جلسه دوازدهم از دوره هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی الیگودرز به استادی راهنما همسفر زیبا، نگهبانی راهنما همسفر مریم و دبیری همسفر سونا با دستور جلسه «بزرگداشت آقای مهندس دژاکام و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن)» روز یکشنبه ۱۰ آبانماه ساعت ۱۷:۰۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه «بزرگداشت و دستاوردهای مقالات تخصصی آقای مهندس، سیگار و اضافه وزن» است؛ همانطور که از اول دستور جلسهمان متوجه میشویم، بزرگداشت و دستاوردها یعنی احترام گذاشتن و به نظر شخص من، قدردانی کردن از دستاوردهای شخصیتی که از خودش گذشت تا ما بتوانیم زنده باشیم، زنده بمانیم و زندگی کنیم؛ چون هرکدام از ما، من نوعی، امثال من نوعی، مردههای متحرکی بودیم که واقعاً به ظاهر زندگی میکردیم و معنی زندگی را آقای مهندس به ما فهماند که چه طور زندگی کنیم و زنده بمانیم و زندگی را به دیگران ببخشیم.
دستاوردهای آقای مهندس یعنی خود زیبا، خودی که من را در تاریکیها گم کرده بودم و اصلاً تشخیص شب و روز را بلد نبودم. نمیدانستم چه موقع شب است، چه موقع روز، تاریخها را گم میکردم، غافل از بچهها و مسافرم بودم و هیچ درک و فهمی از اعتیاد نداشتم و مدام انگشت اشارهام به مسافرم بود که همه تقصیرها گردن ایشان است و همه بدبختیها از طرف ایشان است؛ در صورتی که وقتی وارد کنگره شدم، متوجه شدم که درون خودم خیلی خرابتر از تخریب مواد مخدر است. مسافر فقط مصرفکننده بود، ولی من نوعی، جهان ذهنم اینقدر خراب بود.
در لژیون سردار اعضاء گفتند که چه بیماریهایی در اثر همین تخریب جهان ذهن شامل حال ما میشد. من خودم ناراحتیهای اعصاب و میگرنهای عصبی خیلی شدیدی داشتم که به تشنج موکول میشد و حال خودم را متوجه نمیشدم بس که به خودم فشار میآوردم که از چه راهی وارد شوم تا مسافرم را خوب کنم. اینقدر ذهنم درگیر ایشان شده بود که از خودم غافل شدم. آقای مهندس من را به خودم معرفی کرد؛ یعنی چه دستاورد بزرگی که خود آقای مهندس به من بخشیده و من تا عمر دارم باید مدیون این دستاورد باشم.
این کوچکترین دستاوردی بود که آقای مهندس به زندگی من بخشید. مسافرم را به من بخشید، بچههایم را به من بخشید. مسافر من از چهاردیواریها نجات پیدا کرد و ما همه دیگر میتوانیم با عشق دور سفره جمع شویم. آقای مهندس دستاوردهای فراوانی داشت. چه قدر گریهها تبدیل به خنده شد. گذشته از مقالههای این استاد، گذشته از درمانهای بیماریهای متفاوتی که همه ما کمابیش از آنها آگاهیم. ما در طول این چند سالی که در کنگره بودیم، عزیزانی بودند که دکتر جوابشان میکرد و هیچ راه چارهای نداشتند؛ اما مصرفکننده بودند، آمدند و طول سفر به درمان رسیدند.
در طول این زمان ما شاهد بودیم که سرطانهای گوارشی، حتی زبان داشتیم که در طی سفر درمانی با متد DST درمان شدند و اگر بخواهیم دستاوردهای آقای مهندس را به زبان بیاوریم، واقعاً زبان من نوعی از نام بردن این دستاوردها قاصر است. دستاوردی که چه بهتر از جهانبینی که فکر من شسته شد از آن آلودگیها، از آن تاریکیها و بیماریهایی که MS بود و من خودم به عینه دیدم که طرف از روی ویلچر راه افتاد. واقعاً زندگی به او بخشیده شد. زمان کرونا بود که ما شاهد بودیم به خاطر استفاده از D.sap، خیلی از عزیزانمان حتی من میدیدم که تا دم مرگ میرفتند؛ ولی نجات پیدا کردند؛ در بین افراد و نزدیکان خودمان هم این موضوعها را داشتیم و میدیدیم.
در حال حاضر میگویم وظیفه من زیبا چیست؟ با رفتن آقای مهندس البته رفتن جسمی ایشان، وظیفه من سنگینتر شد. من باید عزمم را بیشتر جزم کنم و آقای مهندس همیشه میگفتند که الهی هیچ خانهای بی بزرگتر نشود. الان بزرگمان رفت؛ اما این رسالت به دکتر امین داده شد. ما باید حامی دکتر امین باشیم، باید سفیرهای خوبی برای کنگره باشیم، باید الگوهای مناسبی باشیم و نام کنگره را باید ما جهانی کنیم؛ همانطور که میدانیم، مقالات و نوشتارها و تمام گزارشها و آموزشهای کنگره کمکم انشاءالله جهانی میشود، به زبان انگلیسی درمیآید. اگر بخواهید صحبتهایی در مورد دستاوردها و گرامیداشت دانشمند بزرگ داشته باشید، صحبتها فراوان است؛ اما زمان کم، سالها طول میکشد که ما بتوانیم قدر این استاد را بدانیم و ادامه دهنده راه ایشان باشیم.
مراسم تجلیل از مرزبانان دوره قبل و معارفه و مراسم پیمان و اهداء شال مرزبانان جدید






مرزبان کشیک: همسفر مریم
تایپیست: همسفر پریا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
عکاس: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: مرزبان خبری همسفر زهره
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
106