English Version
This Site Is Available In English

درمان فقر با قدرت بخشش

درمان فقر با قدرت بخشش

جلسه سیزدهم از دوره اول لژیون‌های سردار همسفران‌نمایندگی اندیشه با استادی پهلوان همسفر فاطمه، نگهبانی راهنما همسفر فرشته و دبیری راهنما همسفر فاطمه با دستور جلسه:«بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز سه‌شنبه ۱۲ آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۳:۴۵ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:

دستور جلسه امروز برای من بسیار سخت و عجیب است. صحبت کردن درباره دانشمند بزرگی مانند آقای مهندس و دستاوردهای ایشان کار آسانی نیست. با رهجوهایم صحبت می‌کردم و گفتم این دستور جلسه از این جهت عجیب است که ما می‌دانیم آقای مهندس چه دستاوردهایی داشته‌اند و چقدر تلاش کرده‌اند تا ما بتوانیم در زندگی خود بهتر عمل کنیم و دستاوردهای بیشتری داشته باشیم.

بیان این مسئله قدرت زیادی می‌خواهد و امیدوارم بتوانم حق مطلب را ادا کنم. از خود آقای مهندس کمک می‌خواهم تا آن‌چه باید بگویم و آن‌چه باید شنیده شود، به‌درستی بیان شود.

از ایجنت و مرزبانان و همچنین خانم فرشته عزیز تشکر می‌کنم که لطف داشتند و من را دعوت کردند. در کارگاه اصلی هم در خدمت شما هستیم و درباره دستور جلسه، آقای مهندس و دستاوردهای ایشان بیشتر صحبت خواهیم کرد.

الان می‌خواهم درباره یکی از دستاوردهای آقای مهندس، یعنی تأسیس لژیون‌ها در کنگره۶۰، صحبت کنم.

آقای مهندس کنگره را بنیان‌گذاری کردند و ساختار کلی بزرگی را به وجود آوردند؛ اما در دل این ساختار، طی بیست‌وهشت، بیست‌ونه سال گذشته، تغییرات زیادی ایجاد کردند. در پی بنیان‌گذاری کنگره۶۰ اتفاقات زیادی رقم خورد و ایشان معتقدند این مسیر تا ابد ادامه‌دار خواهد بود و شاهد کشفیات بیشتری خواهیم بود.

به قول آقای امین، آقای مهندس نگهبان کنگره۶۰، نگهبان شایسته‌ای بودند و هستند و برای هر مسئله‌ای که در زندگی با آن دست‌وپنجه نرم می‌کردیم، بهترین راه‌حل‌ها را ارائه می‌دادند.

آقای مهندس برای درمان مواد مخدر، لژیون‌های DST را بنیان کردند؛ برای درمان سیگار، لژیون‌های ویلیام؛ برای درمان چاقی و لاغری، لژیون‌های جونز؛ و برای درمان فقر، لژیون سردار را ایجاد کردند.

شاید این جمله کمی عجیب باشد، اما در ادامه به آن می‌پردازیم.

هدف کلی من این است که بگویم آقای مهندس کلیدساز ماهری بودند و برای هر قفلی که بازشدنی نبود، یک کلید زیبا و شاه‌کلید می‌ساختند.

همیشه این تفکر کمی من را می‌ترساند که فاطمه، آیا تو در زندگی خودت توانسته‌ای حتی یک کلید پیدا کنی؟ آیا توانسته‌ای در پی حل مسائل بروی و راه‌حل‌های درست پیدا کنی؟ راه‌حل‌هایی که با تفکر همراه باشند و راه به عقب نداشته باشند؟

هر سیستمی که در کنگره۶۰ می‌بینیم، شاید درصد خطای بسیار ناچیزی داشته باشد که آن هم ممکن است بر اساس عملکرد منِ رهجو ایجاد شود؛ وگرنه تصمیم بنیان، بی‌عیب‌ونقص بوده است.

شاید برایتان عجیب باشد که درمان فقر در لژیون سردار چگونه اتفاق می‌افتد. ما وارد لژیون سردار می‌شویم و شش میلیون و شصت هزار تومان یا مبالغ دیگری پرداخت می‌کنیم. چطور قرار است فقر من درمان شود؟

این جمله ممکن است دوپهلو و عجیب باشد، اما بله، شدنی است. همان‌طور که مصرف‌کننده‌ای داشتیم که مواد مخدر مصرف می‌کرد و در لژیون‌های DST با دارویی به نام OT درمان شد، این مسئله هم می‌تواند اتفاق بیفتد.

تفاوت این است که بخش عظیمی از لژیون سردار با صور پنهان ما ارتباط دارد و من فکر می‌کنم چیزی که از قلب ما نشئت می‌گیرد، تغییراتی در قلبمان ایجاد می‌کند.

قبل از این‌که درباره درمان فقر صحبت کنم، دوست دارم بگویم حضور همه ما در جلسات، جز فرمان چیزی نیست. خداوند فرمان داده و ما اکنون این‌جا هستیم.

فرمان طبق خواست صادر می‌شود؛ خواستی که از درون من دیده می‌شود و وجود دارد. بعد فرمان صادر می‌شود که بیا و در این بستر قرار بگیر. تو این خواسته را داری و باید در بستری قرار بگیری که آن خواسته بتواند جوانه بزند و شکوفا شود.

ممکن است اکنون در جلسه کسی باشد که عضو لژیون سردار نیست. من شناختی ندارم، اما می‌خواهم بگویم حتی آن شخص هم خواسته پهلوان شدن، دنور شدن و سردار شدن را دارد؛ ممکن است این خواسته از دید خودش پنهان باشد.

گاهی تاریکی‌های درون ما آن‌قدر زیاد است که نیکی و خوبی ما پنهان می‌شود.

اما شما اعضای اندیشه یک تفاوت دارید و آن این است که خواسته قلبی شما آن‌قدر بزرگ و توانایی‌هایتان آن‌قدر زیاد است که می‌توانید گام‌های بلندی بردارید. شما برگزیدگان خداوند هستید تا جزو پیشگامان باشید.

با نگهبان لژیون سردار صحبت کردم. گفتند این شعبه یک سال است که تأسیس شده است؛ یعنی شما اعضای اولیه لژیون سردار شعبه اندیشه هستید. کسانی که آمده‌اند تا با قدم‌هایشان این مسیر را برای آیندگان محکم کنند.

این مسئولیت کمی نیست و اتفاق بسیار قشنگی است. این پتانسیل درون شما وجود دارد و خداوندی که فرمان حضورتان در کنگره را داده است، به قول آقای امین، تازه‌واردها گسیل می‌شوند و خودشان نمی‌آیند.

خداوندی که شما را گسیل کرده و اذن حضورتان را در این شعبه داده است، می‌توانست اذن حضورتان را سه یا پنج سال بعد بدهد. چرا اکنون این‌جا هستید؟ چون پیشگام هستید و برای حفظ و نگهداری این لژیون می‌توانید قدم‌های بسیار بزرگی بردارید.

هدفم از این صحبت‌ها این بود که ناامید نباشید و فکر نکنید نمی‌شود یا نمی‌توانید. تک‌تک شما می‌توانید پهلوان شوید و نشان بی‌نشان بگیرید.

ممکن است فکر کنید این موضوع طبیعی است و یک پهلوان را که می‌بینید، تصور کنید پولدار است یا همه‌چیز برایش فراهم بوده است؛ حتی یک دنور.

اما من به شخصه آدم پولداری نبودم و نیستم، ولی ثروتمندم. ثروت من علم و دانشی است که کنگره۶۰ به من داده است و من می‌توانم حتی با کمترین مبلغ، قدم‌های تأثیرگذاری بردارم و کارهای دیگری هم انجام بدهم.

من می‌توانستم با پول پهلوانی کارهای دیگری انجام بدهم، ولی انتخابم این بود. وقتی از کلمه «من» استفاده می‌کنم، منظورم همه عزیزان پهلوان، دنور و تمام اعضای لژیون سردار است.

ما می‌توانستیم، اما انتخابمان این بوده است. این قلب ماست که ما را هدایت می‌کند.

به‌خصوص خانم‌ها، توانایی‌هایشان آن‌قدر زیاد است که می‌توانند قدم‌های بسیار تأثیرگذاری بردارند. فقط مشکل این است که خودمان را خیلی دست‌کم گرفته‌ایم و همه‌چیز را از خودمان دور می‌بینیم.

زن بخش مهمی از خلقت است و در زایش نقش دارد. من همیشه به رهجوهایم می‌گویم: حیف نیست قلب یک زن تاریک باشد؟ مگر تو نباید مملو از عشق، محبت و مهر باشی؟ چون مرکز زایش است.

حیف نیست قلبت را با منیت، کبر، حسادت و ضدارزش‌ها تاریک کنی؟

البته می‌دانیم که کار، کار من نیست و نیروی منفی است که در حال جنگیدن است تا آن گوهر را از دست من بگیرد.

خدا را شکر می‌کنم که در این جلسه و در جلسات کنگره۶۰ هستیم و می‌توانیم قدم مثبتی برداریم، قلبمان را روشن کنیم و توانایی‌های خودمان را پیدا کنیم.

در پیامی که هنگام تجلیل از راهنماها و تقدیم تقدیرنامه از سوی آقای مهندس به آن‌ها گفته شده است، آمده است: «این توانایی‌ها را نظاره‌گر باش.»

روز اولی که به کنگره می‌آمدی، تصور نمی‌کردی بتوانی حتی پنج میلیون تومان ببخشی.

من روز اولی که در کنگره۶۰ حضور داشتم، یادم است تیرماه سال نودوشش وارد شدم. چند ماه بعد گلریزان بود و هر کسی اعلام می‌کرد شش میلیون تومان برای لژیون سردار می‌دهد، من متعجب می‌شدم که یعنی چه؟ شش میلیون تومان می‌خواهد ببخشد؟ خیلی عجیب بود.

می‌خواهم مسیر کوتاهی از زندگی خودم را برایتان بگویم.

من هم مثل همه شما روزی رهجو و خدمتگزار بودم و روی همین صندلی‌هایی که شما نشسته‌اید، می‌نشستم.

من یک اشتباه داشتم و آن این بود که در حدود ده سالی که در کنگره هستم، هر سال عضو لژیون سردار می‌شدم و مبلغ شش میلیون تومان را پرداخت می‌کردم تا فقط کاری کرده باشم؛ نه احساسی بود و نه تفکری.

حتی یک‌بار هم ننشسته بودم فکر کنم که توان واقعی من چقدر است.

دفعه آخر که به‌صورت تعهدی عضو لژیون سردار شدم، پرداخت مبلغ شش میلیون تومان برایم خیلی سخت بود. تا گلریزان بعدی طول کشید و نمی‌توانستم آن را پرداخت کنم.

مبلغ شش میلیون تومان در آن زمان چیزی نبود، اما برای من سخت بود. بارها همین مبلغ را جاهای دیگر کارت کشیده بودم، اما نمی‌دانم چرا در لژیون سردار نمی‌توانستم پرداخت کنم.

یک لحظه چیزی مثل الهام به من گفت: خدمتت از تو پذیرفته نمی‌شود. چند سال است همین شش میلیون تومان را می‌دهی که فقط رفع تکلیف کنی؟ در پی آن تغییر اساسی نیستی؟ چرا قدمت را کمی بلندتر نمی‌کنی؟ توان واقعی تو چقدر است؟

از خودم پرسیدم و دیدم توانم این است که می‌توانم ده میلیون تومان ببخشم.

اعلام دنوری کردم و گفتم من دنور می‌شوم و مبلغ را پرداخت می‌کنم. آن زمان موجودی کارت من پنجاه هزار تومان بود. یادم است چون پول اسنپ نداشتم، نمی‌توانستم به خانه بروم.

اما همین تفکر کافی بود و همین چراغ که روشن شد، مسیرم را هدایت کرد.

آن ده میلیون تومانی که برای دنور داده بودم، نود میلیون تومان دیگر هم روی آن گذاشتم و رفتم اجازه پهلوانی گرفتم.

اصلاً به پهلوانی فکر نمی‌کردم، چون نداشتم و الان هم ندارم. به مبلغ پانصد میلیون تومان فکر می‌کردم.

تغییراتی که درون ما شکل می‌گیرد، باعث می‌شود ما انتخاب شویم و از طریق ما مبالغی پرداخت شود.

پول، پول من نیست. مال برای من نیست و هیچ‌چیز برای انسان نیست. حتی جسم هم برای خود انسان نیست؛ خودت می‌روی و جسمت باقی می‌ماند.

خداوندی که تفکر خلق و بنیان کنگره را به وجود آورده است، همان خداوند از این سیستم محافظت می‌کند.

این من و شما نیستیم؛ ما با توجه به خواسته‌های درون قلبمان انتخاب می‌شویم تا خواسته‌هایی را انجام دهیم که در پی آن، خودمان هم پاداش می‌گیریم و تغییراتی درونمان ایجاد می‌شود.

ساده‌تر بگویم، خداوندی که تفکر خلق کنگره را به آقای مهندس داده است، چگونه می‌تواند کنگره را وسعت بدهد؟

مثلاً قرار نیست سقف باز شود و ناگهان پول بریزد، یا یک سند بی‌نام‌ونشان پیدا کنیم، یا کسی بیاید چند واحدی برای کارهای اداری کنگره بگیرد.

این‌طور نیست؛ خداوند تو را انتخاب می‌کند، این حس را در قلبت می‌گذارد و بعد آن پول را به تو می‌دهد تا از طریق تو وارد سیستم شود و این سیستم بتواند بزرگ‌تر و بزرگ‌تر شود.

این تفکر باعث می‌شود واقعاً بفهمیم که این دست‌های آسمانی هستند که تفکر مثبت را در سر و قلب ما ایجاد می‌کنند.

فقط کافی است رویمان را به سمت نور برگردانیم.

به قول آقای مهندس، شاگرد اگر آماده باشد، صدای پای استادش را می‌شنود.

ما هم اگر آماده باشیم، می‌توانیم قدم‌هایمان را برداریم، حرکت‌هایمان و مسیری را که در آن هستیم، نشانه‌گذاری کنیم و تأثیرات بسیار مثبتی داشته باشیم.

امیدوارم این شعبه هم بتواند پهلوان‌های بسیار زیادی پرورش دهد، دنورهای زیادی داشته باشد و لژیون سردارتان روزبه‌روز بزرگ‌تر شود و ورودی‌های زیادی داشته باشید.

جابه‌جایی دبیر و نگهبان 

تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهتاب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی‌اندیشه

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...