جلسه دوازدهم از دوره چهل و پنجم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به نمایندگی شعبه دانیال اهواز با استادی مسافر مجید ،نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه « بزرگداشت جناب مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها ) » در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۷/۲۸ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، مجید هستم، یک مسافر.
خیلی خوشحالم که در جمع عزیزان حضور دارم.
عرض تسلیت دارم به مناسبت فقدان استاد عزیزمان، آقای مهندس بزرگوار؛ کسی که دقیقاً پارهای از تن تکتک ما بودند و همیشه کنار ما بودند و هستند. امیدوارم بتوانیم حضورشان را در کنار خودمان حس کنیم و در امتداد مسیری که به ما نشان دادند، بتوانیم خواستهها و آرمانهای ایشان را در جامعه گسترش بدهیم و انشاءالله زیر چتر سخنان بسیار خوب آقای مهندس، زندگی خوبی داشته باشیم.
هدف آقای مهندس این بود که انشاءالله هم به درمان قطعی برسیم و هم بچههای کنگره ۶۰ در جامعه حرفی برای گفتن داشته باشند.
من به خانواده محترم ایشان، تمام دیدهبانان عزیز و همچنین اعضای کنگره ۶۰ در سراسر ایران، بهخصوص شعبه دانیال اهواز، تسلیت میگویم.
از این ضایعه باید درس بگیریم؛ اینکه هیچکس نمیتواند چیزی را با خودش از این دنیا ببرد. به قول آقای مهندس، فقط آن کولهپشتی اطلاعاتی که باید کسب کنیم و انتقال بدهیم، اهمیت دارد. ما باید بتوانیم این کولهپشتی را پُر کنیم تا در جهان بعدی هم آن آموختهها را گسترش بدهیم و انشاءالله در آن جهان نیز در کنار راهنماییهای آقای مهندس باشیم و از آنها بهره ببریم.
به نظر من، یکی از بزرگترین مردان دنیا جناب آقای مهندس بودند؛ انسانی که بدون هیچ ادعایی، دانستههای خودش را در اختیار بچههای کنگره ۶۰ گذاشت. ایشان اطلاعات و آموزشهای خودشان را از طریق سایت کنگره ۶۰ و در سطح جهان گسترش میدادند، بدون اینکه بخواهند ادعایی داشته باشند.
من همیشه این مثال را میزنم: گاهی از کسی آدرسی میپرسید، اما طرف برای اینکه یک آدرس دقیق به شما بدهد، بهزحمت میافتد. در نهایت آدرسی به شما میدهد، ولی یکدفعه میبینید که سر از ناکجاآباد درآوردهاید! به قول آقای مهندس، باید ببینیم چه کسی بوده و چه کاری انجام داده است.
آقای مهندس چندین سال اطلاعات و دانستههای خودشان را به دیگران انتقال دادند. ایشان دوست داشتند جهان از اعتیاد خانمانسوز پاک شود؛ اعتیادی که افراد زیادی را به سمت بدبختی و مشکلات فراوان کشانده است.
من هم یکی از افرادی بودم که از آموزشهای آقای مهندس بهرهمند شدم. خودم و چند نفر از اعضای خانوادهام توانستیم در این مسیر قرار بگیریم و از این آموزشها استفاده کنیم.
الان نمیتوانم بگویم که ناراحتم؛ چون آقای مهندس اجازه نمیدادند کسی در این مسیر در ناراحتی باقی بماند. امیدوارم روزی برسد که بتوانیم دوباره ایشان را ببینیم و از دیدارشان لذت ببریم.
در این جلسه، دوستان در جلسات قبل هم به بعضی از دستاوردهای آقای مهندس اشاره کردند. من هم میخواهم به چند مورد از این دستاوردها اشاره کنم.
یکی از بزرگترین دستاوردهای آقای مهندس، حل صورتمسئله اعتیاد بود.
اولین دستاورد ایشان این بود که توانستند صورتمسئله اعتیاد را حل کنند و نشان بدهند که میتوان اعتیاد را درمان کرد. طبق فرمایش خودشان، کنار گذاشتن اعتیاد میتواند مثل پراندن یک پشه آسان شود؛ به این معنا که وقتی مسئله درمان بهدرستی حل شود، انسان میتواند از بند اعتیاد رها شود و بعد در مقوله جهانبینی آموزش ببیند و آموختههایش را به دیگران انتقال بدهد.
این دستاورد بسیار مهم بود و به نظر من، سرمنشأ بسیاری از دستاوردهای دیگر آقای مهندس هم همین حل صورتمسئله اعتیاد بود.
دومین دستاورد، تأسیس کنگره ۶۰ و گسترش آن در سراسر ایران بود.
آقای مهندس توانستند مجموعهای را ایجاد کنند که امروز در نقاط مختلف کشور شعبه دارد و افراد زیادی در آن آموزش میبینند و به درمان میرسند. یادم هست که در مقطعی، یک شعبه هم در ترکیه داشتند؛ البته مدتی است که از وضعیت آن اطلاع ندارم و نمیدانم در حال حاضر فعالیت دارد یا نه.
یکی دیگر از دستاوردهای مهم ایشان، آموزشهای جهانبینی بود.
همین کلاسهایی که امروز ما در آنها شرکت میکنیم و از آموزشهایشان بهره میبریم، به تغییر نگاه انسان نسبت به زندگی کمک میکنند.
آقای مهندس حتی در کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» هم اشاره کردهاند که این کتاب مخصوص افراد مصرفکننده نیست، بلکه تمام افراد جامعه میتوانند از آن استفاده کنند. حتی قضات و وکلا هم میتوانند از آموزشهای این کتاب برای بهتر زندگی کردن بهره ببرند.
این یکی از آموزههای بسیار خوب کنگره ۶۰ است که من خودم هم از آن برداشتهای زیادی داشتهام. هر بار که این کتاب را میخواندم، احساس تازه و بهتری پیدا میکردم و نگاه من نسبت به مسائل زندگی تغییر میکرد.
یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، زنده کردن امید و باور در انسان بود.
ایشان به انسان و تواناییهای او امید میدادند؛ حتی به کسی مثل من که در دوران مصرف به نقطهای تاریک رسیده بودم.
من زمانی همیشه از پدر و مادرم طلبکار بودم و با خودم میگفتم: «اصلاً برای چه مرا به دنیا آوردید؟»
اما وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم و تغییر را تجربه کردم، فهمیدم زندگی کردن چه لذتی دارد. این هم یکی از دستاوردهایی بود که جناب مهندس برای من، بهعنوان یک رهجو، به ارمغان آوردند. آموزشهای ایشان کمک کرد تغییر کنم و بتوانم از زندگی لذت ببرم؛ همانطور که درباره افرادی که مثال زدم، صحبت کردم.
یکی دیگر از دستاوردهای ایشان، روش درمان DST بود.
آقای مهندس روشی را به وجود آوردند که در درمان اعتیاد مؤثر بود و در درمان سیگار هم توانست نتایج خوبی داشته باشد.
وقتی بچهها سفر درمان اعتیاد را شروع میکنند و چند ماهی از سفرشان میگذرد، وارد لژیون سیگار میشوند. آنجا هم متوجه میشوند که کنار گذاشتن سیگار میتواند بهدرستی و با آموزش و روش مناسب انجام شود.
بیرون از کنگره، خیلیها میگویند درمان اعتیاد و کنار گذاشتن سیگار غیرممکن است؛ اما در کنگره ۶۰ این مسائل با استفاده از روش و آموزش مناسب قابلحل هستند. ما این موضوع را به چشم خودمان میبینیم؛ بچهها سیگار را کنار میگذارند و از نتیجه آن لذت میبرند.
یکی دیگر از دستاوردهای آقای مهندس، راهاندازی لژیون تغذیه سالم بود.
آقای مهندس این موضوع را هم به مجموعه آموزشهای کنگره اضافه کردند و کتاب تغذیه سالم را با هدف کمک به کاهش وزن و بهبود وضعیت جسمی در اختیار اعضا قرار دادند تا بتوانند از آن استفاده کنند.

خود من حدود ۱۰ تا ۱۲ کیلوگرم وزن کم کردم؛ اما مدتی بعد، چون وزنم دوباره بالا رفته بود و پاهایم اذیتم میکردند، سفرم را مجدداً شروع کردم.
وقتی خدمت آقای مهندس رفتم، به من گفتند که باید یک سفر مجدد داشته باشم تا به وزن ۸۲ کیلوگرم برسم. من هم این مسیر را شروع کردم و الحمدلله اکنون به وزن ۸۲ کیلوگرم رسیدهام. در مجموع، ۲۳ کیلوگرم وزن کم کردهام.
من به افرادی که میتوانند در لژیون سلامتی، به قول جناب مهندس، شرکت کنند، توصیه میکنم که از این فرصت استفاده کنند و لذتش را ببرند.
من قبلاً وقتی وزنم بالا بود، هفتهای دو بار به مطب پزشکان مراجعه میکردم؛ اما الان شاید هر چند ماه یک بار یا حتی سالی یک بار، فقط برای چکاپ مراجعه کنم.
خدا را شکر میکنم که کنگره ۶۰ وجود دارد و چنین آموزشهایی در اختیار ما قرار گرفته است. ما میتوانیم بدون پرداخت دستمزد و بهصورت رایگان از این آموزشها بهره ببریم. پس بهتر است بیاییم، استفاده کنیم و برای بهتر شدن حال خودمان سرمایهگذاری کنیم.
یکی دیگر از خواستهها و دستاوردهای آقای مهندس، تأسیس دانشگاه قشم بود.
این یکی از خواستههای خاص آقای مهندس بود که توانستند بخشی از کارهای مربوط به آن را پیش ببرند. در قشم هم لژیونی داریم و بچهها از آموزشهای آقای مهندس استفاده میکنند و لذت میبرند.
امیدوارم در تمام روستاهای ما که به چنین آموزشهایی نیاز دارند، انشاءالله شعبههایی دایر شود تا افراد بیشتری بتوانند از این آموزشها بهرهمند شوند.
از دیگر دستاوردهای آقای مهندس، کتابها و جزوههای آموزشی ایشان بود.
کتاب «۶۰ درجه زیر صفر»، کتاب ۱۴ وادی، ۱۴ مقاله، جزوههای جهانبینی، کتاب «ادموند و هلیا»، کتاب «حال شما چطور است؟»، کتاب کاهش وزن و کتاب «ساختمان جسم» از جمله آثاری هستند که آقای مهندس در اختیار ما قرار دادهاند.
ایشان این کتابها و آموزشها را برای بهتر زندگی کردن و کمک به حرکت بچههای مسافر در مسیر درمان و آگاهی فراهم کردهاند. مطمئناً اگر به هرکدام از این منابع مراجعه کنیم و آموزشهایشان را به کار ببندیم، میتوانیم روزبهروز حال بهتری داشته باشیم.
در زمینه بیماری سرطان و برخی بیماریهای دیگر هم آقای مهندس تحقیقات و مقالاتی ارائه کرده بودند.
ایشان در زمینههایی مانند سرطان سینه، سرطان خون و اماس، مطالب و مقالاتی ارائه دادند. این مقالات در دانشگاههای خارج از ایران هم مورد پیگیری قرار گرفتند و افراد دیگری نیز متوجه شدند که آقای مهندس با برنامهریزی و بر اساس اصول و محاسبات علمی، کارهای خودشان را پیش میبردند.
انشاءالله افرادی که امروز در کنگره ۶۰ حضور دارند، بتوانند این مسیر را ادامه بدهند تا برای بهتر شدن حال بشریت، این فعالیتها دنبال شود.
واقعاً اگر بخواهم نظر خودم را بگویم، من همهچیزم را مدیون آقای مهندس هستم؛ چون ایشان انقلابی در وجود من به وجود آوردند و باعث شدند بتوانم تغییر کنم و امروز زندگی بهتری داشته باشم.
امیدوارم تکتک بچههای سفر اول قدر این آموزشها را بدانند. مسیر مشخص شده است و راه نشانهگذاری شده؛ پس نباید تردید کنند. باید به خاطر خودشان وارد این مسیر شده باشند، در مسیر بنشینند، به آموزشها گوش بدهند و ببینند راهنمایشان چه میگوید تا بتوانند از این آموزشها استفاده کنند.
اگر کسی اطلاعات تخصصی دارد، مثلاً در زمینه پزشکی، مهندسی یا مقطع دکتری تحصیل کرده است، بهتر است این اطلاعات را پشت در کنگره بگذارد و با ذهنی آماده وارد شود؛ درست مثل یک تابلوی سفید که قرار است روی آن نقاشی شود.
باید اجازه بدهیم راهنما روی این تابلو نقاشی کند و ما هم آموزشها را یاد بگیریم و به دانستههای خودمان اضافه کنیم. آنوقت میتوانیم از این آموختهها برای پیشرفت و بهتر شدن حال خودمان و دیگران و در نهایت برای پیشبرد بشریت استفاده کنیم.
در پایان، به آقا حمیدرضای عزیز تبریک میگویم و به آقا امین عزیز هم بابت رهاییهای اخیرشان تبریک عرض میکنم. امیدوارم همه عزیزان در این مسیر ثابتقدم و مستدام باشند.ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر پیروز لژیون دهم و مسافر شهریار لژیون یکم
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
160