English Version
This Site Is Available In English

دانایی صرفاً داشتن اطلاعات یا مدارک تحصیلی نیست.

دانایی صرفاً داشتن اطلاعات یا مدارک تحصیلی نیست.

 

معجزه حیات، خودِ حیات است.


به یاد آقای مهندس دژاکام؛ معلمی که مسیر شناخت را به ما نشان دادند.

بعضی انسان‌ها فقط زندگی می‌کنند، بعضی در زندگی خود تجربه می‌اندوزند و بعضی از تجربه‌هایشان چراغی می‌سازند تا دیگران نیز بتوانند مسیر خود را پیدا کنند.

مهندس  دژاکام برای بسیاری از انسان‌ها، نامی فراتر از یک دانشمند درمان اعتیاد است،  نام معلمی است که پای درس تک تک شاگردانش ایستاد و آن ها را در احترام،  عزت و اقتدار در جامعه قرار داد.

ایشان خود مسیر دشواری را تجربه کردند. سال‌ها با مسئله اعتیاد درگیر بودند،  راه‌های مختلف را آزمودند و سرانجام از دل پژوهش ها و تجربه شخصی خود،  روش تدریجی DST را مطرح کردند، سپس با تأسیس کنگره ۶۰، فرصتی فراهم آوردند تا انسان‌های بسیاری در مسیر درمان، بازسازی زندگی و بازگشت به خانواده قدم بگذارند. بزرگترین مشکلات جهان امروز، اعتیاد، چاقی و سرطان را درمان  و نمونه های بسیار زیادی را به دنیا ارائه کردند .

فعالیت های ایشان انقدر زیاد است که برای هرکدام از آن ها می توان کتاب ها و زندگی های زیادی را ترسیم کرد که اینکار در آیندگان حتما اتفاق خواهد افتاد .

اما آنچه اهمیت این مسیر را بیشتر می‌کند، تنها روش درمان های متعدد ایشان نیست، بلکه نگاه ژرف ایشان  به انسان و جهان هستی می باشد .

در این نگاه، انسان موجودی تمام‌شدنی نیست. نفس در مسیر تکامل قرار دارد و شناخت نفس از خودش، پایان‌پذیر نیست. انسان باید خواسته‌های خود را بشناسد، میان خواسته درست و یا نادرست تمایز بگذارد و فریب ظاهر آراسته خواسته‌های نادرست را نخورد.

دانایی صرفاً داشتن اطلاعات یا مدارک تحصیلی نیست. دانایی زمانی ارزش واقعی پیدا می‌کند که به دانایی مؤثر تبدیل شود، یعنی انسان بداند در چه زمانی، در چه مکانی و چگونه از آموخته‌هایش استفاده کند.

شاید تفاوت انسان دانا با انسان صرفاً آگاه، درست در لحظه‌های دشوار زندگی آشکار شود؛ زمانی که خشم، ترس، منفعت شخصی یا غرور در برابر انتخاب درست قرار می‌گیرند.

در مسیر شناخت، انسان می‌آموزد که تنها با گوش سپردن به تجربه‌های بیرونی به حقیقت نمی‌رسد؛ باید به درون خود نیز سفر کند. باید حس خود را پالایش کند تا بتواند مانند حوضی زلال، آلودگی را در آن تشخیص دهد.

و این مسیر، مسیری بدون انتهاست.

حقیقت، وابسته به میزان شناخت ما نیست. حقیقت بوده، هست و خواهد بود؛ اما ظرفیت انسان برای درک آن می‌تواند هر روز گسترده‌تر شود. شاید ما هرگز نتوانیم تمام عظمت هستی را بشناسیم، اما می‌توانیم پیوسته به شناختی عمیق‌تر نزدیک شویم.

در این میان، نباید خود زندگی را فراموش کنیم.

معجزه حیات، خود حیات است؛ دیدن، خندیدن، ترسیدن، شجاعت داشتن، دوست‌داشتن، در کنار یکدیگر بودن، شنیدن صدای باد، تماشای دریا، آسمان، کوه و دشت.

بزرگ‌ترین دستاورد زندگی شاید همین باشد که فرصت زندگی کردن را بفهمیم و از مسیر شناخت و تجربه لذت ببریم؛ نه اینکه تمام عمر را در حسرت گذشته یا اضطراب آینده سپری کنیم.

استاد عزیز:

آنچه از شما آموخته‌ایم، تنها مجموعه‌ای از واژه‌ها و تعریف‌ها نیست. ارزش یک آموزش زمانی آشکار می‌شود که در رفتار شاگردش دیده شود؛ در مهربانی، مسئولیت‌پذیری، عدالت، عمل سالم، فروتنی و توانایی انتخاب درست در شرایط دشوار.

شاید بهترین ادای احترام به یک معلم این باشد که شاگردانش آنچه را آموخته‌اند، در زندگی خود به عمل تبدیل کنند.

من نمی‌دانم انتهای این سفر شناخت کجاست. نمی‌دانم انسان تا کجا می‌تواند حقیقت هستی را درک کند. اما می‌دانم که ندانستن، دلیلی برای توقف نیست؛ بلکه انگیزه‌ای برای ادامه راه است.

برای من، شما در خاطره‌ها محصور نشده‌اید. آموزه‌هایتان در اندیشه و رفتار شاگردانتان ادامه پیدا می‌کند و تا زمانی که انسانی با آن آموزه‌ها قدمی به سوی شناخت، رهایی و عمل سالم بردارد، اثر آن تلاش زنده خواهد بود.

از نور می‌آموزیم، با تجربه پیش می‌رویم، با دانایی تشخیص می‌دهیم و با عمل سالم زندگی می‌کنیم.

و چه زیباست اگر روزی بتوانیم در عمل نشان دهیم که آموخته‌ایم:

معجزه حیات، خودِ حیات است.

با احترام و سپاس از معلمی که ما را به ادامه مسیر شناخت دعوت کرد.

 

دلنوشته :راهنمای لژیون پنجم مسافر علیرضا

ارسال مطلب :مسافر جواد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...