جلسه دهم از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جهانبین شهرکرد به استادی راهنما تازهواردین همسفر فریبا، نگهبانی همسفر آزیتا و دبیری همسفر فریده با دستورجلسه «بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (مقالات تخصصی، درمان سیگار و کاهش وزن» روز یکشنبه 10آبان ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار دارم از خانم آزیتا، نگهبان جلسه و از دبیرشان سپاسگزارم از خانم فریبا، ایجنت محترم سپاسگزارم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم. اگر بخواهم در مورد حسم نسبت به آقای مهندس بگویم، نمیدانم شما هم حستان مثل من هست یا نه، اما من خودم اصلاً باور ندارم که آقای مهندس از بین ما رفته است. نه میتوانم بگویم «زندهیاد» و نه میتوانم بگویم «خداوند رحمتش کند»، اصلاً نمیتوانم فکر کنم که دیگر نمیتوانم صدای آقای مهندس را بشنوم. تنها چیزی که باعث شد من به زندگی برگردم، صدای گرم و صحبتهای قشنگ آقای مهندس بود، سیدیهای آقای مهندس بود؛ و نمیتوانم با فعل گذشته از ایشان یاد کنم. آقای مهندس در قلب من جای دارد و ما همه ید واحده هستیم و مسیر آقای مهندس را ادامه میدهیم و همانطور که آقای مهندس گفتند، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. آقای مهندس مسئولیتشان در این دنیا به پایان رسیده بود؛ خودشان در صحبتهایشان همیشه میگفتند مسئولیتشان به پایان رسیده بود و به جهان دیگری رفتند.
دستور جلسه در مورد بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان است؛ مقالات تخصصی درمان سیگار و کاهش وزن است. آقای مهندس اولین مقالهای که ارائه دادند، DST درمان اعتیاد بود که همه ما این را میدانیم؛ اولین مقاله درمان اعتیاد با روش DST، با داروی OT و درمان به مدت ۱۰ ماه بود. آقای مهندس زمانی که این روش را کشف کردند، خودشان میگفتند که بعضیها میگویند درمانی که با روش DST انجام دادهام، بیماریهای دیگرم هم درمان شدهاند؛ مثلاً مشکل روده، کولیک، سرطان داشتم که درمان شده است. آقای مهندس اوایل این را جدی نمیگرفتند، ولی بعد از مدتها که دیدند خیلیها با روش DST به درمان رسیدند، به این نتیجه رسیدند که روی موشهای صحرایی تحقیق کنند و اینجا بود که فهمیدند عملکرد ژنها در انسانها دچار مشکل شده است که بیماری به سراغ انسانها میآید؛ یعنی همان بیان ژنها، و تصمیم گرفتند تحقیق کنند. آقای مهندس میفرمایند: «ما پزشک نیستیم که درمان کنیم، ما فقط تحقیق میکنیم» و به عنوان کسی که تحقیق میکند، با روش DST و داروی OT بیماریها را درمان میکنند.
یکی از این مقالهها هم که آقای مهندس در همان اوایل انجام دادند، مقاله سیگار بود. ما میدانیم که همه انسانها اکسیژن مصرف میکنند و اکسیژن وارد ریه میشود و اکسیژن همراه خودش گرد و غبار وارد ریه میکند ما یک سلولی در ریه داریم به نام مولاژ؛ این مولاژ زمانی که گرد و غبار ورود پیدا میکند، باعث پاکسازی ریه میشود، ولی شخصی که سیگار میکشد، باعث میشود که دود سیگار روی مولاژ را بگیرد و ریه تبدیل شود به چیزی شبیه به قیر. اگر از ریه افرادی که سیگار مصرف میکنند عکس بگیریم، میبینیم که ریه تبدیل به قیر شده است و کسانی که سیگار مصرف نمیکنند، ریههایشان صورتی، شفاف و زلال است. بهخاطر همین، آقای مهندس در سال ۱۳۸۵ بر اثر یک اتفاق سکته کردند و بعدش که حالشان بهتر شد، متوجه شدند که به خاطر سیگار سکته کردهاند و آنجا بود که تصمیم گرفتند سیگار را درمان کنند؛ با همان روش DST.
آقای مهندس گفتند که سیگار با روش کم کردن دودی درمان نمیشود؛ مثلاً یک نفر که روزی ۱۵ نخ سیگار مصرف میکند و بعد ۱۴، ۱۳، ۱۲ نخ، اینگونه هیچ تغییری نمیکند. شخصی که سیگار میکشد، اگر بخواهد سیگار را کنار بگذارد، حالش بد میشود، اضطراب میگیرد، عصبی میشود و حال خوبی ندارد به خاطر همین، آقای مهندس فرمودند با روش دودی نمیشود درمان شد؛ به همین دلیل با آدامس نیکوتین درمان کردند و این، بهترین راهحل بود و خدا را شکر خیلی از مسافران ما درمان شدند البته سیگار ۴۰۰۰ سم دارد که یکی از آن سمها نیکوتین است که باعث میشود از سد خونی مغز بگذرد؛ مثل مواد مخدر. همانطور که شخص مواد مخدر مصرف میکند، از سد خونی مغز میگذرد و وارد مغز میشود و جایگزین مواد طبیعی بدنش میشود و باعث میشود که سیستم ایکساش خراب بشود، نیکوتین هم همین است؛ باعث میشود که از سد خونی مغز بگذرد. همه ما نیکوتین طبیعی داریم، به خاطر همین نیکوتین سیگار جایگزین آن میشود و شخصی که مصرف میکند، نمیتواند سیگار را کنار بگذارد آقای مهندس میفرمایند: کسانی که بر اثر سیگار فوت میکنند، بیشتر از کسانی است که بر اثر مواد فوت میکنند؛ یعنی سیگار آنقدر خطرناک و مضر است. به خاطر همین، آقای مهندس درمان سیگار را با روش آدامس نیکوتین انجام دادند؛ مثل همان درمان اعتیاد که حدود ۱۰ الی ۱۱ ماه طول میکشد که هر آدامس نیکوتین حدود ۲ میلیگرم نیکوتین دارد که برای مصرف آن باید آن را به چهار قسمت تقسیم کرد من در این مورد خیلی تجربه ندارم و دیگر راهنماهای ویلیام وایت این دانایی را دارند، در حالحاضر ۱۵۸۰۰ نفر به درمان قطعی سیگار رسیدهاند.
اما در مورد چاقی؛ من نه تجربه چاقی را داشتم و نه سیگار، ولی مطلبی را که آقای مهندس در سیدیهایشان گفتهاند؛ بیان میکنم آقای مهندس میگویند: بدن انسان هوشمند است؛ یعنی این که میفهمد وقتی غذا به بدن انسان نرسد، بدن شروع میکند به ذخیره کردن چربی، ولی وقتی به بدن انسان غذا برسد، بدن ترسی ندارد و چربی را ذخیره نمیکند، در زمان قدیم چرا انسانها لاغر بودند و خودمان هم در فیلمها مشاهده کردیم. به این دلیل که صبحها، بعد از صبحانه سرکار میرفتند، بعد میآمدند ناهار میخوردند و مجدد سرکار میرفتند و شب سر موقع شام میخوردند و زندگیهایشان روی روال و نظم بود الان بیشتر خانمها اکثراً تا ظهر خوابند و ظهر بلند میشوند، یک صبحانه میخورند و ساعت ۴ ناهار میخورند و در این شرایط نظم بدن به هم میخورد، بدن میترسد و شروع میکند به ذخیره کردن چربی؛ به خاطر همین چاق میشوند. اولین لژیون جونز در سال ۱۳۹۰ توسط آقای زرکش با تعداد کمی شروع شد و خدا را شکر الان میبینیم خیلیها به درمان رسیدهاند. چاقی بیماری بسیار خطرناکی است. خیلیها از آن در عذاباند و خیلیها دنبال درماناند و الان میبینیم در تلویزیون چقدر تبلیغ میکنند، اینکه چطوری لاغر کنیم شنیدم آمپولهایی آمدهاند که در ناف میزنند و بسیار هم حالت بدی دارد و دچار استفراغ میشوند، چون معدهشان درگیر شده است. بهترین راهی که میتوانم با قدرت بگویم و تنها جایی که توانسته چاقی را درمان کند، کنگره۶۰ است.
مطلبی که آقای مهندس در مقاله ۴۰۵ گفتهاند، از ما خواسته شده که وارد هوش مصنوعی شویم و از درمان اعتیاد صحبت کنیم؛ از روش DST صحبت کنیم و اینکه چگونه یک شخص میتواند به درمان اعتیاد برسد، چرا که هوش مصنوعی اطلاعات را جمعآوری میکند و میتواند آنها را انتقال بدهد. من به یک خانمی گفتم که شوهرش را به کنگره۶۰ ببرد و اصلاً نمیدانست کنگره۶۰ چیست؛ بعضیها کنگره را اصلاً نمیشناسند. اگر شما در هوش مصنوعی بروید و با آن صحبت کنید، چون آن اطلاعات را جمع میکند، اگر شخصی وارد هوش مصنوعی بشود و راجع به اعتیاد صحبت کند او میتواند اطلاعاتی را که جمع کرده است در اختیار شخص قرار دهد. خودم به خاطر دو مورد در کنگره ماندگار شدم: یکی تصویری که خانم ندا نشانم دادند، چون من واقعاً در کنگره ماندگار نمیشدم، به خاطر آن تصویری بود که شخصی دست به سنگ میزد و خودش را از تاریکی بالا میکشید ولی نمیتوانست. زمانی که خانم ندا این تصویر را به من نشان دادند، واقعاً حالم بد بود و دلم برای مسافرم سوخت که چقدر میخواهد تلاش کند که بیرون بیاید، ولی نمیتواند. مورد دیگر، آوای کنگره۶۰ است؛ وقتی چشمانمان را میبندیم و به آوای کنگره۶۰ گوش میدهیم، بسیار زیبا و دلنشین است.

مرزبانان کشیک: همسفر توران و مسافر آرش
تایپیست: همسفر ثنا رهجوی راهنما همسفر نرجس (لژیون دهم)
عکاس: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون نهم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر توران
همسفران نمایندگی جهانبین شهرکرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
341