جلسه هفتم از دور دوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60؛ شعبه شهرضا؛ با استادی دستیار دیدبان کمک راهنما مسافر منصور، نگهبانی مسافر حمید و دبیری مسافر محمود با دستور "تخریبهای شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد "DST شنبه 19 تیرماه 1400 ساعت 17 شروع به کارکرد. در ادامه اولین سالگرد رهایی مسافر مجتبی را جشن گرفتیم.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را سپاسگزارم که توفیق پیدا کردم در این جایگاه قرار بگیرم تا آموزش بگیرم و بتوانم خدمت کنم. همچنین خدا قوت عرض میکنم خدمت ایجنت محترم قسمت خانواده و قسمت مسافرین و تمامی خدمتگزاران نمایندگی شهرضا.
در مورد دستورجلسه اول شیشه و تخریبهای آن خدمت شما عارض هستم که در سال 1386 آقای مهندس در مجله دانستنیها مطالبی در خصوص شیشه مطرح کردند. تحت عنوان اینکه شیشه یک ماده کاملاً مخرب است. به همین دلیل بسیار تا بسیار خانمانسوز است. ایشان روایتی را عنوان میکنند و میفرمایند تریاک باروت است و شیشه بمب اتم و اعلام میکنند که سونانی شیشه درراه است. طی سه سال پس از عنوان این موضوع حجم ورودی کنگره ۶۰ با شیشه روبرو شد. شیشه هاله تابان و منابع انرژی شخص را مورد هدف قرار میدهد و تأثیرات منفی بسیار شدیدی به روی صور پنهان فرد میگذارد. البته اعضاء کنگره ۶۰ و همچنین اساتید بزرگواری ازجمله مربی تیم راگبی و بازیکنان تیم راگبی با روش DST و مصرف داروی OT ثابت کردند که شیشه درمان دارد.

تولد یکمین سال رهایی مسافر مجتبی را ابتدا خدمت بنیان کنگره ۶۰ و همچنین خانواده کنگره ۶۰، همینطور خدمت ایجنت محترم قسمت خانواده و قسمت مسافرین، تبریک و تهنیت عرض میکنم. آقای مجتبی با تخریب پانزده سال انواع مواد مخدر و متادون وارد کنگره ۶۰ شدند. نکتهای که بسیار حائز اهمیت است این است که باید بدانیم حرکت در کنگره بهصورت گروهی است همه باهم کار میکنیم به این دلیل که اشخاص به رهایی برسند.

آقای مجتبی نسبت به درمان اعتیاد، خواستهای قوی داشتند؛ اما بسیار عجول بودند و همین امر باعث گردید که کمی دیرتر به این اندیشه برسد که پیروزی در استقامت و یکنواخت حرکت کردن است و اگر خواسته درمان را دارد باید گوشبهفرمان کمک راهنما باشد البته خدا را شکر همین اتفاق هم افتاد و سیم اتصال او به کنگره به زیبایی وصل گردید. از آن پس خیلی دقیق پروسه درمان با متد DST را انجام داد و الحمدالله با بهترین کیفیت به رهایی رسید. لازمهی این موفقیت درمان سیگار بود که مجتبی این موضوع را بهخوبی انجام داد. چراکه پرونده اعتیاد با درمان سیگار بسته میشود که به روش DST همراه با آدامس نیکوتین انجام میشود و بدون درمان سیگار درمان اعتیاد کامل نمیشود.
در انتها، سخنان خود را با قرائت دو بیت شعر به پایان میرسانم: ما مسافرین کشتیشکستهایم که به ساحل رسیدهایم، رقص و پایکوبی میکنیم، تولد میگیریم، مردم خیال میکنند که ما دیوانهایم، حقدارند، چون ندیدهاند آن طوفانی که ما دیدهایم.

اعلام سفر مسافر مجتبی:
آخرین آنتی ایکس مصرفی هروئین، شیشه و متادون مدت تخریب بیش از ۱۱ سال، روش درمان DST داروی درمان شربت OT، مدت ۱۱ ماه و ۱۲ روز سفر کردم به راهنمایی کمک راهنمای محترم آقای منصور ولیخانی، رهایی از دام اعتیاد 1 سال و ۲۲ روز، در ادامه تخریب سیگار داشتم و به مدت ۱۵ ماه و ۱۴ روز سفر کردم به راهنمای آقای نصر، رهایی ۵ ماه و ۲۶ روز، ورزش در کنگره والیبال.
آرزوی مسافر مجتبی:
همه مصرفکنندگان مواد مخدر که در مرحله نفس اماره هستند، با ورود به کنگره پا به مرحله نفس لوامه میگذارند. آرزو میکنم، همهکسانی که در داخل کنگره و بیرون از کنگره در مرحله نفس لوامه هستند، پا به مرحله نفس مطمئنه بگذارند.
سخنان مسافر مجتبی:
ابتدا خدا را شکر میکنم که اذن ورود بنده را به کنگره داد و من توانستم سفر خوبی را در کنگره داشته باشم. در ادامه از راهنمای عزیزم، آقای ولیخانی که زحمات فراوانی را برای من متحمل شدند، سپاسگزارم و همچنین از ایجنت محترم نمایندگی شهرضا تشکر میکنم که به بنده اجازه برگزاری تولد در این نمایندگی را دادند. در مورد دوران اعتیاد باید بگویم: من خیلی زود با مواد مخدر آشنا شدم. قبل رفتن به مدرسه سیگار کشیدن را با چوب درخت مو شروع کردم. اینقدر کوچک بودم که درب مغازه به من سیگار نمیفروختند. پس از مدتی، شروع کردم به مصرف مشروبات الکلی. بسیار زیاد مشروب مصرف میکردم. یادم میآید سال 1374 پدر و مادرم عازم مکه بودند. شب اعزام، هر چقدر مادر و برادرانم به من زنگ زدند که امشب بیا خانه و فردا شب برو با دوستانت، من قبول نکردم و کار خودم را انجام میدادم. در ادامه با تریاک آشنا شدم. بعد از ترک تریاک با هروئین آشنا شدم و بعد از آن با سورچه، برای کم شدن چرت سورچه، شیشه مصرف کردم و بعد از همه برای ترک شیشه و سورچه، به مصرف متادون رو آوردم. بعد از مدتی متوجه شدم هر سه را یعنی سورچه، شیشه و متادون را مصرف میکنم.

در ادامه همینطور که آقای مهندس میفرمایند: هر انسانی بایستی در زندگی الگو داشته باشد. من هم خواهرزادهام احسان را الگویم خود قراردادم و دائماً او را زیر نظر داشتم. احسان هر کار میکرد من او را دنبال میکردم. کمپ میرفت، ترک میکرد. هر کاری انجام میداد تا زمانی که درنهایت به کنگره رفت. من هم که تمام راهها را رفته بودم و به نتیجه نرسیدم، به کنگره آمدم. حدود ۴ ماه سفر بودم که از سرکار به خانه آمدم. مقداری سورچه مصرف کردم و خوابیدم. همان زمان یک خواب ۲ ثانیهای دیدم. اینکه میگویند وعده خداوند دروغ نیست، واقعاً همین است. من خواب دیدم که زمین ترکخورده و انسانها در طبقات مختلفی از زمین هستند. در آن خواب آقای ولیخانی را میدیدم، ولی کاری از دستم برنمیآمد و یکدفعه ماه ترک خورد و تکههای ماه به زمین برخورد میکرد. واقعاً وضعیت بدی بود. ترس آن خواب، جرقهای در من ایجاد کرد و باعث شد از خواب غفلت بیدار شوم و همان جرقه بهجایی رسید که امروز من را در این موقعیت قرارداد. واقعاً خداوند را بابت تمام لطفی که به من داشت سپاسگزارم و از همه افرادی که به من کمک کردند تا من به این جایگاه برسم تشکر میکنم.













.JPG)

پیام مرزبانی


معرفی عضو جدید لژیون سردار

پیام سفر دوم

خدمت گزاران


تشکیل لژیون
.jpg)


%20%5baaa%5d.jpeg)

تایپ: مسافر مجید و مسافر محمدجواد
عکاس: مسافر احسان و همسفر نیلوفر
تنظیم و ارسال: مسافر حمید
-
منبع:
شهرضا
- سه شنبه 22 تير 1400
- تعداد بازدید از این مطلب :
1609