سیزدهمین جلسه از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60 لژیون کاشمر: با استادی کمک راهنما حمید، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جلال با دستور جلسه "وادی سوم" در روز یکشنبه 26 اردیبهست ماه 1400 ساعت 16 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حمید هستم یک مسافر
از نگهبان عزیز تشکر میکنم که امروز به من وقت داد تا در خدمت شما باشم، امیدوارم در کنار هم بتوانیم از دستور جلسهٔ امروز که وادی سوم است آموزش بگیریم و استفاده لازم را ببریم. ما در کنگره یک سری قوانین داریم، که مثل قوانین ارتش است و فقط باید بگوییم چشم .به وقتش آموزش، به وقتش تشویق، به وقتش برجک زدن و به وقتش هم در این مکان قرار میگیری و رهایی خودت را جشن میگیری.

اینها همه برای من پیام دارد که اینجا با یک نظام خشکی برخوردار نیستم، اینجا یک قوانین و حرمتهایی برای من گفتهشده است و باید قوانین و حرمتها را رعایت کنم تا به رهایی برسم، این موضوعات را لازم است اجرا کنم تا به نتیجه برسم، در رابطه با وادی سوم باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند، کتاب 14وادی راهکار و شاهکلید تمام مشکلات و قفلهایی است که من از قبل، در دوران اعتیاد و زمانی که حسهایم بسته بود به خودم زده بودم. من اگر بتوانم با آموزش گرفتن و خواندن، هر وادی را بهعنوان یک کلید وابزاری استفاده کنم خیلی راحت میتوانم آن قفلهایی که قبل از اینکه وارد کنگره بشوم به خودم زده بودم را بازکنم. این را جدی میگویم هر نوع مشکل معنوی اقتصادی ولا غیر... شاهکلید اصلی در این کتاب 14 وادی گنجاندهشده است، وادی اول که وادی تفکراست و تفکر کردن را به ما آموزش میدهد.




من متوجه شدم به علت یک تفکر نادرست که در مسیرهای قبلاً داشتم خیلی مشکلات و اشتباهات را سر راه زندگیام قراردادم و این مشکلات متأسفانه ازلحاظ جسمی و روحی من را تحت تأثیر قرار داده بود وهم گریبان گیر خودم و خانوادهام شده بود. پس وادی اول به من تفکر کردن را آموزش داد. یکی از مسائلی که بسیار آقای مهندس تأکید میکنند در وادی اول این است که میگوید اگر کسی وادی اول را یاد بگیرد و متوجه شود که تفکر کردن به چه معنی است. تفکر یعنی یک مبدأ مشخص داشته باشیم، یک مسیر حرکت و یک مقصد مشخص به این تفکر سالم میگویند. این 3 پارامتر را که داشته باشیم به مشکل برنمیخوریم. وادی دوم به من یاد میدهد قبل از اینکه وارد این سیستم شدم مشکلاتی برای خودم درست کرده بودم و این مشکلات باعث شد حسهای منفی در من شکل بگیرد و حس ناامیدی در درون من شکل بگیرد و این حس ناامیدی وجود من را محاصره کرده بود. به این شکل که دیگر من بههیچعنوان قدم از قدم نمیتوانستم بردارم و با یک ناامیدی فراوان میآیم و روی این صندلی مینشینم و به اطرافم که نگاه میکنم با خودم میگویم آیا من خوب میشوم. آیا باروزی سه وعده شربت به درمان میرسم و از این قبیل سؤالها و القائات منفی به ذهن من میآید.پس ما را از مسیروهدف اصلی دور میکند و حس منفی یکی از نیروهای بازدارنده است که درمثلث جهالت ودرجزوهٔ جهانبینی میتوانید مطالعه کنید و از مثلث جهانبینی مطالب یاد بگیرید و در وادی 3 میگوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند و در اول این وادی از کلمهٔ باید استفاده میکند. برای مثال من باید سر ساعت جیره خودم را بخورم و یا باید ساعت 10الی 11 در خواب باشم، اینها جز باید ها است.




این وادی میگوید که ما نیک میدانیم که انسان اگر خود جستجو نکند حتی اگر با همه کاوش گران ماهر خوب نیز همنشین باشد به موضوع واقعی نمیرسد. من در این وادی وقتی در سفر اول بودم و به وادی سوم رسیدم یک مواقع همیشه تفکرات و ذهنیت من این بود که باید حتماً کسی بیاد مشکلاتم را حل کند، یا باید حتماً کسی بیاد مشکلات مالی من راحل کند. من الان نزدیک چندین سال از هر لحاظی به خودم تخریب وارد کردم. مقصر اصلی خودم هستم و کس دیگری مقصر نیست و دقیقا تمام گزینههای اشتباه و غلط که من در ذهنم داشتم همیشه مقصر دیگران را قلمداد میکردم و این مقصر دانستن دیگران همیشه در وجود من یک غوغا بود و جنگ نفرت و خشم از محیط اطراف و اطرافیانم داشتم و آنها را مقصر میدانستم بهجز خودم. ولی این وادی دارد به من یاد میدهد که اگر وارد سیستم کنگره شدم و آموزش گرفتم اولین چیز که تمام مشکلات که در سر راه من قرارگرفته است را بپذیرم و اگر من بپذیرم مشکلدارم و یا سیستم ایکس من مشکل دارد و تخریب کردم و یا اگر بپذیرم ضد ارزش در وجود من است و آگه بپذیرم در وجود من نفرت و کینه وجود دارد، من میتوانم آنها را با آموزش و تزکیه و پالایش اصلاح کنم. اگر اینها را پذیرا نباشم، 10سال در کنگره باشم. نمیتوانم به خودشناسی برسم.



اولین موضوعاتی که باید در بحث خودشناسی داشته باشیم، باید مشکلات را در زندگی و امورات ببینم و بشناسیم که در کدام قسمت مشکلداریم، قبل از اینکه ما وارد کنگره بشیم، خیلی تخریب برای خودمان درست کردیم و ازلحاظ مالی و عاطفی شاید مشکلاتی به وجود آوردیم و این مشکلات وقتیکه وارد کنگره میشویم و راهنما انتخاب میکنیم، دیگر نباید به گذشته فکر کنیم چون کاری از دست ما برنمیآید. ما درگذشته خیلی مسائل را رعایت نکردیم و تاوان آن را دادیم. روزی که من مصرفکننده شدم، آیا میدانستم که اجبار به مصرف میشوم، شاید من 2 الی 3سال نامزد اعتیاد بودم و تفریحی مصرف میکردم و یکدفعه متوجه شدم که اجبار به مصرف شدم و علائم اعتیاد در صور پنهان و آشکار من ظاهر شد، ما به مشکلاتی که درگذشته اتفاق افتاده است هیچ کاری نداریم.




ما از امروز که آمدیم و اینجا نشستیم تمام مسئولیت خودمان را به گردن میگیریم و اگر بتوانیم مسئولیتهای خودمان را به گردن بگیریم تمام مشکلات و گرفتاریهایمان حل میشود. این وادی به من یاد میدهد که الان بهعنوان یک مسافر سفر اول اینجا نشستم و باید تمام مسئولیت کار خودم را پذیرا باشم، باید بدانم وقتیکه جلسه ساعت 4 میخواهد شروع بشود و اگر بخواهم به درمان برسم، باید ساعت 3 و 30 دقیقه روی صندلی نشسته باشم تا به درمان برسم .باید جلوی میز حاضر باشم و خدمت بگیرم و تمام تکالیف که راهنما به من داده است را موبهمو انجام بدهم تا اینکه به فرآیند درمان برسم. بچههایی که الان رها شدند در طول مسیر فرمانبردار بودند. تمام آنها خمر وجودیشان راه افتاده است و این افراد تلاش کردند وبهای آن را دادند و تمامی حرمتها را رعایت کردند. امیدوارم که بتوانیم از این وادیها درس بگیریم. ممنون




تایپ: مسافر جواد لژیون چهارم
عکاس: مسافر محسن لژیون دوم
ویراستار و ارسال خبر: مسافر حامد لژیون سوم
-
منبع:
کاشمر
- جمعه 7 خرداد 1400
- تعداد بازدید از این مطلب :
987