در ابتدای سیدی حقههای نفس این سؤال مطرح میشود که چرا گاهی همان اتفاقی که از آن بدمان میآید، برای خودمان رخ میدهد؟ در پاسخ باید گفت سیستم درونی انسان و کائنات به این صورت عمل میکند که نسبت به هر فعلی که احساس خوب یا بد داشته باشیم، همان احساس را به سمت خودمان جذب میکنیم. برای مثال، اگر از خرید خانه توسط شخص دیگری خوشحال شویم، سیستم درونی ما این پیام را دریافت میکند که ما از خرید خانه خوشحال هستیم و در نتیجه ما را به سمت چنین اتفاقی هدایت میکند. برعکس، اگر از قبولی فردی در دانشگاه ناراحت شویم، این سیستم برداشت میکند که ما از پیشرفت علمی خوشحال نمیشویم و ما را از آن دور میکند.
در واقع سیستم به فاعل کاری ندارد؛ بلکه به خود فعل توجه میکند. ممکن است شخصی ماشین خریده باشد و در عین حال ظلمی هم در حق دیگری کرده باشد. اگر ما به دلیل رفتار نادرست آن شخص از خرید ماشین او ناراحت شویم، سیستم به دلیل ناراحتی ما از فعل خرید ماشین، همان موضوع را به سمت خودمان جذب میکند. بنابراین، توصیه میشود برای همه خیر بخواهیم؛ زیرا احساس خوشحالی یا ناراحتی ما نسبت به یک فعل، صرفنظر از اینکه فاعل آن چه کسی باشد، میتواند همان موضوع را به زندگی ما نزدیک کند.
در ادامه با مبحثی به نام «چشمه» روبهرو میشویم. این مبحث به ما میآموزد که نمیتوانیم تمام مسائل و مشکلات خود را به محیط نسبت دهیم. طبق این قانون، هر نقطهای برای اینکه بتواند از خود نور و انرژی ساطع کند، به بارهای مثبت و منفی اطرافش وابسته نیست؛ بلکه بارهای درونی و چگالی همان نقطه تعیین میکنند که آن نقطه به شکل چشمه، سیاهچاله یا خنثی عمل کند. نقاط اطراف میتوانند میدانهایی ایجاد کنند، اما نمیتوانند خاصیت درونی آن نقطه را تغییر دهند. بنابراین، موفقیت هر فرد در درجه اول به ویژگیهای درونی خودش بستگی دارد و ارتباط مستقیمی با افرادی که در اطراف او هستند، ندارد. اما محیط چه تأثیری بر انسان دارد؟ زمانی که انسان افکار و اندیشههای مثبت داشته باشد، میتواند خطی مثبت در وجود خود ایجاد کند. این خط، بارهای مثبت را جذب میکند و بهتدریج چگالی بارهای مثبت در وجود انسان افزایش مییابد. در نتیجه، انسان مانند یک چشمه عمل میکند و از خودش انرژی و بار مثبت به محیط اطراف ساطع میکند. برعکس این موضوع نیز وجود دارد؛ با اندیشههای منفی، بارهای منفی محیط را به سمت خود جذب میکنیم. وقتی مدام اخبار و اتفاقات منفی را دنبال میکنیم و روی آنها تمرکز داریم، بهتدریج ساختاری منفی در وجودمان شکل میگیرد.
این ساختار حتی میتواند بر بارهای مثبت ما نیز تأثیر بگذارد. در چنین شرایطی، به نقطهای با چگالی منفی تبدیل میشویم که از محیط اطراف خود جز ناراحتی و انرژی منفی دریافت نمیکند و حتی ممکن است باعث دور شدن دیگران از ما شود. اگر محیط اطراف یا خانواده دارای نقاط مثبت بیشتری باشند، حرکت در مسیر مثبت آسانتر است؛ اما در خانوادهای که افکار و نقاط منفی بیشتری وجود دارد، مسائل ناراحتکننده از هر طرف دیده میشوند و برای غلبه بر آنها باید تلاش بیشتری کرد. در چنین شرایطی، وقتی انسان بخواهد حرکت کند و سرعت خود را برای رهایی از منفیها افزایش دهد، قانون اینرسی وارد عمل میشود. ذهن که همواره تمایل دارد انرژی کمتری مصرف کند، تصور میکند با جلوگیری از تلاش بیشتر، در حال محافظت از انسان است؛ بنابراین در برابر تغییر و حرکت او مقاومت میکند.
پس در محیطهای منفی باید صفات مثبت بیشتری را در خود پرورش دهیم؛ صبر، تحمل و مثبتاندیشی بیشتری داشته باشیم تا بتوانیم با کمک افکار مثبت از بارهای منفی عبور کنیم. انسانی که ویژگیهای مثبت و توانمندیهای درونی خود را پرورش داده باشد، در هر محیطی میتواند موفق شود؛ حتی اگر به کشور دیگری برود. در این صورت، هدف او از رفتن، افزایش سطح دانش و آگاهی است، نه فرار از محیط قبلی به دلیل انزجار و تنفر. اگر فرد از محیطی که در آن زندگی میکند متنفر باشد و بخواهد صرفاً از آن فرار کند، ممکن است دوباره در همان چرخه و ساختار گرفتار شود و اتفاقات مشابهی برایش تکرار شوند؛ زیرا هنوز نتوانسته است درون خود را تغییر دهد، صفات بهتری کسب کند و مسئله را حل کند. این موضوع به آموزشهای کنگره۶۰ نیز ارتباط دارد. برای مثال، اگر حس بیزاری و انزجار از اعتیاد در همسفر از بین برود، بهتر میتواند شرایط را درک کند و زمینه ورود مسافر به کنگره را فراهم سازد.
سؤال دیگری که مطرح میشود این است که چگونه منفیهای اطراف خود را نبینیم؟ در پاسخ باید گفت توجه نکردن به نقاط منفی به معنای بیخبری یا نادانی نیست. ما از مشکلات و نقاط منفی اطراف خود آگاهی داریم، اما لزومی ندارد دائماً درباره آنها صحبت کنیم یا سؤالهای تکراری بپرسیم؛ زیرا با این کار به ساختار منفی انرژی میدهیم. هر ساختار منفی برای ادامه فعالیت خود به انرژی نیاز دارد و توجه و تمرکز ما روی آن مسئله، باعث شارژ شدن آن میشود. بنابراین، اگر مشکلی وجود دارد، باید حرکت کنیم و برای حل آن اقدام کنیم، اما اجازه ندهیم احساساتمان درگیر آن مسئله شود؛ زیرا تا زمانی که احساسات ما درگیر نشده باشند، حل مسئله آسانتر خواهد بود.
نکته مهم این سیدی این است که باید قانون چشمه را بشناسیم و بدانیم موفقیت هر فرد در درجه اول به خودش بستگی دارد و محیط در مرحله بعد قرار میگیرد. تأثیر محیط نیز به انتخابهای خود انسان بستگی دارد؛ اینکه تصمیم بگیرد روی کدام نقاط تمرکز و حرکت کند. کسی که دانایی دارد، میتواند انتخاب کند که کدام بخش از محیط را ببیند و روی کدام نقاط، مثبت یا منفی، عمل کند؛ اما برای کسی که از دانایی کافی برخوردار نیست، ممکن است شرایط محیط به او تحمیل شود.
نویسنده: همسفر الناز رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون دهم)
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
99