برای من، نام آقای مهندس دژاکام یادآور انسانی است که از دل رنج و تجربه، راهی را پیدا کرد که امروز به چراغ امید زندگی انسانهای بسیاری تبدیل شده است و در روزگاری که اعتیاد برای بسیاری از افراد و خانوادهها به معنای ناامیدی و بنبست بود، تسلیم نشد و با تفکر، تحقیق، تجربه و پشتکار، به دنبال کشف راهی برای رهایی انسان از تاریکی رفت.
شاید در آن روزها کمتر کسی تصور میکرد، تجربه و تلاش یک انسان بتواند روزی سرنوشت انسانها و خانوادههای بسیاری را تغییر دهد؛ اما مهندس دژاکام با اندیشهای عمیق، راهی را بنیان گذاشتند که فراتر از درمان اعتیاد بود و به شناخت انسان، تواناییهای او و مسیر بازگشت به تعادل میپرداخت. یکی از بزرگترین ارزشهای این اندیشه آن بود که حاصل سالها تجربه و تلاش، تنها برای خودشان باقی نماند؛ بلکه با عشق در اختیار دیگران قرار گرفت تا انسانهایی که امید خود را از دست داده بودند، دوباره فرصت زندگی پیدا کنند.
وقتی به انسانهایی فکر میکنم که روزی با چشمانی پر از ناامیدی وارد این مسیر شدند و امروز با امید، آرامش و لبخند زندگی میکنند، به عمق ارزش این خدمت پی میبرم. به خانوادههایی فکر میکنم که سالها طعم نگرانی و رنج را چشیده بودند؛ اما امروز دوباره دور هم جمع شدهاند و آرامش را تجربه میکنند. چه زیباست که رنج و تجربه یک انسان بتواند مرهمی بر زخمهای انسانهای بیشمار دیگری باشد.
مهندس دژاکام به ما آموختند که انسان را نباید با گذشتهاش قضاوت کرد. به جای سرزنش، راه نشان دادند و به جای ناامیدی، فرصت دوبارهای برای آغاز آفریدند. به ما یاد دادند که تغییر، نیازمند زمان، صبر، آموزش و حرکت است؛ همانگونه که جسم برای درمان به زمان نیاز دارد، تفکر و جهانبینی انسان نیز باید بهتدریج تغییر کند. این نگاه عمیق به انسان، از ارزشمندترین آموزشهایی است که از خود به یادگار گذاشتند.
امروز وقتی به کنگره ۶۰ نگاه میکنم، تنها یک مجموعه را نمیبینم؛ بلکه حاصل سالها تفکر، تحقیق، تجربه، عشق و تلاش انسانی را میبینم که توانست از دل یک تجربه شخصی، راهی برای رهایی و آرامش انسانهای بسیاری بسازد.
چه کسی میتواند تمام لبخندهایی را بشمارد که جایگزین اشکهای سالهای گذشته شدند؟ چه کسی میتواند عمق خوشحالی خانوادههایی را توصیف کند که دوباره عزیزانشان را در کنار خود دارند؟ یا احساس انسانی را بیان کند که پس از سالها ناامیدی، دوباره به خودش، زندگی و آینده امیدوار شده است؟
به باور من، ارزش یک انسان را باید در ردپایی جستوجو کرد که در زندگی دیگران بر جای میگذارد. میراث مهندس دژاکام تنها در ساختار کنگره ۶۰ خلاصه نمیشود؛ بلکه در گنجینهای ارزشمند از دانش و آگاهی نیز جلوهگر است؛ گنجینهای شامل کتابها، مقالات علمی، منابع آموزشی، سیدیها و مجموعهای از آموزشهایی که حاصل سالها تفکر، پژوهش و تجربه هستند. هر کتاب، هر مقاله و هر سیدی، دریچهای به سوی شناخت بیشتر انسان و جهان پیرامون اوست. این آثار تنها نوشتهها و مطالب آموزشی نیستند؛ بلکه چراغی هستند که راه تفکر و آگاهی را برای نسلهای امروز و آینده روشن نگه میدارند. چه ارزشمند است گنجینهای که با گذشت زمان نهتنها کهنه نمیشود، بلکه هر روز میتواند به انسانی دیگر راهی تازه نشان دهد.
این میراث در وجود انسانهایی نیز زنده است که امروز آموزش میگیرند، خدمت میکنند و خودشان چراغ راه دیگران میشوند. این زنجیره محبت و خدمت، زیباترین یادگاری است که میتواند از یک انسان باقی بماند.
آقای مهندس عزیز، امروز شاید دیگر نتوانیم حضور شما را مانند گذشته در کنار خود احساس کنیم؛ اما اندیشه و آموزشهایتان همچنان در زندگی ما جریان دارد. هر انسانی که از این مسیر به تعادل میرسد، هر خانوادهای که دوباره آرامش را تجربه میکند و هر رهجویی که پس از آموختن، دست انسانی دیگر را میگیرد، گواهی بر ماندگاری راه شماست.
چه تلخ است نبودن انسانی که حضورش برای بسیاری از ما معنای امید داشت و چه زیباست که اندیشهاش حتی پس از نبودنش، همچنان در زندگی انسانها جاری است. گویی بعضی انسانها هرگز از میان ما نمیروند؛ زیرا بخشی از وجودشان را در اندیشه، آموزش و زندگی دیگران به یادگار گذاشتهاند.
با نهایت احترام، عشق و دلتنگی، یاد و نام دانشمند بزرگ، آقای مهندس دژاکام را گرامی میدارم و امیدوارم شایسته آموزشهایی باشیم که برایمان به یادگار گذاشتند و بتوانیم با آموختن، خدمت کردن و ادامه این مسیر، سهم کوچکی در زنده نگه داشتن اندیشه ایشان داشته باشیم. یاد و اندیشهتان چراغ راه انسانهای بسیاری خواهد ماند؛ چراغی که با گذشت زمان خاموش نخواهد شد.
نویسنده: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مرضیه(لژیون اول)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنمای همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
43