سیزدهمین جلسه از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره۶۰ ویژه همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم همسفر سعید، نگهبانی همسفر علی و دبیری همسفر جلیل با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتابها)" پنجشنبه 30 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سعید هستم، یک همسفر.
خداوند را شاکرم که نصیبم شد در این جایگاه حضور داشته باشم. از نگهبان و دبیر عزیز و گروه مرزبانی هم تشکر میکنم.
.jpg)
دستور جلسه این هفته، بزرگداشت آقای مهندس است. واقعاً روزی که خبر را شنیدم، صبح ساعت ۶ در پارک لاله بودم. یک شوکی به من وارد شد و تا چند ساعت گیج بودم. اصلاً نمیدانستم چه اتفاقی افتاده است. یاد یک جمله از آقای مهندس افتادم که میفرمودند:
«تو هستی و همیشه مسافر. مسافر عشق سفر دارد؛ عشق رفتن و رفتن و رسیدن و دریافتن و گذشتن و انتقال مفاهیم، اگر به فهم آید.» آقای مهندس مسافری بودند که عشق رفتن و عشق رسیدن داشتند. در هر زمینهای که وارد میشدند، بهترین خودشان بودند و خلقی بسیار مهربان و عظیم داشتند. شعری هست که همیشه میفرمودند:
«چون گل همه تن خندم، نه از راه دهان تنها ... زیرا که منم بیمن، با شاه جهان تنها»
.jpg)
واقعاً همیشه مهربان بودند. هر موقع ایشان را میدیدم، احساس خستگی نمیکردم. دیروز فایل صوتی استاد امین را گوش دادم و متوجه شدم علت آن چه بود؛ زیرا آقای مهندس، منِ خودشان را کنار گذاشته بودند و بی من شده بودند. فکر کنید، یک نفر چندین سال وقت میگذارد. فردی که در کرمان بزرگ شده و در دورهای درس میخواند که امکانات دانشگاهی مثل امروز نبوده است. در دهههای ۴۰ و ۵۰، اگر کسی دیپلم داشت، باسواد محسوب میشد و در بهترین مکانها استخدام میشد. ایشان با عشق به درس خواندن وارد دانشگاه علم و صنعت، یکی از بهترین دانشگاههای کشور شدند و لیسانس برق گرفتند. کل زندگیشان را صرف این کردند که به نتیجهای برسند، به برداشتی برسند و به انسانها کمک کنند. بعد، مسئله درمان اعتیاد برایشان اتفاق افتاد و آنجا تصمیم گرفتند منِ خودشان را کنار بگذارند؛ یعنی فقط به خودشان فکر نکنند. شاید اگر آنجا آقای مهندس میگفتند: «حالا من که خوب شدم، بروم. این همه سال زحمت کشیدم، درس خواندم و کار کردم؛ حالا وقت برداشت محصول زحماتم است»، قطعاً میتوانستند در مسیر دیگری هم خیلی موفق شوند. ولی انتخاب کردند که به انسانها کمک کنند. از زندگیشان و از همهچیزشان گذشتند و شروع کردند به نوشتن کتابها. کتابهایی که آقای مهندس نوشتند، ویژگی خاصی دارند. شما از همان ابتدا که کتاب را میخوانید، به اصل مطلب میرسید؛ چون علم و دانش پشت آن وجود دارد. مثلاً بعضی کتابها را که میخوانید، شاید ۲۰۰ صفحه اول را بخوانید و چیزی دستگیرتان نشود. نویسنده نه ایدهای داشته و نه علم مشخصی؛ فقط یکسری موضوعات را جمع کرده و به اصطلاح بافته است تا کتابی آماده کند، چاپ کند و بفروشد. ولی کتابهای آقای مهندس، مثلاً کتاب وادیها، از همان وادی اول نه حاشیه دارد و نه اضافهگویی؛ چون علم واقعی پشت آن است. آقای مهندس این را بارها میگفتند و میفرمودند: «علم حقیقی، علم راستین، خودش صحبت میکند. نیاز ندارد از آن تعریف کنید یا بخواهید جایگاهش را بالا ببرید.» یا مثلاً بعضی کتابها را که میخوانید، چنان افسرده و ناامیدتان میکنند که حالتان بد میشود. من کتاب «بوف کور» را خواندم. وقتی این کتاب را میخوانی، فضای آنقدر تاریک و ناامیدکنندهای دارد که ممکن است احساس بسیار بدی پیدا کنی؛ چون حس نویسنده در آن اثر هم همین بوده است.
.jpg)
ولی وقتی کتابهای آقای مهندس را میخوانیم، میبینیم که همش درباره امیدواری، روشنایی، نور و ارزشها صحبت میکنند. خدا را شکر میکنم که در دورهای از زندگی قرار داریم که توانستیم آموزشهای آقای مهندس را از نزدیک ببینیم و از رفتار و عملکردشان یاد بگیریم. واقعاً یکی از بچهها صبح در پارک لاله میگفت: «آقای مهندس واقعیترین انسانی بود که ما دیده بودیم.» نه ادا بود و نه تظاهر؛ همان چیزی که میگفتند، واقعاً خودشان هم بودند و به آن عمل میکردند. من واقعاً از ایشان متشکرم. الان آقای مهندس قطعاً پیش استادانشان هستند و جایگاهشان هم خیلی عالی است. ما در این مدت احساس کردیم که کمی از انرژیمان کم شده است. قطعاً از همانجا هوای ما را خواهند داشت و به ما کمک خواهند کرد. هرچند که راه ما خیلی سختتر شده و وظیفه و مسئولیت ما چند برابر شده است، در نبود استادمان، ولی امیدوارم خداوند توان و انرژی لازم را به ما بدهد تا ما هم از آقای مهندس یاد بگیریم و بتوانیم راهشان را ادامه بدهیم.
خیلی ممنونم که به صحبتهایم گوش دادید.
در ادامه مراسم بزرگداشت آقای مهندس در نمایندگی کوروش آذرپور
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمتگزاران سایت همسفران آقا نمایندگی کوروش آذرپور
- تعداد بازدید از این مطلب :
110