English Version
This Site Is Available In English

مهر تایید

مهر تایید

جلسه هشتم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی لویی‌پاستور به استادی همسفر سعیده، نگهبانی دنور همسفر نیلوفر و دبیری همسفر شقایق با دستور‌جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، اضافه‌وزن و سیگار)» روز سه‌شنبه ۱۲ آبان‌ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد

سلام بر مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود و با محبت نسخه می‌پیچد؛ از خداوند و استاد سردار می‌خواهم که در پایان جلسه، همه ما یک قدم به خودمان نزدیک‌تر شده باشیم. شاید بعدها حکمت اینکه چرا امروز، با این دستورجلسه و پس از سفر آقای مهندس، این جایگاه را تجربه می‌کنم، برایم روشن شود. آقای مهندس می‌فرمایند: «وقتی می‌خواهید راجع به نوشتاری یا شخصی صحبت کنید، باید از آن شخص و نوشتار جلوتر باشید.» قطعاً من اکنون جلوتر نیستم و فقط اینجا هستیم تا با هم یادآوری کنیم که آنچه به دست آورده‌ایم، به‌واسطه نعمت حضور آقای مهندس بوده است.

دستاوردهایی که آقای مهندس در کمتر از سی سال به دست آورده‌اند، به اندازه سه‌هزار سال دانش بشری است! چرا سه‌هزار سال گیاه‌شناسان عمر خشخاش را پنج تا شش هزار سال تخمین زده‌اند و باستان‌شناسان تقریباً به این نتیجه رسیده‌اند که استفاده از خشخاش به‌عنوان تریاک، حدود سه هزار سال پیش در بین‌النهرین آغاز شده است. یعنی سه هزار سال است که بشر با دست خودش قفلی ساخته که نتوانسته آن را باز کند. زمانی که خواستند این مشکل را حل کنند، در آزمایشگاه از خود تریاک هروئین ساختند تا مسئله تریاک را برطرف کنند؛ اما هروئین به معضلی بزرگ‌تر و بلایی خانمان‌سوزتر تبدیل شد. آقای مهندس به این مسیر سه‌هزارساله با یک مهر تأیید بزرگ خاتمه دادند و آغازگر راه درمان شدند.

بارها از ایشان شنیده‌ایم که حداقل پنجاه سال است در آمریکا، با وجود برخورداری از ثروت و امکانات علمی گسترده، هنوز مسئله اعتیاد به شکل صحیح حل نشده است. آقای مهندس با علم کنگره۶۰ توانستند درمان سوءمصرف موادمخدر، اعتیاد به نیکوتین، اضافه‌وزن و موضوعات دیگری را مطرح و پیگیری کنند. از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۶، دست‌کم نه مقاله ایشان در زمینه‌های مختلف در مجامع علمی منتشر شده است. این مقالات در زمینه‌هایی مانند دی‌سپ، اعتیاد، کولیت اولسراتیو، سه مورد مطالعه موردی سرطان سینه، درمان متاستاز، ساخت غشای میلین با استفاده از اپیوم یا شربت تریاک برای بیماری ام‌اس، صرع و موضوعات دیگر بوده‌اند. مقاله آخر در سال ۲۰۲۶ نیز به تلفیق حمایت دارویی مربوط می‌شود و دوباره به موضوع اعتیاد برگشته‌ایم! چرا؟ چون با وجود اینکه آقای مهندس حدود سی سال است در این مسیر فعالیت می‌کنند و با وجود تمام اسناد و مدارک هنوز روی چشم‌ها، گوش‌ها و عقل‌ها پرده و حجاب وجود دارد. در سی‌دی هفته آقای مهندس به همه ما پیشنهاد کردند که با چت‌جی‌پی‌تی و هوش مصنوعی بحث و گفت‌وگو کنیم. من هم هفته گذشته دوباره  این کار را شروع کردم. مقاله «صورت مسئله اعتیاد» را اسکن کرده و بارگذاری کردم؛ چون هوش مصنوعی می‌گفت شواهد و مستندات کافی و مستدلی وجود ندارد. با خودم گفتم هر چند وقت یک‌بار یکی از این مقالات را بارگذاری می‌کنم تا مشخص شود جهان پزشکی هنوز در موضوع اعتیاد به نقطه صفر هم نرسیده است. لازمه این کار استمرار است تا بتوانیم این موضوع را گسترش بدهیم.

این‌ها دستاوردهای صور آشکار هستند؛ اما دستاوردهایی هم وجود دارند که فقط من و شما که با آن‌ها زندگی کرده‌ایم، می‌دانیم چه ارزشی دارند. آقای مهندس چراغ دل و چراغ خانه‌های ما را روشن کردند. وقتی می‌گوییم: «سلام بر مردی که از قلب‌ها وارد می‌شود و با محبت نسخه می‌پیچد»، این جمله را من و شما با تمام وجودمان درک می‌کنیم. اگر سعیده و مسافرش بیست‌وچهار سال پیش وارد کنگره۶۰ نشده بودند، شاید اصلاً زبان یکدیگر را نمی‌فهمیدند. واقعاً نمی‌فهمیدیم چه می‌گوییم؛ انگار هر کدام از ما از کره دیگری بودم! قطعاً در آن شرایط، آسیب‌های زیادی به خودمان و زندگیمان وارد می‌کردیم؛ اما آقای مهندس ما را همزبان و همدل کردند و پیوندهای محبت را تحکیم بخشیدند. به نظر من، بزرگ‌ترین دستاورد آقای مهندس همین تحکیم پیوند محبت است.

این روزها همه ما دلتنگی بزرگی در سینه داریم؛ اما وقتی نگهبان، یعنی آقای مهندس، دلتنگی خود را نسبت به استادشان ابراز می‌کنند و می‌فرمایند دلتنگ شما هستیم، استاد پاسخ می‌دهند: «شما دلتنگی نکنید؛ محبت به لمس و سخن نیست، محبت درسی است که حتی آغاز و پایان مشخصی ندارد.» این محبت از چه زمانی در وجود ما شکل گرفته، از چه زمانی بوده، هست و تا چه زمانی خواهد بود؟ کسی نمی‌داند؛ اما می‌دانیم که وجود دارد. در ادامه، استاد می‌فرمایند محبت و علاقه انسان‌ها به یکدیگر با بیان کردن به وجود نمی‌آید. ممکن است کسی همیشه به من بگوید دوستت دارم، اما هیچ کاری برایم انجام ندهد؛ محبت بیشتر در عمل معنا پیدا می‌کند. پیوندهای محبت در ما زنده شده و حس‌های ما بیدار شده‌اند. محبت فقط این نیست که بگوییم آقای مهندس دوستتان داریم؛ ایشان به ما یاد دادند که محبت باید در قلب، زبان و عمل جاری باشد. من چگونه می‌توانم محبت کنم؟ به همان شکلی که دیگران محبت کردند تا امروز من بتوانم روی این صندلی بنشینم.

در سی‌دی «بخشش»، آقای مهندس حکایتی را تعریف می‌کنند: خانمی جواهری پیدا می‌کند و آن را داخل کیفش می‌گذارد. در راه، فرد گرسنه‌ای از او درخواست غذا می‌کند. هنگامی که خانم کیفش را باز می‌کند تا چیزی به او بدهد، چشم آن فرد به جواهر می‌افتد و از او می‌خواهد جواهر را به وی بدهد. خانم هم جواهر را به او می‌بخشد. وقتی خانم می‌خواهد برود، آن فرد به دنبالش می‌دود و می‌گوید: «خانم! این جواهر را بگیر و آن چیزی را به من بده که به تو اجازه بخشیدن چنین جواهری را داد. آن جواهر چیست که وقتی از تو درخواست کردم، به‌راحتی آن را بخشیدی؟» آن جواهر، محبت است.

آقای مهندس به ما آموختند که محبت بر پایه معرفت است و معرفت یعنی شناخت. وقتی شناخت درست و واقعی پیدا کنم، محبت در وجودم آن‌قدر غلیان می‌کند که می‌توانم از مال خودم و حتی از جانم بگذرم. آقای مهندس در سی‌دی‌ها به شوخی می‌فرمایند: «پول است، جان که نیست!» یعنی گذشتن از مال هم کار ساده‌ای نیست. من از مال خودم می‌گذرم تا به‌تدریج اجازه گذشتن از جان و زمانم نیز به من داده شود. در لژیون سردار، آقای مهندس بستر و زمین این بازی را برای ما فراهم کردند؛ بازی عشق و محبت تا بتوانیم با شناخت و معرفتی که به دست می‌آوریم، خودمان را محک بزنیم و ببخشیم. آیا بخشش به اندازه جیب من است؟ نه! به اندازه محبت من است. عبارت بسیار زیبایی در پیام محبت داریم: «آنچه باور است، محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است.» در واقع، این ظرف وجودی من است که تعیین می‌کند محبتم چقدر باشد و تا چه اندازه بتوانم از مال خودم ببخشم. مهم نیست مبلغ بخشش من چقدر باشد؛ مهم این است که در نهایت، در نفس و در زمین بازی خودم پهلوان باشم. در پیام سردار می‌خوانیم: «با گام‌های کوچک و یا با گام‌های بزرگ»؛ مهم این است که گام بردارم. همین گام است که راه را برای من باز می‌کند تا بتوانم مسیر را به بهترین شکل طی کنم.

تایپ: همسفر منیژه، رهجوی راهنما همسفر مریم ث. (لژیون نهم) و همسفر رویا، رهجوی راهنما همسفر مریم آ. (لژیون دوم)
عکاس: همسفر مرجان، مرزبان خبری
ارسال: راهنما همسفر ثریا (لژیون هفتم)، نگهبان سایت
همسفران نمایندگی لویی‌پاستور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...