English Version
This Site Is Available In English

جایگاه خدمت، فرصتی برای درک عمیق تر آموزش ها

جایگاه خدمت، فرصتی برای درک عمیق تر آموزش ها

دومین جلسه از دوره پنجاه وششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، به استادی مسافرحسین، نگهبانی مسافر یاسین و دبیری مسافر مصطفی، با دستور جلسه " بزرگداشت جناب مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگاروکاهش وزن)"  در روز سه‌شنبه مورخ دوازدهم آبان ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم مسافر.

من نیز به نوبه خود، درود می‌فرستم به روح پاک جناب مهندس و یاد و خاطره ایشان را گرامی می‌دارم.
از راهنمای محترم، مسافر سعید تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند. همچنین از لژیون خدمتگزار، راهنمای محترم، مسافر رضا، ایجنت محترم و گروه مرزبانی سپاسگزارم که این فرصت خدمت را برای من فراهم کردند.
بالاخره پس از چهار سال، بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. آخرین باری که در این جایگاه خدمت کردم، در سال ۱۴۰۱ و در شعبه بنیان بود. دستور جلسه آن روز را به خاطر ندارم، اما استادی جلسه را بر عهده داشتم.
معمولاً گفته می‌شود که میان دستور جلسات و شرایط زندگی افراد ارتباطی وجود دارد. از شب گذشته به این موضوع فکر می‌کردم که شاید ارتباط دستور جلسه امروز با شرایط من در این باشد که طی این چهار سال، به دلیل آنکه مجدداً سفر خود را آغاز کرده‌ام، هنوز نتوانسته‌ام آن‌گونه که شایسته است، دستاوردها، تحقیقات و کشفیات جناب مهندس را درک کنم و این آموزش‌ها تأثیر لازم را بر من بگذارند. شاید اکنون شرایط به‌گونه‌ای فراهم شده است که دوباره سفر کنم و به درک عمیق‌تری از برخی موضوعات برسم.
در یکی دو هفته اخیر که این شرایط برای من به وجود آمد، مطالعاتی انجام دادم. معمولاً می‌توان درباره هر دستور جلسه‌ای صحبت کرد و دوستان حاضر در لژیون نیز می‌دانند که من چندان عادت ندارم مطالب را به‌صورت مستقیم از روی کتاب یا سی‌دی بازگو کنم، بلکه بیشتر برداشت و دریافت شخصی خودم را بیان می‌کنم. اما دستور جلسه امروز ایجاب می‌کند که بخشی از مطالعاتی را که در
فضای مجازی انجام داده‌ام، خدمت شما ارائه کنم و پس از آن نیز کمی از دریافت‌های قلبی خودم صحبت کنم.
هرکسی می‌تواند به‌راحتی این مطالب را جست‌وجو و مطالعه کند؛ اما من به‌صورت مختصر به آن‌ها اشاره می‌کنم تا هم دانسته‌های خودم را مرور کنم و هم این مطالب را با شما به اشتراک بگذارم. واقعاً از مطالعه مقالات جناب مهندس لذت بردم.
یکی از این مقالات درباره بیماری ام‌اس بود که در دانشگاه هاروارد ارائه شده بود. در این مقاله، روش D.S.T مطرح شده است؛ روشی که در آن، با استفاده از شربت اپیوم تینچر، افزایش دوز به‌صورت پله‌ای انجام می‌شود و سپس کاهش تدریجی صورت می‌گیرد.
یکی از اثراتی که در این زمینه مطرح شده، موضوع میلین‌سازی است. میلین، غشایی محافظ در اطراف رشته‌های عصبی است که در صورت بروز اختلال در سیستم ایمنی بدن، ممکن است آسیب ببیند و در بیماری ام‌اس با مشکل مواجه شود. در این تحقیقات، به تأثیر روش D.S.T در ترمیم و افزایش میلین اشاره شده است. البته جزئیات این مقاله و تحقیقات مربوط به آن قابل مطالعه بیشتر است.
مقاله بعدی درباره درمان بیماری کولیت اولسراتیو بود که جناب مهندس با همین روش D.S.T در این زمینه نیز مقاله‌ای ارائه کرده‌اند.
موضوع بعدی، یک کنفرانس بین‌المللی در زمینه مراقبت از سیستم عصبی و بیماری صرع بود. این موضوع برای من بسیار جالب بود. این کنفرانس در شیکاگو، ایالات متحده آمریکا برگزار شده بود و در آن، درباره تأثیر روش D.S.T بر تنظیم مجدد چندوجهی فعالیت‌های عصبی صحبت شده بود.
به عبارت دیگر، موضوع بازگشت مغز به شرایط متعادل‌تر مطرح بود. همان‌طور که می‌دانیم، در بیماری صرع، نوعی اختلال در فعالیت‌های الکتریکی سیستم عصبی به وجود می‌آید. کانال‌های یونی و فعالیت‌های الکتریکی سلول‌های عصبی در این فرایند نقش دارند و تشدید فعالیت‌های غیرطبیعی می‌تواند به بروز
تشنج منجر شود. جناب مهندس در تحقیقات خود، تأثیر روش D.S.T و شربت OT را در تعدیل این وضعیت مطرح کرده و نتایج تحقیقات خود را ارائه داده‌اند.
مقاله دیگری نیز به‌صورت مشترک با دیده‌بان محترم بین‌المللی، آقای ویلیام وایت، ارائه شده است. موضوع این مقاله، درمان دارویی با استفاده از شربت OT و همچنین نقش حمایت‌های روانی ـ اجتماعی و حمایت خانواده از فرد مصرف‌کننده است؛ حمایتی که می‌توان نمونه آن را در جایگاه همسفران خودمان مشاهده کرد.
این مقاله در یکی از انتشارات معتبر جهانی به نام Taylor & Francis منتشر شده است. دوستانی که در واحد سایت خدمت می‌کنند، می‌توانند این عنوان را جست‌وجو کنند. برای من بسیار جالب و افتخارآمیز بود که چنین مقاله‌ای در یکی از معتبرترین مجموعه‌های انتشاراتی جهان منتشر شده است.
مورد دیگری که جناب مهندس درباره آن مطالبی ارائه کرده‌اند، تأثیر دیسپ بر درمان ویروس کووید ۱۹ و ویروس سارس است؛ موضوعی که همه ما کم‌وبیش آن را تجربه کرده‌ایم. با توجه به ویژگی‌های پروبیوتیکی و آنتی‌اکسیدانی دیسپ، این موضوع در دهمین دوره کنفرانس بین‌المللی که در بارسلونای اسپانیا برگزار شده بود، مطرح شده است. هنگام مطالعه این مطالب واقعاً لذت می‌بردم که می‌دیدم این تحقیقات در چه مجامع و محافل علمی مطرح شده‌اند.
یکی دیگر از مقالاتی که برای من بسیار جالب بود، درباره سرطان بود. دبیر محترم نیز بخشی از آن را قرائت کردند که به سرطان سینه اشاره داشت؛ اما موضوع مقاله در مجموع به سرطان مربوط می‌شد. این مقاله در یک کنفرانس مشترک میان آمریکا و کره جنوبی، در شهر سئول، ارائه شده بود. فکر می‌کنم این کنفرانس در آذرماه سال ۱۴۰۳ برگزار شده بود.
جناب مهندس در این کنفرانس، بسیار ساده و قابل‌فهم درباره موضوع سرطان صحبت می‌کنند. من تمام مقاله را مطالعه کردم. ایشان توضیح می‌دهند که ما معمولاً به دنبال معلول یک مسئله هستیم، درحالی‌که باید عامل اصلی را پیدا کنیم و آن را برطرف سازیم.
برای روشن شدن این موضوع، مثال بسیار جالبی درباره رطوبت دیوار یک خانه مطرح می‌کنند.
ایشان می‌گویند خانه‌ای داشتم که یکی از دیوارهای آن دچار رطوبت شده بود. ابتدا دیوار را گچ‌کاری کردیم و مشکل برطرف شد؛ اما پس از دو ماه، دوباره رطوبت ظاهر شد. مجدداً دیوار را تعمیر کردیم، ولی باز هم مشکل تکرار شد. این اتفاق چندین بار تکرار شد تا اینکه سرانجام از خانه خارج شدیم و شیر فلکه آب را بستیم. پس از مدتی که برگشتیم، مشاهده کردیم همه‌چیز خشک شده و مشکل برطرف شده است.
در نهایت متوجه شدیم که در یکی از لوله‌های آب، سوراخ‌های بسیار کوچکی وجود داشته که موجب نشت آب و ایجاد رطوبت در دیوار می‌شده است. بنابراین، تمام مدتی که ما دیوار را خراب می‌کردیم و دوباره گچ‌کاری انجام می‌دادیم، درواقع فقط با معلول برخورد می‌کردیم، نه با علت اصلی مشکل.
جناب مهندس این مثال را در آن کنفرانس مطرح می‌کنند تا نشان دهند که ما باید به دنبال عامل اصلی سرطان باشیم، نه اینکه صرفاً با روش‌هایی مانند پرتودرمانی و شیمی‌درمانی به سراغ سرکوب معلول برویم.
سپس درباره سیستم ایکس برای حاضران در آن مجمع علمی توضیح می‌دهند؛ سیستمی که مجموعه‌ای از عوامل از جمله خون، نوروترانسمیترها، هورمون‌ها و سایر اجزای مرتبط را در بر می‌گیرد. ایشان مجموعه این عوامل را سیستم ایکس نام‌گذاری کرده‌اند و توضیح می‌دهند که چگونه می‌توانند با روش D.S.T در این سیستم اختلال ایجادشده را برطرف کنند.
در ادامه، مثلثی را معرفی می‌کنند که من پیش از مطالعه مقاله، با آن آشنایی نداشتم. این مثلث، مثلث D.O.D است که جناب مهندس از آن برای توضیح روش خود در درمان سرطان استفاده می‌کنند.
شاید دوستان بدانند که این سه حرف به چه معناست، اما من هنگام مطالعه مقاله برای اولین بار با این توضیح آشنا شدم و برایم بسیار جالب بود.
حرف D نخست، همان روش  D.S.T است؛ یعنی کاهش تدریجی و پله‌ای در بازه‌های زمانی مشخص و با میزان‌های تعیین‌شده.
حرف O به شربت OT اشاره دارد؛ یعنی استفاده از شربت OT در این روش.
حرف D پایانی نیز به مقدار اولیه دارو اشاره می‌کند؛ یعنی مقداری که برای بیمار در نظر گرفته می‌شود و میزان افزایش آن در ادامه مسیر مشخص می‌گردد.
این‌ها بخشی از مقالات و تحقیقاتی بود که به‌صورت مختصر خدمت شما عرض کردم.
اما اجازه بدهید کمی هم از دریافت‌های شخصی خودم صحبت کنم.
از جمله دستاوردهای بسیار مهم جناب مهندس، علاوه بر مقالات و تحقیقات علمی، موضوع درمان ویلیام وایت و همچنین درمان سیگار است. خود من نیز در این زمینه تجربه سفر دارم. هر آسیبی که متحمل شدم، بخش زیادی از آن به دلیل مصرف سیگار بود. به همین دلیل، موضوع درمان سیگار برای من اهمیت بسیار زیادی دارد.
بزرگ‌ترین دستاورد زندگی من می‌تواند همین باشد که امروز سالم و سلامت در این جایگاه نشسته‌ام و پس از هجده سال مصرف روزانه یک پاکت سیگار، دیگر نیازی به آن ندارم. خدا را سه هزار مرتبه شکر می‌کنم.
یکی دیگر از دستاوردهای بسیار جالبی که از صحبت‌های جناب مهندس برداشت کردم، کاهش رنج خانواده‌هاست. این موضوع برای من بسیار ارزشمند است؛ اینکه انسان بتواند پذیرش اتفاقات و حوادث زندگی را داشته باشد.
با وجود تمام آموزش‌هایی که دریافت می‌کنیم، گاهی پذیرش برخی اتفاقات و مسائل زندگی برای ما دشوار است؛ اما آموزش‌های کنگره به ما کمک می‌کنند که بتوانیم حوادث زندگی را بپذیریم و با آن‌ها به شکل صحیح‌تری روبه‌رو شویم.
همان‌طور که دکتر امین در صحبت‌های پایانی خود درباره فوت جناب مهندس اشاره کردند، به‌جای آنکه صرفاً در سوگواری متوقف شویم، بهتر است مسیر را ادامه دهیم، روی خودمان کار کنیم و به تزکیه و پالایش بپردازیم.
یکی دیگر از دستاوردهایی که برای من اهمیت زیادی داشته، آموزش‌های جناب مهندس در زمینه وضعیت مالی، مسائل اقتصادی و پس‌انداز است.
ایشان مثالی می‌زدند که وقتی وارد مغازه‌ای می‌شوید و خرید می‌کنید، گاهی متوجه میزان هزینه‌ای که انجام داده‌اید نیستید؛ اما وقتی از مغازه خارج می‌شوید، تازه متوجه می‌شوید که چه مقدار پول خرج کرده‌اید. من بارها و بارها همین تجربه را داشته‌ام و بدون مدیریت مالی هزینه‌هایی انجام داده‌ام که ضرورتی نداشته‌اند.
این‌ها از جمله آموزش‌هایی است که از جناب مهندس یاد گرفته‌ام.


اما به نظر من، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای کنگره، حال خوبی است که امروز داریم، احترامی است که امروز دریافت می‌کنیم و شخصیت و هویتی است که به تک‌تک ما بخشیده شده است.
در اینجا می‌خواهم به وادی دوم اشاره کنم. کنگره به ما شخصیت و هویتی داده است که امروز می‌توانیم آن را در وضعیت ظاهری، پوشش، رفتار و جایگاهی که در آن قرار داریم، مشاهده کنیم.
گاهی ممکن است کسی به ما بگوید: «خدا را شکر که امروز اینجا نشسته‌ایم و از وضعیت کارتن‌خوابی خارج شده‌ایم.»
شاید در وهله اول این جمله به ما بربخورد و با خود بگوییم که من هرگز کارتن‌خواب نبوده‌ام؛ تحصیلات داشته‌ام، خانواده خوبی داشته‌ام و شرایط زندگی‌ام با چنین وضعیتی متفاوت بوده است.
اما موضوع اینجاست که ممکن است انسان در ذهن و شخصیت درونی خود، در تاریکی‌هایی گرفتار شده باشد که از نظر معنوی و شخصیتی، تفاوت چندانی با آن وضعیت نداشته باشد. ممکن است ما در ساختار شخصیتی‌ای که در تاریکی‌ها برای خود ساخته‌ایم، گرفتار همان شرایط بوده باشیم.
جناب مهندس با کشفیات و آموزش‌های خود، این دستاورد را به ما بخشیده‌اند؛ یعنی به ما شخصیت و هویتی داده‌اند تا بتوانیم از درگیری‌های نفس اماره خارج شویم و به مرحله نفس لوامه برسیم.
یکی دیگر از دستاوردهای من، کسب دانش و آگاهی است.
چند روز پیش، سی‌دی جهان ذهنی را کار می‌کردیم. در آنجا مطرح می‌شد که ما در ذهن خود نمایندگانی داریم. اگر تمام این نمایندگان خوب باشند، نتیجه آن می‌تواند شرایط خوب و مطلوبی باشد؛ اما اگر همه آن‌ها بد باشند، طبیعتاً شرایط ذهنی ما نیز نامطلوب خواهد بود و انسان دیگر انگیزه و تلاشی برای تغییر نخواهد داشت.
آموزش‌های کنگره برای من این دستاورد را داشته‌اند که ذهن و افکار خودم را به چالش بکشم. امروز با کمک این آموزش‌ها می‌توانم برخی رفتارها و تصمیم‌های اشتباه خودم را تشخیص بدهم و با دانایی‌ای که به دست آورده‌ام، در مقابل آن‌ها قرار بگیرم.
اگر کاری اشتباه انجام می‌دهم، دیگر نمی‌توانم به‌سادگی از کنار آن عبور کنم؛ بلکه باید با آگاهی و دانایی خود با آن روبه‌رو شوم و در مسیر تزکیه و پالایش قرار بگیرم.
فکر می‌کنم زمان صحبت من به پایان رسیده است. خدا را صد هزار مرتبه شکر می‌کنم که چنین دانایی‌هایی در اختیار ما قرار گرفته و نظم و دیسیپلینی به ما آموخته شده است.
خود من زمانی که دوستان برای مراسم به تهران رفتند، نتوانستم همراه آن‌ها باشم و پسرم، یزدان، را فرستادم. از این موضوع واقعاً لذت بردم و احساس افتخار کردم.
به نظر شما، چه گروه و مجموعه‌ای را می‌توان پیدا کرد که با چنین نظم و دیسیپلینی برای حضور در مراسم خاک‌سپاری، حرکت کند و پس از انجام آن بازگردد؟
واقعاً به خودمان می‌بالیم و از اینکه عضوی از کنگره هستم، احساس لذت و افتخار می‌کنم.
در پایان، از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.

درادامه اعلام رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی مسافرین محمد جواد و یوسف از لژیون سوم با راهنمایی راهنمای محترم مسافر جلیل 

و مسافرکاظم از لژیون چهارم با راهنمایی راهنمای محترم مسافر رضا اعلام گردید

اجرای پیمان وادی هشتم مسافر ایمان از لژیون چهاردهم با راهنمایی راهنمای محترم مسافر علی اعلام گردید

 

در انتها تودیع و معارفه دبیر، خزانه دار و نگهبان لژیون سردار با حضور ایجنت محترم، مسافر اسماعیل انجام پذیرفت.

با تشکر از لژیون خدمتگزار (لژیون چهارم با راهنمایی راهنمای محترم، مسافر رضا) که به بهترین نحو خدمت کردند.

مرزبان خبری:مسافر احمد
صوت: مسافرین مصطفی ل۱۹ ومحمدل 15
عکاس: مسافر کوروش ل 17
تایپ: مسافرمحمدجواد20
ارسال خبر: مسافر حامدل 14

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...