اولین جلسه از دوره چهارم کارگاه های آموزش عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران با استادی ایجنت محترم مسافر مرتضی، نگهبانی مسافر میلاد و دبیری مسافر فرامرز؛ با دستور جلسه: *«" بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان ( کتاب ها ) "* در روز شنبه ۲۵ مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار خواهد کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان مرتضی هستم یک مسافر.
خداراشکر توفیق حاصل شد یک بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم خدمت کنم و در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.
گاهی انسان در دل یک چیز قرار دارد و متوجه آن نمی شود، ولی وقتی از آن دور میشود حس میکند چیزی گمکرده است، همین موضوع دست زدن که شاید آن را خیلی کوچک میپندارم و نادیده میگیرم، اما میبینیم که چقدر حس و حال شعبه و افراد را تغییر میدهد. آقای مهندس میگفتند گاهی چیزهایی داری اما از آن استفاده نمیکنی و لذت نمیبری.
در مورد دستور جلسه دستاوردهای جناب مهندس و کتابها، همه اعضای کنگره مسافران و همسفران، در دل این دستاوردها حرکت میکنند. آقای زرکش یک بار گفتند انسان وقتی میخواهد در مورد یک شخص صحبت کند اما با او نشست و برخاست زیادی نداشته و نمیداند در مورد او چه بگوید، ولی از روی کارها و دستاوردهایی که آن شخص انجام داده است، میتوان تشخیص داد که او چه کسی است. در مورد یک راهنما هم میتوان به همین شکل نگاه کرد و از روی عملکردی که دارد این مسائل را تشخیص داد.
اولین موضوعی که افراد با ورود به کنگره در مسیر آن قرار میگیرند روش DST است که جناب مهندس برای ما قرار داده اند و در کتاب ۶۰ درجه آن را کاملا توضیح داده اند. اگر بخواهم از تاثیر کتاب ها روی خودم بگویم، نگاه من به موضوع مرگ، قبل از کنگره شکل دیگری بود و هنگامی که یک موضوع را به شکل درستی میفهمی، راحت تر میتوان با آن کنار آمد و هضم کرد. ولی وقتی آن را به شکل درست متوجه نشوی، همیشه گوشه ذهن خود آن را یدک میکشی و مثل یک علامت سوال است. کتاب ادموند و هلیا خیلی از گره هایی که در این زمینه داشتم را برایم باز کرد. جناب مهندس این کتاب را به صورت نمایشنامه و خیلی ساده و روان به نگارش در آورده اند. گاهی به دنبال کتاب ها یا جزواتی در بیرون از کنگره بودم که بتوانم خودم را در دل آنها پیدا کنم و جواب علامت سوالی که در ذهن خود داشتم را پیدا کنم. اما این جواب ها را در کنگره۶۰ پیدا کردم.
وقتی به سفر خود در کنگره ادامه دادم، متوجه شدم بندها و گرههای مختلفی دارم که بعضی از آنها مثل گره کور میماند و نمیتوان آن را باز کرد، یکی دیگر از کتاب هایی که به من کمک کرد بتوانم بعضی از این گرهها را بازکنم، کتاب حال شما چطور است، بود. در قسمتی از آن میگوید در زمان حال زندگی کنید، در لحظه باش و هشیار باش، الان در جلسه باش در دل دستور جلسه باش، این به من کمک زیادی کرد.
میخواستم چند نکته دیگر در مورد اتفاقات اخیر که برای جناب مهندس افتاد بگویم، صحبت های استاد امین را گوش میکردم که طی چند پیام در چند روز گذشته در سایت قرار داده بوند. یک کلمه در همه آن ها مشترک بود و آن کلمه خانواده بود. یعنی ما یک خانواده هستیم. در مورد خانم آنی صحبت کردند که شاید شرایط گاهی سخت شود، اینکه در دو شیفت کار میکردند و بنیان خانواده را حفظ کردند، این نشان میدهد همسفر در چه شرایطی باید باشد و چه کاری انجام دهد. در مورد مسافر هم به همین شکل است و وظایف دیگری دارد. وقتی در مورد خانواده صحبت کردند میخواستند به من بگویند که حواسم به خانواده خود و کنگره باشد زیرا کنگره هم خانواده من است. بنابراین هر کس در هر جایگاهی که هست حتی سفر اولیها، این حس در بین همه اعضا مشترک است.
آقای مهندس همه چیز برای کنگره باقی گذاشتند، اعتبار، درمانDST، کاهش وزن، درمان سیگار، کتابها، این ها چیزایی بود که با وجود ایشان امکان پذیر بود. همه اینها را تحویل ما دادند و در این پایان و آغاز جدید، قطعا باید عملکرد متفاتی داشته باشم، اگر نگهبان نظم هستم باید به بهترین شکل عمل کنم.
آقا امین در صحبت هایشان اشاره فرمودند که اگر ما میخواهیم این حفره ای که به وجود آمده را پر کنیم، باید مسیری که آقای مهندس برای آن تلاش کردند و زحمت کشیدند،با شرایط سخت و پادردی که داشتند میآمدند و رهایی میدادند. وظیفه من هم این است که این چیزی که تحویل گرفته ام را بتوانم به نحو احسن به دیگران تحویل دهم. چهارده ماه ایجنت هستم به بهترین شکل تلاش خود را انجام دهم. مرزبانی، راهنمایی، سفر اول و همه افراد امیدوارم بتوانیم در این مسیر و این آزمون موفق باشیم.

در ادامه سفره اطعام بزرگداشت بنیان کنگره60 در نمایندگی طبخ و بین اعضا توزیع شد.
.jpg)
.jpg)
عکس، تایپ و ارسال: مسافر ابوالفضل
- تعداد بازدید از این مطلب :
196