گاهی ارزشمندترین حرکتهای انسان، در آن چیزی نیست که برای خود به دست میآورد، بلکه در آن چیزی است که با عشق و آگاهی به دیگران میبخشد. خدمت، فرصتی برای شناخت بیشتر خود، تجربه بخشندگی و حرکت در مسیر رشد و تعالی است. لژیون سردار نیز بستری برای تجربه این معنا و درک عمیقتر مسئولیت، محبت و عشق در مسیر خدمت است.
همسفر رویا و مسافرشان با آنتیایکس مصرفی تریاک و الکل وارد کنگره شدند با متد DST و داروی OT، به راهنمایی مسافر مهدی و همسفر زهره سفر کردند. اکنون ده سال است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس، آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر فوتبال و تنیس روی میز و رشته ورزشی همسفر تنیس روی میز است.
همسفر رویا در جایگاههای نشریات، مرزبانی، راهنمایی، ایجنتی و در حال حاضر به عنوان دستیار اسیستانت لژیون سردار در حال خدمت هستند.
آقای مهندس بیان کردند: «در زندگی باید طبیعت را الگو قرار دهیم»، حس و حال خدمت در لژیون سردار را به چه چیزی میتوان تشبیه کرد؟
هر ساختاری برای خود نظم دیسیپلین دارد، به نظر من طبیعت را یک خالقی بنا نهاده و ساختارش را تعبیر کرده که هر چیزی اصولی دارد و این ساختار هدفی را دنبال میکند. لژیون سردار نیز دنبال یک حقیقت است. احساس میکنم که لژیون سردار یک نظام سازمان یافته است که تفکر عمیقی پشت آن است و یک هدف و رسالت عظیمی بر دوش دارد و حس حال من این است که یک رسالت عظیمی در این ساختار بر دوش من است که باید بتوانم با تمام تلاشم آنچه که مربوط به من است را انجام بدهم.
فردی که عهد میبندد؛ اما به عهد خود عمل نمیکند، چه چیزی را در درون خود از دست میدهد که شاید از بیرون دیده نشود؟
اگر بخواهیم آگاهانه و در زمینه لژیون سردار صحبت کنیم، افرادی که در لژیون سردار متحد میشوند؛ اما عاقلانه و آگاهانه در مسیر خدمت خود قدم برنمیدارند دچار شور میشوند، شور و اشتیاقی که در نهایت ممکن است به خودشان آسیب برساند. قطعاً زمانی که انسان میخواهد کاری را انجام دهد، نباید صرفاً حسابگر باشد؛ بلکه باید با آگاهی و منطق پیش برود. اگر در این مسیر تعهدی نیز بر عهده گرفته باشد، تمام تلاش خود را برای عمل به آن تعهد به کار میگیرد و قطعاً مسیر برای او باز خواهد شد. گاهی انسانها در زندگی درگیر مسائل حاشیهای میشوند و از مسئولیتی که بر دوش دارند، شانه خالی میکنند. اگر یاد بگیریم و تلاش کنیم از بعضی خواستههای حاشیهای بگذریم و خواستههایی را که نسبت به آنها تعهد داریم در اولویت قرار دهیم و اجرایی کنیم، میتوانیم به جای دنبال کردن خواستههای شخصی و شاید زودگذر خود به تعهداتمان پایبند بمانیم.
وقتی مسئولیتی بالاتر میرود، خطر اینکه انسان به جای خدمت، ناخودآگاه به جایگاه وابسته شود بیشتر میشود. شما برای خودتان چه مرزی بین این دو تعریف کردهاید؟
ظرفیت، جایگاه را میطلبد. انسانهایی که ظرفیت دارند، به جایگاه نیز میرسند و انسانهایی که به جایگاه میرسند، باید ظرف خود را نسبت به آن جایگاه بالاتر ببرند و تلاش کنند وابسته به آن جایگاه نشوند. زمانی که انسان در جایگاهی قرار میگیرد، ممکن است هنگام جدا شدن از آن جایگاه، احساس دلتنگی کند. اگر بدانیم جایگاهها ماندگار نیستند و آنچه اهمیت دارد، اثر عشق و محبت و چیزی است که از خود به یادگار میگذاریم و جایگاهها گذرا هستند، تمام تلاش خود را میکنیم تا خدمتی که انجام میدهیم برای خودمان و دیگران مفید باشد.
این نکته را نیز در نظر میگیرم که اگر من از خدمتی لذت بردم، زمانی میتوانم ثابت کنم که عاشق هستم، ایمان دارم و دوست دارم حرکت مفیدی در سیستم هستی رقم بزنم که آن عشق و محبتی را که خودم تجربه کردهام، به دیگران هدیه بدهم و اجازه بدهم دیگران نیز در آن جایگاه قرار بگیرند. در کل، تنها چیزی که باقی میماند، دلتنگی است؛ اما اگر بتوانم ظرفیت خود را نسبت به آن جایگاه بالاتر ببرم، بدانم که جایگاه گذرا است و اثر ماندگاری از خود به جا بگذارم، تلاش میکنم خدمت را با عشق به دیگران تقدیم کنم.
چرا لوگوی کنگره از دایره، مثلث و هفت شاخه گندم تشکیل شده است؟
برداشت شخصی خودم را بیان میکنم؛ چراکه هر فردی میتواند برداشت و نگاه متفاوتی نسبت به کنگره داشته باشد. تصویر زیبایی که در این نماد وجود دارد، انشعاب نور در پشت مثلث و دایره است که از نظر من نشاندهنده این است که قدرت برتری، این مجموعه را احاطه کرده است. خوشههای گندم نیز نمادی از زنجیرههای عشق و محبت هستند که در هم تنیده شدهاند و مثلث را هم میتوان نمادی از ابعاد وجودی انسانها دانست که در قالب مثلث معنا پیدا میکند. به اعتقاد من هر ساختاری که بخواهد به درستی شکل بگیرد و استوار بماند؛ باید بر پایه سه ضلع عدالت، معرفت و عمل سالم بنا شود تا این مثلث شکل بگیرد.

اگر روزی شال، عنوان و جایگاه نباشد، چه چیزی باید در رفتار یک خدمتگزار باقی مانده باشد که نشان دهد هنوز آموزش در او زنده است؟
افرادی که عظمت و حقیقت سیستم کنگره را درک کردهاند، قطعاً رسیدن به جایگاه و گرفتن شال برایشان اهمیت چندانی ندارد؛ بلکه آنچه برایشان ارزشمند است، حسهایی است که در این مسیر تجربه کردهاند و میتوانند آنها را به دیگران انتقال دهند. فردی که در آبدارخانه یا نشریات خدمت میکند، تجربیات ارزشمند و حسهای ماندگاری را کسب کرده است. آنچه اهمیت دارد، همین حسهایی است که در وجود او باقی مانده و میتواند به دیگران منتقل کند. در این سیستم، هرچه بیشتر عظمت کنگره را درک کنیم و بدانیم در چه جایگاه ارزشمندی قرار گرفتهایم، کمتر به دنبال جایگاه و دیده شدن خواهیم بود؛ بلکه تلاش میکنیم حس خوب و ارزشمندی را به انسانهای اطراف خود انتقال دهیم. نکتهای که وجود دارد این است که تمام این آموزشها و قوانین برای بهتر شدن حال دل ما و بهتر زندگی کردن ما است. اگر روزی به من گفته شود که دیگر اجازه ماندن در کنگره را نداری باید با تمام وجود این موضوع را بپذیرم؛ چراکه تا امروز فرصت آموزش داشتهام و از این به بعد باید آموزشهایی را که گرفتهام، در زندگی شخصی خودم به اجرا دربیاورم. ماندن در کنگره مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، استمرار آموزشها در وجود من و زندگیام است. زنده ماندن آموزشهایی که از کنگره گرفتهام، بسیار مهمتر از حضور فیزیکی من در کنگره است.
شما و مسافرتان در جایگاه راهنمایی قرار گرفتید؛ این خدمت چه تأثیری در زندگی مشترک و نگاه شما داشته است؟
زمانی که دو نفر در کنار یکدیگر و در یک جایگاه خدمت میکنند، به قول معروف زبان یکدیگر را بهتر متوجه میشوند و درک بهتری از خدمت پیدا میکنند و میزان همراهی کردن آنها با یکدیگر بیشتر میشود. زمانی که در زندگی با چالشی روبهرو میشویم، واکنشهای ما یکسان است. شاید اگر من یا ایشان خدمت دیگری به جز راهنمایی داشتیم یا اصلاً در کنگره حضور نداشتیم، قطعاً عکسالعملهای متفاوتی نسبت به اتفاقات و مسائل زندگی نشان میدادیم؛ اما زمانی که زبان و صحبتهای ما یکی است، راحتتر میتوانیم مسیر زندگی شخصیمان را پیش ببریم. همچنین مباحث جهانبینی و آموزشهایی را که در کنگره ارائه میشود، بهتر درک میکنیم.
به نظر شما چرا در مسیر کنگره، استفاده از نشریات و منابع صوتی (سیدی) از اهمیت بالایی برخوردار است؟
نشریات، گنجینه کنگره است که سرشار از ثروت و دانش هستند. تمام تغییراتی که در زندگی تکتک ما انسانها، پس از ورود به کنگره اتفاق میافتد، ثروتی است که هر روز بر ارزش آن افزوده میشود. یکی از بالاترین ارزشهای کنگره، وجود همین نشریات است که میتوانیم از منابع و آموزشهای آنها استفاده کنیم و این گنجینه هر روز پربارتر و غنیتر میشود.
کلام آخر:
از شما، نگهبان سایت و دبیران محترم تشکر میکنم و امیدوارم همیشه در مسیر خدمت و آموزش باشید.
میتوانم بگویم تمام انسانهایی که در کنگره حضور دارند، فراتر از حضورشان، رسالت عظیمی بر دوش دارند؛ باید قدر خودشان را بدانند و تمام تلاششان را به کار بگیرند تا بتوانند این رسالت عظیم را به نحو احسن به انجام برسانند و نقش خود را به درستی ایفا کنند.
مصاحبهکننده و طراح سؤال: همسفر مرضیه رهجوی راهنما همسفر مائده (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فائزه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیست و سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
2