English Version
This Site Is Available In English

هدف اصلی را نباید فراموش کرد

هدف اصلی را نباید فراموش کرد

یکمین جلسه از دوره ششم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی امیرکبیر با استادی دستیار دیده‌بان محترم مسافر فرهاد و نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر حامد در تاریخ 29 مهر 1405 ساعت 17:00 دقیقه آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان فرهاد هستم مسافر.

بعضی اوقات زندگی غافل‌گیری‌هایی دارد که هم تلخ است هم شیرین،ولی مهم این است که ما به چه صورت با این مسئله برخورد می‌کنیم.

یکی از سخت‌ترین غافل‌گیری‌ها این بود که تا یک ماه پیش هیچ‌ فردی فکر نمی‌کرد دستور جلسه‌ای تحت عنوان بزرگداشت آقای مهندس داشته باشیم.

با وجود غمی که همه ما داریم ولی باید در هر جایگاهی که هستیم محکم و استوار باشیم، تا دیگر اعضا هم آموزش بگیرند. اگر کسی با من تماس می‌گرفت و سوگواری می‌کرد من سعی داشتم خود را مدیریت کنم و گریه نکنم، خانواده آقای مهندس دژاکام هم دقیقاً همین کار را انجام دادند و چون الگوهای ما هستند ما هم باید مثل ایشان رفتار کنیم، در پیام‌ها و رفتار دکتر امین که دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم با اینکه دلی پر از درد داشتند اما محکم و تمام قد ایستادند و هدف اصلی را فراموش نکردند و توانستند هم مراسم‌ها را انجام بدهند و هم بزرگداشت ایشان را به نحو احسنت انجام بشود و ما در هر جایگاهی که هستیم باید این مسیر را ادامه بدهیم.

به واسطه خدمتی که راهنمای محترم من آقا حامد داشتند و خیلی به آقای مهندس دژاکام نزدیک بودند و بعضی اوقات به خاطر مشغله آقا حامد،من به جای ایشان انجام وظیفه میکردم و این نزدیک شدن به آقای مهندس برای من بسیار سخت،اما شیرین بود، سخت‌ترین خدمت‌،خدمت‌هایی بود که وقتی کنار دست ایشان قرار می‌گرفتم. چون آقای مهندس دژاکام حواسشان به همه چیز و همه افراد بود و خدمتگزاران باید سعی می‌کردند هیچ حرکت و رفتار اشتباهی انجام ندهند.

تمام حرکات ایشان برای من درس بود و به تمام مسائل اطراف مشرف بودند و تمام گفتگوها و مراودات و رفتارهایشان حساب‌شده و عاقلانه بود. به واسطه خدمت ایجنتی که من داشتم و مشورت‌هایی که با ایشان انجام می‌دادم در هر مورد جواب‌هایی که می‌گرفتم واقعا من را شگفت‌زده می‌کرد، در بزرگ بودن آقای مهندس دژاکام شکی نیست چون به ثمر رساندن کنگره 60 تا به الان کار ساده‌ای نبود.

با اینکه آقای مهندس پزشک نبودند اما در پزشکی و شناخت انسان قدم بزرگی برداشتند و توانستند این ساختار را درست کنند، برای مثال ساختمان سیمرغ را در نظر بگیرید، این مقدار انسان سر وقت و منظم و فقط با عشق و بدون چشم داشت مالی خدمت می‌کنند و گویی انسانهایی از نو ساخته شده در آنجا خدمت می‌کنند،زیرا تغییرات زیادی در انسانها صورت می‌گیرد.

همانطور که گناه کبیره داریم ثواب کبیره هم داریم کمک به یک فرد مصرف‌کننده و خانواده‌هایشان از ثواب‌های کبیره محسوب می‌شود.

به علت کم بودن زمان از کتاب‌های ایشان فقط نام می‌برم کتابهایی مانند: عبور از منطقه 60 درجه زیر‌صفر، ادموند و هلیا، و تمام کتاب‌های ایشان خیلی عالی و مهم هستند که باید چندین بار خوانده شوند.

ممنون که به صحبت‌های من گوش کردید.

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...