم است، من می‌توانم قدم کوچکی بردارم و به عضویت لژیون سردار درآیم.

اگر پس‌انداز کردن را به‌خوبی یاد گرفته باشم، دوازده ماه فرصت دارم تا ۶ میلیون تومان پس‌انداز کنم و این کار را انجام دهم. همه ما، حتی اگر شده به‌اندازه یک آجر، باید در تأسیس دانشگاه سهیم باشیم. این حرکتی است برای رساندن پیام کنگره به کل جهان و جهانیان.

 

صحبت‌های خانم فاطمه همسفر:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. به تمام کسانی که به‌تازگی عضو لژیون سردار شده‌اند تبریک می‌گویم. همچنین به خانم سمیرا همسفر، ایشان به‌تازگی از بیماری کرونا نجات پیدا کردند، و به شکرانه درمانشان، عضو لژیون سردار شدند. ورود خانم زهرا و خانم فائزه را به لژیون سردار شعبه میخک اعلام می‌کنم، و به تمام اعضا، خصوصاً خانم میترا اسیستانت لژیون سردار تبریک می‌گویم.

در مورد دستور جلسه؛ جناب مهندس چیدمان این سیستم را بسیار هوشمندانه طراحی کرده‌اند. ایشآن‌ همیشه می‌گویند؛ انسان، باید به‌جایگاه انسانی خودش بازگشت داده شود، تا جایگاهی که ازدست‌داده بود، دوباره به او برگردانده شود.

زمانی که به کنگره می‌آییم، هیچ پلاکارد، تابلو یا اعلامیه‌ای مبنی بر معرفی درمان با روش DST وجود ندارد. اما اعضای کنگره سندی بدون نقص هستند. کنگره، اطلاع‌رسانی را از سایت آغاز نمود، و از این طریق به تمام جهان اعلام کرد که این درمان در کنگره انجام می‌شود. بعد وبلاگ‌ها شروع به کار کردند، و در ادامه درمان سیگار انجام شد.

در تمام همایش‌ها وقتی افراد دور هم جمع می‌شدند، سیگار می‌کشیدند، و این برای کنگره زیبا نبود. درنتیجه آقای مهندس دستور دادند دود کلاً باید کنار برود! ازآن‌پس اعضای کنگره در همایش‌ها با لباس سفید و مرتب ظاهر می‌شدند. در ادامه موضوع اضافه وزن مطرح شد، درواقع با روش DST، به‌تدریج ما را برای برنامه‌های پیش رو آماده کردند. و بعد فرمودند افراد در رشته‌های روانشناسی به تحصیل بپردازند، تا برای تأسیس دانشگاه آمادگی ایجاد کنند.

از روزی که آقای مهندس کلمه آکادمی را مطرح کردند، آن‌قدر آن را تکرار کردند و گفتند که مانند میخی که می‌کوبند تا در دیوار فروبرود، در ذهن ما جا افتاد. برخی به گفته ایشان می‌خندیدند و می‌گفتند؛ ما می‌خواهیم موادمان را کنار بگذاریم، آکادمی دیگر چیست؟!

اما آقای مهندس می‌دانستند چه کار می‌خواهند انجام دهند، و با حرکاتی هوشمندانه، افراد را آماده کردند، ابتدا درمان اعتیاد بود، بعد درمان سیگار، تغذیه سالم و درمان اضافه وزن، و بعد ادامه تحصیل، و فرمودند برای تدریس و خدمت در آکادمی، باید تحصیلات دانشگاهی داشته باشید. خدا را شکر سال گذشته توانستند آکادمی را خریداری کنند، تا صدای کنگره را به گوش جهانیان برسانند.

هر کسی در هر جای کنگره در حال خدمت کردن است، سفیر کنگره می‌باشد، و چه بهتر که افراد در تمام جهات سندی بدون نقص باشند، هر کس به سهم خودش، سردارها، دنورها، پهلوانان، یا افرادی که تحصیل می‌کنند همگی می‌توانند در دانشگاه سفیر کنگره باشند. جای شکر و قدردانی دارد که استادمان به ما اجازه دادند حال خوب را تجربه کنیم و به آرامش برسیم.

ما با پرداخت ۲۵ یا ۳۰ هزار تومان، یک بطری D. SAP تهیه می‌کنیم، خودمان و تمام اعضای خانواده‌مان به‌راحتی به درمان و سلامتی می‌رسیم، و دیگر نیازی به بستری شدن در بیمارستان‌ها و پرداخت هزینه‌های ۲۵ میلیون تومانی پیدا نمی‌کنیم.

با خودم فکر می‌کردم؛ حال خوش کیلویی چند؟! درواقع با توجه به هزینه‌هایی که خارج از کنگره پرداخت می‌کنیم، هزینه عضویت در لژیون سردار بسیار کم است. امسال، من، همسرم و دخترم وارد لژیون سردار شدیم. امیدوارم بتوانم بیشتر از این مشارکت داشته باشم. زیرا همان‌طور که خانم میترا گفتند، دانشگاه قدم بسیار بزرگی است و سند بدون نقصی خواهد شد، همانند دیگر سندهای قبلی و بی‌شمار کنگره.

وقتی استادان کنگره در این دانشگاه تدریس کنند، چه انعکاس خوبی در جهان خواهد داشت، و صدای کنگره به گوش تمام جهان خواهد رسید. این برای من باعث افتخار است که چنین استاد دلسوزی دارم، که به من اجازه می‌دهد در چنین کاری سهیم باشم و دریافتی از این حال خوب داشته باشم. انشاالله بتوانم در این قسمت بیشتر کمک کنم و گروه خانم‌های مسافر به‌زودی تعداد زیادی پهلوان داشته باشد.

 

مشارکت خانم فائزه کمک راهنما:

سلام دوستان فائزه هستم یک مسافر. خیلی خوشحالم که در بین شما حضور دارم. از خانم میترای عزیز تشکر می‌کنم، امیدوارم همه ما بتوانیم همین‌طور پیش برویم تا دنور و پهلوان بشویم.

بارها خارج از کنگره این حرف را شنیده بودم که؛ «انسان باید ذهن ثروتمند داشته باشد»، ولی معنای آن را درک نکرده بودم، تا زمانی که به کنگره آمدم. واقعاً کنگره ذهن ثروتمند پرورش می‌دهد. در این اوضاع بد اقتصادی، می‌بینیم اعضای کنگره دغدغه آن‌چنانی ندارند و همیشه در زمینه مالی مشارکت می‌کنند، این نشان از داشتن ذهن ثروتمند است. ما می‌دانیم این هزینه‌ها را در چه بستری انجام می‌دهیم و کجا خرج می‌کنیم.

اما در مورد هزینه‌های دانشگاه؛ در کنگره افراد زیادی می‌بینیم که به رهایی می‌رسند و در مورد درمان بیماری‌هایشان صحبت می‌کنند، ولی برای رساندن این پیام به گوش جهانیان، باید دانشگاه داشته باشیم.

چندی پیش دوستم می‌گفت؛ برای یکی از بستگانمان که پزشک است، تعریف کردم یکی از دوستانم که مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی بود، در کنگره درمان شده است. او پاسخ داده بود؛ «امکان ندارد! تا دو سال حالش خوب است، ولی بعد دوباره بیماری‌اش برمی‌گردد!» الآن هفت سال از درمان من می‌گذرد، و این واقعاً این یک معجزه است. من نمی‌توانم در کوچه و خیابان راه بروم و این موضوع را برای دیگران تعریف کنم. حتی در هنگام اعلام سفر، باید بگویم با مصرف قرص‌های مخدر وارد کنگره شده‌ام! ولی اگر دانشگاه کنگره تأسیس بشود، بسیاری از افرادی که درمانی برای آن‌ها وجود ندارد، می‌توانند از این طریق به درمان برسند.

مشکل اعتیاد، برای ما که در کنگره هستیم، یک موضوع حل شده است. افراد زیادی هستند که همچنان درگیر اعتیاد می‌باشند. گاهی می‌شنوم به برخی از خانم‌ها که می‌خواهند وارد کنگره بشوند، گفته می‌شود؛ «تو مصرف شیشه داری، می‌روی آنجا مصرف‌کننده تریاک هم می‌شوی!» اما اگر این درمان در قالب دانشگاه مطرح بشود، شاید در چند سال آینده، روش درمان اعتیاد تغییر کند و به پزشکان سپرده بشود.

با این اوصاف، اگر بتوانم کمکی در این راه انجام دهم، اما قدمی برندارم، نعماتی که در اختیارم قرار داده شده، از من گرفته خواهد شد. همان‌طور که آقای مهندس بارها فرموده‌اند؛ اگر از چیزی که به شما داده می‌شود مراقبت نکنید، از شما پس گرفته خواهد شد. پس اگر حرکتی انجام ندهم، شاید سلامتی‌ام را داشته باشم، اما در خیلی جهات، دیگر برداشت واقعی نخواهم داشت.

اتفاقی که برای من افتاد، هیچ کجای دنیا مشاهده نمی‌شود. پس من بر خودم واجب و ضروری می‌دانم، بیش از هزینه‌هایی که برای بستری شدن در بیمارستان‌ها پرداخت می‌کردم، در کنگره بازپرداخت داشته باشم. پس موظف هستم تمام تلاشم را به کار بگیرم، نگویم من که پولی ندارم پرداخت کنم! بر این باور باشم که می‌شود، حرکت داشته باشم و تلاش کنم، تا در قدم اول سلامتی خود را به دست بیاورم، و بعد بازپرداخت بدهی داشته باشم، تا حداقل از طرف خودم خیالم راحت باشد.

 

مشارکت خانم مینا ایجنت محترم شعبه آکادمی:

سلام دوستان مینا هستم یک مسافر. به خانم‌ سار تبریک می‌گویم، خوشحالم که ایشان را در این جایگاه می‌بینم. این دستور جلسات واقعاً تکان‌دهنده هستند و انسان را به خودش برمی‌گرداند. در گذشته، روزهایی بود که من پول‌هایم را می‌شمردم تا ببینم چقدر می‌توانم داخل سبد بیندازم، و جلسه بعد مبلغی برای کرایه داشته باشم و بتوانم به کلاس بیایم.

همه ما شرایط دشوار اقتصادی را تجربه کرده‌ایم، شاید بسیاری از ما سفر اول را با سختی گذراندیم، ولی نکته جالب این است که روش Dst، یک معجزه است، همان‌طور که بیوشیمی ما را درست کرد، توانمندی‌های ما را هم افزایش می‌دهد.

ما تفکری داریم با عنوان؛ «بخشیدن». زمانی که انسان دستش خالی است، بیشتر به این بخشیدن می‌چسبد. گاهی اوقات خیلی پولدار هستیم و آن پول به ما می‌چسبد، گاهی نداریم و به آن پول بیشتر می‌چسبیم. آقای مهندس همیشه می‌فرمایند؛ باید فرهنگ هر چیزی را بیاموزید، تا بتوانید آن کار را رونق بدهید!

وقتی نگاه می‌کنیم، می‌بینیم بچه‌ها بعد از ورود به کنگره، توانمندی‌هایشان زیاد می‌شود، گاهی اوقات از میان بچه‌ها یک شاعر درمی‌آید! شخصی که سال‌ها شیشه، شیره و انواع مواد مخدر استفاده کرده بود، می‌بینیم شاعر شده و با ادبیاتی صحبت می‌کند که همه از کلام او لذت می‌برند.

بهترین ورزشکاران در کنگره پرورش یافته‌اند، مانند بچه‌های تیم راگبی، که در سطح بین‌المللی بازی می‌کنند، و این در پرتو همان توانمندی‌هاست. من همیشه فکر می‌کردم این آرزوی آقای مهندس از کجا نشات می‌گیرد؟ ما که از بیرون پولی دریافت نمی‌کنیم، چگونه می‌خواهند این هزینه‌ها را پرداخت کنند؟! … همیشه در این سؤالات غرق می‌شدم و به آن‌ها فکر می‌کردم! ولی درنهایت متوجه می‌شویم ایشان از قبل به ما آموزش داده و فرهنگ‌سازی کرده‌اند، و سیاست‌گذاری‌های لازم را انجام داده‌اند.

الحمدلله کنگره بسیار توانمند شده است، ولی همیشه نیاز است توانایی خود را بالا ببریم. امیدوارم همگی بتوانیم در تأمین هزینه‌های سنگین دانشگاه، سهمی هرچند کوچک داشته باشیم، و در انجام چنین عمل عظیمی مشارکت کنیم.

 

مشارکت خانم خاطره کمک راهنما:

سلام دوستان خاطره هستم یک مسافر. جایگاه استادی را به خانم ‌سار تبریک می‌گویم، امیدوارم ایشان را در جایگاه‌های بالاتر ببینیم. اما در مورد دستور جلسه؛ «هزینه‌های ایجاد دانشگاه»، هر هفته در پیج کنگره ۶۰، مراحل گودبرداری، بتن‌ریزی و ساخت‌وساز دانشگاه منتشر می‌شود، و من هر بار این صحنه‌ها را می‌بینم، از عظمت این پروژه حیرت می‌کنم. بسیار خوشحالم و خدا را شکر می‌کنم که چنین پروژه عظیمی در دست احداث است و جناب مهندس به آرزویشان نزدیک شده‌اند.

ما آپارتمان کوچکی داشتیم که آن را فروختیم و زمینی در طالقان خریدیم و می‌خواستیم یک بنای ۸۰ متری در آن بسازیم. ولی آن‌قدر هزینه‌ها سنگین است و مصالح گران شده که نتوانستیم آن بنا را تمام کنیم، فقط اسکلت ساختمان را زدیم و مجبور شدیم بقیه کار را رها کنیم! این موضوع را در مقیاس بزرگ‌تر و در قالب دانشگاه در نظر بگیریم، تکمیل این پروژه نیاز به هزینه‌های بالایی دارد، نیاز به ازخودگذشتگی تک‌تک ما دارد.

همان‌طور که آقای مهندس می‌فرمایند؛ ما گاهی نمی‌توانیم یک خانواده چهار نفره را مدیریت کنیم، از پس تأمین هزینه‌ها و مخارج برنمی‌آییم. ولی خانواده میلیونی کنگره ۶۰ روزبه‌روز در حال گسترش است، اکنون بیش از ۷۰ شعبه در سراسر کشور داریم و هرسال چند شعبه دیگر اضافه می‌شود، و چنین پروژه‌های عظیمی نیز در دست احداث است. امروز که وارد شعبه آکادمی شدم، متوجه شدم همه‌چیز در اینجا نو شده، نقاشی و تعمیرات انجام شده است. مسلماً همه این‌ها نیاز به هزینه دارد. خدا را شکر می‌کنم که من هم جزئی از این سیستم عظیم و قدرتمند هستم. همه ما که به این منبع عظیم انرژی متصل هستیم، می‌توانیم از قدرت کنگره، قوت بگیریم و رشد کنیم. با پیشرفت و گسترش کنگره، یاد گرفتیم هدفمند باشیم و برنامه‌ریزی و پس‌انداز داشته باشیم، هرچند در مقیاس خیلی کوچک‌تر.

در هیچ کجای دنیا، خانواده، دانشگاه، مدرسه و… چنین آموزش‌هایی به ما داده نمی‌شود، هیچ‌کس به ما یاد نداد به فکر فردای خودمان باشیم. شاید مطالبی مطرح می‌شد در حد شعار و کلیشه، ولی هیچ راهکار عملی و اجرایی وجود نداشت.

بسیار خوشحالم که ذره‌ی کوچکی از این سیستم هستم، امیدوارم بتوانم در حد توانم کمکی انجام دهم، سعی می‌کنم هرسال قوی‌تر از سال قبل حرکت کنم.

 

مشارکت خانم مینا همسفر:

سلام دوستان مینا هستم یک همسفر. در مورد دستور جلسه امروز مثالی به ذهنم رسید؛ رشته تحصیلی و کار من، فیلم‌نامه‌نویسی است. به این موضوع فکر می‌کردم که اگر بخواهم یک فیلم‌نامه یا طرحی را به فروش برسانم، باید به دفتر یک تهیه‌کننده بروم، تا وارد مراحل ساخت بشود. این کار، مستلزم این است که از یک فرمت خاصی پیروی کرده، و داستان را در قالب الگوی خاصی روایت کنم.

من نمی‌توانم داستان را روی یک برگه کاغذ برای تهیه‌کننده بنویسم؛ که مثلاً فلان شخص می‌رود این کار را انجام می‌دهد! بعد متوجه نمی‌شود، نزد همسرش می‌رود، و فلان اتفاقات رخ می‌دهد… باید در یک فرمت مشخص و بر اساس قواعد خاصی باشد.

در مورد موضوع دانشگاه، جناب مهندس می‌خواهند پیام کنگره ۶۰ وارد مجامع پزشکی بشود. اگر این خواسته را نداشتند، می‌توانستند به همین روش ادامه بدهند تا آهسته‌آهسته مسیر خودش را پیدا کند. ولی چون خواسته ایشان وارد شدن این پیام به مجامع پزشکی است، کار باید با آن قواعد هماهنگی داشته باشد و در قالب آن چهارچوب‌ها قرار بگیرد. قطعاً تشکیل دانشگاه و پی‌ریزی کردن این ساختار، هزینه زیادی در پی دارد.

اگر به همین جمعیت کوچکی که دور هم جمع شده‌ایم نگاه کنیم، می‌بینیم زندگی همه ما ازاین‌رو به آن رو شده، و حضور در کنگره در خانواده‌هایمان تأثیر بسیاری داشته است. هرکدام از ما، حداقل یک نفر در خانواده خودمان داریم که تحت تأثیر کنگره قرارگرفته و زندگی‌اش تغییر کرده است. بسیاری از ما مشکلاتی داشتیم که می‌توانست ما را از پای درآورد، ولی با کمک آموزش‌های کنگره آن‌ها را حل کردیم.

همان‌طور که خانم فائزه گفتند، در تمام جهان، مردم از بیماری‌هایی رنج می‌برند که لاعلاج است و خارج از مقوله اعتیاد قرار دارد. برخی بیماری‌هایی دارند که حتی نمی‌توانند یک زندگی عادی و روزمره داشته باشند. یک برنامه در یوتیوب می‌دیدم، بیماری‌هایی را معرفی می‌کرد که ما اصلاً اسم آن‌ها را نشنیده‌ایم! برای مثال، سندرومی هست به نام سندروم تورت، که شخص بیمار، کنترل اعضای بدنش را ندارد، همین‌طور که نشسته، دست‌وپا و گردنش، جوری می‌پرد که حتی نمی‌تواند قاشق را در دست بگیرد و غذا بخورد! یا بیماری وجود دارد به نام فیبرومیالژیا، که بیمار تمام مدت بدنش درد می‌کند، حتی یک ثانیه بدون درد نیست! تمام این‌ها ریشه در سیستم ایکس دارد.

با تأسیس دانشگاه و وارد شدن کنگره به مجامع پزشکی، سرعت انتقال این پیام بالا می‌رود، و می‌تواند علاجی برای چنین بیماری‌هایی باشد.

من می‌توانم به دفتر چند تهیه‌کننده بروم، با حرف زدن آن‌ها را قانع کنم، و بعد از دو سال، یک نفر فیلم‌نامه مرا بخرد و یکی آن را بسازد. اما اگر بخواهم وارد آن فرمول‌ها بشوم و چارچوب‌ها را رعایت کنم، با شتاب زیادتری پیشرفت خواهم کرد، و می‌توانم توفیق بیشتری داشته باشم. این قضیه در مورد کنگره نیز صادق است. تأسیس دانشگاه اولین قدم می‌شود، و این یک افتخار است برای من، که بتوانم در این ساختار، در حد یک آجر سهیم باشم، یا برای هدفی که آقای مهندس مدنظر دارند، تلاش کنم و حرکت داشته باشم.

 

مشارکت خانم کیمیا همسفر:

سلام دوستان کیمیا هستم یک همسفر. در کنگره معنای کلمات عوض می‌شوند. کلمه هزینه، عموماً به معنای خرج کردن است. ولی من به هزینه‌های دانشگاه می‌گویم «سرمایه»، سرمایه‌ای که هرکدام از عزیزان در مورد آن مشارکت کرده‌اند. و اذن این کمک کردن باید به ما داده شود، حتی در حد یک آجر، یا در حد یک‌چیز خیلی کوچک، یا پولی که در سبد می‌اندازیم. حتی اگر بخواهیم عضو لژیون سردار یا دنور یا پهلوان بشویم، آقای مهندس باید این اجازه را به ما بدهند و اذن و لیاقت این کار به ما داده شود. این اذن در ابتدا باید از طرف خداوند صادر شود، تا منِ کیمیا بتوانم بخشی از درآمدم را هدیه بدهم، یا چیزی را که فروخته‌ام، در این راه سرمایه‌گذاری کنم.

پس اسم این کار هزینه نیست، «سرمایه‌گذاری» است. چه بهتر که سرمایه‌گذاری خود را در مکانی انجام بدهیم که علم کنگره را بین‌المللی می‌کند، و به انسان‌های دیگر یاری می‌رساند. در غیر این صورت، این هزینه‌ها در جای دیگری خرج می‌شود.

چند روز پیش از طرف یکی از عزیزان، به شام دعوت شده بودم، بیش از یک‌میلیون تومان پول میز شام شد! خیلی جالب بود که این شخص، پول شام را حساب کرد، ولی به دربان، پارکبان و گارسون هیچ انعامی نداد! شخصی که یکی از تاجران بزرگ است و ادعا می‌کند روزی یک میلیارد تومان درآمد دارد، نتوانست ۵ یا ۱۰هزارتومان انعام بدهد! چنین اشخاصی هیچ‌وقت حال خوبی ندارند، می‌دانید چرا؟! به خاطر اینکه فکر می‌کنند این پرداخت‌ها هزینه است، این هزینه‌ها را نمی‌دهند و برای خودشان نگه می‌دارند! درصورتی‌که این کار باعث می‌شود انرژی‌های منفی را به سمت خودشان جذب کنند. وقتی انسان پولش را در جای درست سرمایه‌گذاری نمی‌کند و بخشش ندارد، ناچار می‌شود هزینه‌های سنگین‌تری بپردازد و زندگی‌اش از هم می‌پاشد. حتی ممکن است بیمار شود و ناگزیر پولش را در بیمارستان‌ها خرج کند.

مدتی پیش به بازار رفتم تا برای محل کارم خرید کنم، با یکی از تاجران آن صنف مشغول صحبت شدم، می‌گفت؛ چند شب پیش خوابیدم، صبح که بیدار شدم دیدم لوله آب ترکیده و مغازه‌ام را آب برده، و من میلیاردها تومان ضرر کردم! به او گفتم؛ آیا شما بخشی از درآمدتان را به‌جایی می‌بخشید؟! گفت؛ نه، چرا باید این کار را بکنم؟! گفتم؛ طبیعی است که این اتفاق برای شما بیفتد، زیرا جهان هوشمند است، یا باید بدهی، یا به‌زور از تو گرفته می‌شود.

خوش به سعادت ما که با این آموزش‌ها آشنا شده‌ایم. هر کس به‌اندازه توان خودش، باید در تأمین این هزینه‌ها مشارکت داشته باشد، از حمایت سبد گرفته تا عضویت در لژیون سردار، دنور یا پهلوان شدن. امیدوارم همه ما در مسیر زیبای رسالت آقای مهندس، شریک باشیم، تا دیگر انسان‌ها نیز در سراسر جهان بتوانند به سلامتی و حال خوش برسند.

 

مشارکت خانم سوسن همسفر:

سلام دوستان سوسن هستم یک همسفر. ما هر کاری برای کنگره انجام بدهیم، سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود، و این عین واقعیت است.

دیروز با یکی از عزیزانم که در کنگره بسیار زحمت کشیده صحبت می‌کردم، می‌گفت؛ سه روز است به خانه نرفته‌ام و مشغول کار کردن هستم. با تمام وجودم خوشحال شدم، چون یادم افتاد این شخص چقدر برای بیماری اعتیادش عذاب کشید، و چه بلاهایی سرش آوردند، مادرش را از دست داد، برادرش به خاطر اعتیاد از بین رفت… و حالا در کنگره خدمت می‌کند.

باید جایی وجود داشته باشد که این پیام به گوش جهانیان برساند. زیرا انسان‌های زیادی از اعتیاد رنج می‌برند.

چندی پیش برادرم با من تماس گرفت و گفت؛ پسرم عاشق دختری شده که الکلی است، به او اجازه نمی‌دهم با این دختر ازدواج کند! اگر جایی مانند آکادمی باشد که مبنای علمی داشته باشد، این افراد می‌توانند در آنجا به درمان برسند، و ما می‌توانیم با مدرک و سند، صدایمان را به گوش جهانیان برسانیم. ما باید صدای کنگره باشیم، امیدوارم این صدا در تمام جهان شنیده شود.

 

گردآوری و تایپ: مسافر روناک- آکادمی

ویرایش: مسافر بیتا- آکادمی

بازبینی: مسافر خاطره

ارسال: مسافر مهرانا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .