جلسه اول از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی پاسارگاد شیراز، با استادی پهلوان همسفر حدیث، نگهبانی همسفر معصومه و دبیری همسفر معصومه با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان، مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن» روز دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
عرض ادب و احترام خدمت تکتک اعضای نمایندگی پاسارگاد دارم. از نگهبان جلسه و ایجنت سپاسگزارم که اجازه دادند در جمع همسفران بامحبت شعبه حضور پیدا کنم. به نظر من، دستور جلسه مقالات آقای مهندس و دستاوردهایی که ایشان داشتهاند، دستور جلسه بسیار سخت و در عین حال ارزشمندی است. دوست داشتم در این جلسه بهصورت کاملاً علمی در مورد این موضوع صحبت کنم. حتی یکی از مقالات را استخراج و آنالیز کردم تا بتوانم به شکلی علمی درباره آن صحبت کنم؛ اما با توجه به زمانی که در اختیار داریم، تصمیم گرفتم بهصورت تطبیقی به این دو موضوع بپردازم. دلیل انتخاب این موضوع، تجربهای است که در زندگی خودم داشتم. مسافر من پس از سفر ایکس، به بیماری کولیت روده نیز مبتلا شد. در آن دوران، گفت و گوی زیادی بین ما و پزشک ردوبدل میشد و من تمام آن شرایط را از نزدیک زندگی کردم. به همین دلیل تصمیم گرفتم اجازه بدهم حرفهایم از دلم بیرون بیاید و به دل دوستان بنشیند؛ چراکه خودم تمام این مراحل را تجربه کردهام.
مسافر من بعد از سفر دوم، با ورشکستگی شدیدی روبهرو شد. از آنجایی که غرور داشت و احساس میکرد وظیفهاش است که دوباره پایههای مالی زندگیاش را محکم کند و ضررهایی را که به بار آورده بود جبران کند، دیگر به کنگره نیامد و تصمیم گرفت تمام انرژی خود را صرف بازسازی پایههای مالیاش کند؛ بعد از گذشت یک سال، با وجود اینکه به قول خودش سخت مشغول کار بود، دچار ورشکستگی بسیار شدیدی شد. از طرف کسی ضربه بزرگی خورد که اصلاً تصور چنین اتفاقی را نمیکرد. در نتیجه، مسافر من به نقطه صفر رسید. این شرایط آنقدر به سیستم ایمنی بدنش آسیب زد که بدنش به خودش حمله کرد و به بیماری کولیت روده مبتلا شد. کولیت روده به چه صورت است؟ زمانی که سیستم گوارشی فرد آسیب میبیند، شرایط بسیار سختی ایجاد میشود.
وضعیت مسافر من بهگونهای بود که شاید روزانه بارها و بارها به دستشویی مراجعه میکرد. تمام این شرایط با استرس و اضطراب شدید همراه بود. در سیستم بدن، زمانی که فرد بهصورت مداوم در معرض استرس قرار میگیرد، هورمون کورتیزول بهطور خودکار ترشح میشود. زمانی که کورتیزول بیش از اندازه ترشح شود، بدن میتواند واکنشهای مخربی نشان دهد و به خودش آسیب برساند. این واکنشها میتوانند زمینهساز مشکلات و بیماریهای مختلفی از جمله صرع، سرطان سینه، کولیت روده و بیماریهای دیگر شوند.اینها نمونههایی از بیماریهای جسمی هستند که در جامعه پزشکی، درمان آنها با دشواریهای زیادی همراه است.
ما بهترین پزشکان را مراجعه میکردیم و صحبتی که مرتب میشنیدیم این بود که روزانه ۱۲ قرص مزالازین مصرف کند یا از شیاف استفاده کند تا بتوانیم بیماری را کنترل کنیم. اینها مربوط به بیماریهای جسمی است. حالا بیماریهای روحی مانند افسردگی، اضطراب و بیماریهای روانتنی یا سایکوسوماتیک را در نظر بگیرید. در علم روانپزشکی نیز برای این بیماریها درمانهای دارویی و کنترلکننده در نظر گرفته میشود و برای بیماران دورههای ۲۱ روزه یا دو دوره ۲۱ روزه دارودرمانی تجویز میشود تا شرایط آنها کنترل شود؛ اما ما در کنگره ۶۰ یک مثلث داریم که شاید خیلی عادی به آن نگاه میکنیم؛ یعنی برای ما به یک موضوع ساده و بدیهی تبدیل شده است. زمانی که جسم انسان عملکرد درستی ندارد، نوع نگاه او به زندگی، یعنی جهانبینیاش، نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. وقتی جهانبینی انسان به هم بریزد، قطعاً روان سالمی نخواهد داشت و نمیتواند خلقوخوی خوبی داشته باشد.
حالا آقای مهندس چه کاری انجام دادند؟ ایشان در سیدی مثلث DOD که برگرفته از مقالات است، به توضیح این بیماریها پرداختهاند. افرادی که با این بیماریها درگیر هستند، میتوانند با روش DST، با دوز داروی مناسب و همراه با متد دژاکام، مسیر درمان را طی کنند. به نظر من، این یک معجزه است. همانطور که در مورد درمان اعتیاد نیز در سطح جهان کمتر چنین روش و مسیری مطرح شده است، وقتی درباره این موضوعات صحبت میکنید و آنها را به شکل علمی مطرح میکنید، ممکن است از شما بپرسند چه کسی چنین حرفی زده است؟ تکتک افرادی که اینجا نشستهاند، اذن ورودشان به کنگره داده شده است.
به نظر من، بر تکتک شما واجب است که اگر شرایطش را دارید و میتوانید، ادامه تحصیل بدهید. آقای مهندس همواره تأکید کردهاند که درس بخوانید و ادامه تحصیل بدهید. این کار آنقدرها هم سخت نیست. به نظر من، تکتک شما با دانشی که دارید، میتوانید در مسیر علمی پیشرفت کنید. من خودم چند سال پیش شروع کردم و امروز مدرک کارشناسی ارشد بالینیام را گرفتهام و برای آزمون دکترا آماده میشوم. زمانی که به جایگاهی میرسید که دکتر شدهاید و حرف علمی برای گفتن دارید، وقتی صحبت میکنید، دیگران میگویند یک دکتر این موضوع را مطرح میکند و به حرف شما اعتماد بیشتری میکنند؛ اما اگر من حدیث، در همان جایگاه قبلی باقی میماندم و فقط از علم جهانبینی استفاده میکردم، آیا در حوزه پزشکی حرفی برای گفتن داشتم؟ قطعاً خیر.
آقای مهندس با علمی که به دست آوردهاند و دستاوردهایی که داشتهاند، از جمله موضوع ترمیم سیستم غشای میلین، نشان دادهاند که چنین اتفاقی واقعاً میتواند با روش DOD رقم بخورد. این یک معجزه بسیار بزرگ است و کسانی که در این زمینه تحصیل کردهاند، بهتر میتوانند به اهمیت این موضوع پی ببرند. در لژیون سردار، یکی از دوستان مشارکت بسیار خوبی داشتند. امروز بسیاری از افراد از داروهایی مانند آسنترا استفاده میکنند و برای اینکه حال خوب و احساس بهتری داشته باشند، ریسپریدون مصرف میکنند. این موضوع برای خیلیها عادی شده است و به آنها گفته میشود که باید دارودرمانی شوند؛ اما ما که به کنگره آمدهایم، با مقالات آقای مهندس آشنا شدهایم و در این مقالات به ما گفته شده است که نمیتوانیم تنها با مصرف قرص به حال خوب واقعی برسیم. این قرصها ممکن است مانند مسکن عمل کنند؛ امروز حالتان خوب باشد؛ اما بیستویک روز دیگر در چه وضعیتی قرار دارید؟ ممکن است دوز دارو دوباره افزایش پیدا کند. دیالوگی که تمام پزشکان به ما میگفتند: «این بود که بیماری کولیت روده درمان ندارد.» حتی میتوانید به انجمنهای مربوط به کولیت روده مراجعه کنید و با افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، صحبت کنید تا متوجه شوید که چقدر با مشکلات و ناامیدی روبهرو هستند؛ اما شرایط بهگونهای پیش رفت که ما متوجه شدیم سیستم بدن انسان بسیار هوشمند است.
مسافر من در سفری که برای اردو رفته بودند، آقای حکیمی را دیده بودند. آقای حکیمی از ایشان پرسیده بودند: «تو چقدر به دستشویی میروی؟» و مسافر من شرایط بیماریاش را توضیح داده بود. سپس با اجازه آقای مهندس، سفر درمانی خود را آغاز کرد. سفر ایشان با سفر ایکس کاملاً متفاوت بود و دو سال و نیم طول کشید. اولین سؤالی که ما از آقای مهندس پرسیدیم این بود که آیا بیماری اش خوب میشود؟ آقای مهندس برای ما از تاجری صحبت کردند که به ایران آمده بود و این سفر را انجام داده بود و درمان شده بود. ایشان از یک معجزه صحبت کردند. به خاطر داشته باشید که تمام جامعه پزشکی به ما میگفتند کولیت روده درمان ندارد؛ اما این بیماری در زندگی ما و برای مسافر خود من، درمان قطعی پیدا کرد و این برای ما یک نوع معجزه بود. چنین علمی در دنیای امروز بسیار ارزشمند است. در کشورهای اروپایی و آمریکایی کمپینهایی با سرمایههای میلیاردی تشکیل میشد تا بتوانند راهی برای حل این مشکلات پیدا کنند؛ اما در نهایت به نتیجهای که انتظار داشتند نمیرسیدند. در حالی که ما اینجا مینشینیم و اسناد و مدارکی را میبینیم و افرادی را مشاهده میکنیم که مسیر درمان را طی کردهاند. اگر روز اول کسی به ما میگفت: چنین اتفاقی ممکن است، شاید تصور میکردیم این افراد دور هم جمع شدهاند تا از کسی پولی بگیرند و کاری انجام دهند؛ اما وقتی وارد این مسیر میشوید، میبینید که تمام این خدمات بهصورت کاملاً رایگان ارائه میشود.
مسافر من سفر درمانی خود را آغاز کرد و به درمان رسید. خدا را شکر میکنم که حدود شش یا هفت سال است بیماری کولیت روده ایشان درمان شده و ما این مسیر را با تمام سختیهایش پشت سر گذاشتهایم.ما در کنگره شاهد معجزات زیادی هستیم؛ اما از آنجایی که انسان فراموشکار است، از آنجایی که ناسپاس است و قدر داشتههایش را نمیداند و از آنجایی که زود دیر میشود و خیلی زود اتفاقات خوب را فراموش میکنیم، انگار نیاز داریم هر روز کسی بیاید و با ما صحبت کند و این معجزاتی را که میبینیم، دوباره به ما یادآوری کند. ایمان آقای مهندس به تکتک ما بسیار ارزشمند بود. شالهایی که به ما میدادند و میگفتند برو، تو میتوانی و این علمی که در اختیار ما قرار دادند، همه نشاندهنده اعتماد و ایمانی است که ایشان به ما داشتند. من خودم ۱۴ سال است که در کنگره حضور دارم. در تمام این ۱۴ سال، امکان نداشته که یک بار صندلیم را خالی بگذارم و در جلسات حضور پیدا نکنم. همیشه در حال خدمت بودهام.
وقتی مهندس گفتند: «درس بخوانید.» رفتم و درس خواندم. وقتی گفتند: «پایههای مالیتان را محکم کنید.» برای آن تلاش کردم. وقتی گفتند: «ضد ارزشها را به ارزش تبدیل کنید.» تلاش کردم به این آموزشها عمل کنم. آقای مهندس همیشه به ما میگفتند: «شما فرزندان کنگره ۶۰ هستید.» من همیشه میگویم زمانی که انسانها پدرشان را از دست میدهند، در میان فرزندان، تفاوت فرزند خلف و ناخلف بهخوبی مشخص میشود. عدهای فرزندان خلفی میشوند که کمک میکنند، چراغ خانه روشن بماند و زندگی در مسیر درست و عادی خودش ادامه پیدا کند؛ اما عدهای دیگر وارد وادی چرا و چراها میشوند و میگویند چرا باید این کار را انجام بدهیم؟ دیگر مهندس وجود ندارد، دیگر این سیستم، سیستم نمیشود و دیگر کسی نمیتواند مقاله چاپ کند؛اما در نهایت، این اعمال و رفتار ماست که مشخص میکند منِ حدیث، فرزند خلف آقای مهندس بودهام یا فرزند ناخلف ایشان.
شاید خیلی از ما گریه و بیقراری کنیم؛ اما سیستم هستی و کائنات به گریه کردن ما کاری ندارند. سیستم هستی به عمل ما نگاه میکند. امروز که آقای مهندس در میان ما حضور ندارند، باید از خودمان بپرسیم عمل منِ حدیث برای کنگره ۶۰ به چه صورت است؟ چگونه در لژیون سردار خودم را معرفی میکنم؟ چگونه در سیدینویسی و آموزش گرفتن خودم را نشان میدهم؟ چگونه در پیشبرد اهداف کنگره نقشآفرینی میکنم؟ این رفتار و عملکرد ماست که مشخص میکند فرزند خلف یا ناخلف هستیم. امیدوارم بتوانیم برای آقای مهندس فرزندان بسیار خوبی باشیم؛ نه فقط با حرف، بلکه با عملمان. امیدوارم کسانی که شرایطش را دارند، ادامه تحصیل بدهند و بتوانند در زمینه علمی و در جایگاهی که در آن فعالیت میکنند، به پیشرفت و موفقیت برسند.
در پایان، امیدوارم همه ما بتوانیم قدردان علم، آموزشها و دستاوردهای ارزشمند آقای مهندس باشیم. اکنون به احترام آقای مهندس، علم و دانش ایشان و تمام حسهای قشنگی که نسبت به ایشان داریم، ۱۴ ثانیه سکوت میکنیم و احترام خود را به این دانشمند بزرگ تقدیم میکنیم.
تقدیر از نگهبان دوره قبل کارگاه آموزشی

تقدیر از دبیر دوره قبل کارگاه آموزشی
.jpg)
.jpg)
مرزبان کشیک: همسفر نسرین
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
129