دهمین جلسه از دوره اول لژیون سردار نمایندگی اندیشه با استادی ایجنت محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر ابراهیم، دبیری مسافر حبیب و خزانه داری مسافر علی با دستور جلسه" بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)" در روز دوشنبه 27 مهر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۳۰ آغاز به کار کرد

سخنان استاد
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر.
ممنون و سپاسگزارم از نگهبان جلسه، امیدوارم کنار هم آموزش ببینیم. شاید لژیون سردار تنها لژیونی باشد که من هیچوقت خودم را برای صحبت آماده نمی کنم، زیرا جنس آن متفاوت است و برای من به این شکل است. قطعا این اتفاق برای شما هم می افتد. پیامی که آقا ابراهیم خواندند برایم خیلی جالب بود که گفت اگر نفسی را احیا کنی گویی همه نفس ها را احیا کرده ای، شاید تمام تلاشی که جناب مهندس در این سال ها انجام میدادند مربوط به این موضوع باشد. یعنی یک تازه وارد که می آید به او احترام بگذارم، از او نپرسم چه کسی هستی، همه کتاب ها و آموزش های جناب مهندس برای این بود که تکامل نفس من رو به جلو حرکت کند. من وقتی در لژیون جونز میفهمم که باید سالاد بخورم در واقع نفس خود را تربیت میکنم که این کار را انجام دهم. تمام این ها اتفاقات مهمی هستند. در گذشته وقتی به من میگفتند وارد لژیون سردار شوم، حس غلطی نسبت به این موضوع داشتم و تصور میکردم اینجا میخواهند از من پول بگیرند. اما چرا این پول را میدهم؟ یا چرا امروز از وقت خود برای لژیون گذشتم، ممکن است افراد بخواهند بروند و به کاسبی خود برسند، ولی ترجیه دادند در لژیون بمانند، قطعا یک اتفاقی وجود دارد و شخص، این علم و آگاهی را دارد که باعث می شود حضور داشته باشد.
کارهای آقای مهندس هم احساس میکنم همیشه به این شکل بوده، که من بتوانم نفس خود را احیا کنم و تکامل اتفاق بی افتد. باور من همیشه این بوده که مادیات یا هرچیزی، به انسان داده می شود، اما اگر آن را نخواهی، بهتر از آن را به تو میدهند، یکی از مهم ترین قانون هایی که در لژیون سردار وجود دارد همین است. یکی از مهم ترین قانون هایی که جناب مهندس در کتاب ها و آموزش های خود قرار داده اند همین موضوع است. رهایی را به افراد داده است اما اگر پاکت خالی هم به او میدادند چیزی نمیگفت. رهایی ای که شخص در بیرون از کنگره هزینه بسیار بالایی برای آن پرداخت کرده بود اما چیزی بدست نیاورده بود. اما آقای مهندس چیزی نمیخواستند و خیلی هم خوشحال میشدند و آن شخص را بغل میکردند، یا در درمان اضافه وزن و سیگار هم به همین شکل بودند.اگر یکی از کتاب های ایشان تاثیر عمیقی در فردی گذاشته است، قیمت این دستاورد بسیار بالاتر و بیشتر از مبلغ ناچیزی است که روی کتاب قرار داده شده است.
رفتن ایشان از بین ماهم خیر است، در این اتفاق باز هم میبینیم که بخشش وجود دارد و انسان ها مهم هستند. آقای مهندس برای همه ما معلم بودند و هستند، این ارتباط استادی و شاگردی بین استاد امین و آقای مهندس هم وجود داشت به علاوه اینکه پدر ایشان هم بودند. اما بعد از وفات ایشان، وقتی به رفتار آقا امین نگاه کردم دیدم با وجود این اتفاق، باز هم برای ایشان، دیگران و انسان ها مهم هستند و جلسات کنگره را برقرار نگاه داشتند تا انسان ها بی آیند و تسکین پیدا کنند، زیرا برای انسان ها ارزش قائل هستند.
برای اینکه در کنگره تغییرات لازم در شخص اتفاق بی افتد، باید روی سه ضلع علم، خدمت و خدمت مالی حرکت کند. من خودم ضلع خدمت مالی را نداشتم و تغییرات در من اتفاق نمی افتاد. ساعت 12 می آمدم ساعت 9 شب میرفتم و میگفتم چرا حال من خوب نیست، چرا این شخصی که 5ماه رهایی دارد از من که چند سال رهایی دارم حالش بهتر است؟ چون خدمت مالی را انجام نمی دادم، باید این خدمت را انجام میدادم که به من اجازه داده شود یک چیزهایی را ببینم و بفهمم، ببینم که چرا حال من بد است، استاد امین در سی دی حق میگویند یکی از ابزار تاریکی این است من نمیتوانم ببینم. ولی وقتی این سه ضلع در تعادل قرار میگیرد، تازه به من اجازه داده میشود گره خود را ببینم، میفهمم که کجای کارم مشکل دارد. گاهی به رهجوهای لژیون میگویم بدترین کار را آن شخصی انجام میدهد که آمده است کنگره مواد را ترک کند، یعنی نادان است، زیرا روش های ترک زیادی وجود دارد، میتواند برود یک جایی 21روز بخوابد و ترک کند. من خیلی افراد را میشناسم که ده سال است مواد را ترک کرده و مصرف نمیکنند، ولی در کنگره مسئله تعادل است، افراد در اینجا جمع شده اند تا از دستاوردهای آقای مهندس استفاده کنند و به یک تعادلی برسند.
تعادل یعنی الان شرایط همه بد است ولی یک شخص می آید برای دنوری کارت میکشد، یا هر شخص دیگری به اندازه توان خود گام کوچکتری برمیدارد، سردار را در سه قسط پرداخت میکند.
استاد امین فرموند با وجود افرادی که در کنگره به درمان رسیده اند، هنوز خیلی انسان ها هستند که مصرف کننده هستند، درگیر مصرف سیگار هستند، بیماری لاعلاج دارند و ناامید هستند و نمیدانند چه کار کنند، خیلی از خانواده ها هستند که در دل بیماری ها هستند، من قرار است با گام کوچک و بزرگ خود سهمی در این موضوع داشته باشم و بهتر است که سهمی داشته باشم. امیدوارم که این اتفاق برای همه افراد بی افتد و بتوانم از ترس های خود بگذرم.

عکس: همسفر مرتضی
تایپ و ارسال: مسافر ابوالفضل
- تعداد بازدید از این مطلب :
70