سیزدهمین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزش خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران با استادی راهنمای محترم مسافر غفار، نگهبانی مسافر بهادر و دبیری مسافر حسن؛ با دستور جلسه: «"بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان( مقالات تخصصی،درمان سیگار و کاهش وزن ) "در روز دوشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
.jpg)
سخنان استاد
خدا را شکر میکنم در جمع شما عزیزان هستم در یکی دیگر از شعبه های انشعاب یافته از شعبه وحید. عزیزانی که در شعبه وحید خدمتگزار بودند مسبب این عمل خیر شدند، به واسطه حضور در کنگره۶۰ و آموزش هایی که از آقای مهندس که در کنگره جاری است استفاده کردند تا بتوانند شعبه های بیشتری را گسترش دهند. از آقای مهندس و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزار هستم که این بستر ارزشمند را برای انسان های دردمند فراهم نمودند تا بتوانیم خود را احیا کنیم. از نگهبان جلسه و ایجنت محترم آقا مرتضی و مرزبان های محترم تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و از شما آموزش بگیرم.
یک مقدار از تجربه خود در این مدتی که در کنگره هستم استفاده میکنم و صحبت میکنم. یقینا شخصی که در کنگره خدمتگزار است و بارها آموزش های آقای مهندس را در فایل های آموزشی یا همان سی دی ها گوش داده است و آن ها را در زندگی خود کاربردی کرده است، به صحبت کردن در مورد آقای مهندس و دستاوردهای بسیاری که ایشان داشته اند، واقف است. آنچه که من در این مدت از آقای مهندس برداشت کردهام، ابتدا احساس میکردم تلاش خود من باعث شده است که احیا شوم و این همت خودم بود، اما این یک بُعد قضیه است، و بعد دیگر آن خواسته خالصی است که آموزش های آقای مهندس در انسان ایجاد میکند. این خواسته اگر خالص نبود هیچ رهجویی نمیتوانست به رهایی برسد.
یک راهنما روزی که به کنگره می آید کل آن روز را برای رهجوهای خود صرف میکند، این خواسته و عشق به حضور از کجا آمده است و منشا آن چیست؟ هر راهنمایی یک الگویی برای خود داشته و آن الگو هم همان راهنمای خودش بوده است، از سال ۷۸ راهنمایان در کنگره خدمت میکنند و استاد پرورش میدهند، رهجو و شاگردانی پرورش میدهند که حداقل میتوانند بروند بیرون از کنگره و زندگی آرامی داشته باشند. به این موضوع در کنگره احیای خانواده میگوییم. یعنی شخصی که وارد کنگره میشود فقط برای احیای خودش نیست، بلکه برای احیای اشخاصی که باعث آسیب به آنها شده نیز هست. در ابتدا خودش احیا میشود، سه ساعت در کلاس آموزش میبیند و باقی اوقات را در بیرون میگذراند، آیا در زمانی که بیرون هستم میخواهم همان انسان قبل باشم؟ پس چرا به کنگره آمدهام؟ این آموزشها دستاوردهای آقای مهندس است که نسل به نسل ادامهدار بوده و ۲۷ سال است که ادامه پیدا کرده و گسترش یافته است در قالب شعبههای DST و شعبه های ورزشی. پارکها جزو نمایندگیهای ورزشی کنگره هستند، در پارکها و استخرها، من در حال ارائه آموزشها و جهان بینی خود هستم، یعنی آنچه که در شعبه فرا گرفتهام، در بیرون از کنگره با رفتار خود نشان میدهم.
آقای مهندس تا آخرین روز زندگیشان برای رهایی، آرامش و آسایش زندگی انسانها زحمت کشیدند. این دستور جلسات که برای بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان، مانند روش DST، درمان سیگار و کاهش وزن هستند، صور ظاهر این موضوع هستند. اما در باطن با روش DST و تئوری ایکس که آغاز آن صورت مسئله اعتیاد بود آقای مهندس بسیاری از مقالات را ارائه دادند. ایشان فرمودند ارائه مقاله یعنی یک سری آزمایشها انجام شده و به اشخاصی که دانشمند آن موضوع هستند ارائه میشود. این دانشمندان مقاله را مطالعه و بررسی میکنند و آن را یا تایید میکنند و یا تایید نمیکنند و در صورت تایید به آن گواهینامه میدهند. مقالههایی مانند کووید۱۹، دیسپ، سرطان سینه وبسیاری دیگر که ارائه شدهاند. وقتی تایید میشود، ارزش آن مقاله بالا میرود. بزرگداشت آقای مهندس به گفتن دستاوردهای ایشان نیست، بلکه به عمل کردن به آنهاست. یکی از دستاوردهای آقای مهندس حضور خالصانه ایشان در کنگره بود. دکترامین در کنگره بینالمللی دانش اعتیاد توضیح دادند که آقای مهندس صبح به کنگره میآمدند تا ساعت۹ شب، اما ما نمیآمدیم. آقای مهندس با رفتار خود، خانوادهشان را به کنگره آوردند.
من هم بایستی در هر مقطعی که در کنگره هستم، به گونهای رفتار و عمل کنم که تخریبهایی را که در طول سالها ایجاد کردهام در نظر داشته باشم و به مسیری که برای ادامه راه خود انتخاب میکنم توجه بیشتری کنم. استادان و آموزشهایی که آقای مهندس برای ما به جا گذاشتهاند محضر ایشان است. یکی دیگر از دستاوردهای ایشان صدهزار رهایی است در کنگره ثبت شده است. کشف متد DST، کشف درمان سیگار، کشف دیسپ، کشف روش کاهش وزن، همه این ها را آقای مهندس از خودشان شروع نمودند و زمانی که نتیجه آن را مشاهده کردند، به دیگران آموزش و ارائه دادند.
برای همه اعضایی که در کنگره حضور دارند، چه سفر اول و چه سفر دوم، یک جایگاه به من داده شده است به اسم مسافر. جای یعنی مکان، و گاه یعنی زمان. از این مکان و این زمان، بهترین استفاده را باید ببرم. همه چیز در اینجا در اخیار افراد هست، یک اتاق یک متری به اسم نشریات هست که علم زندگی در آن وجود دارد، همچنین یک موبایل داریم که همه مقالات آقای مهندس و صحبت های ایشان و همه اساتید در آن هست و خوشبختانه هیچ چیزی کم نداریم.
از اینکه به حرفهای من توجه فرمودید از همه شما متشکرم.
.jpg)
عکس و تایپ: مسافر ابوالفضل
بارگذاری: همسفر مرتضی
- تعداد بازدید از این مطلب :
131