English Version
This Site Is Available In English

میراث ماندگار

میراث ماندگار

جلسه سوم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بنیان مشهد به استادی ایجنت همسفر مرضیه، نگهبانی همسفر نرگس و دبیری همسفر سمیرا با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» روز دوشنبه 20 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

امروز در این جایگاه صحبت کردن بسیار سخت است؛ زیرا همه ما یک غم مشترک داریم و آن نبود آقای مهندس است. در عین ناباوری باید باور کنیم و بپذیریم که آقای مهندس در بین ما نیستند و سفر دیگری‌ را شروع کرده‌اند. دوشنبه گذشته آقای مهندس به علت بیماری کلیه عمل داشتند و عمل‌شان موفقیت آمیز بود، زمانی که به هوش آمدند خانواده‌شان را دیدند و با آن‌ها خوش و بشی کردند؛ اما بعد از این‌که استاد امین و خانم آنی از کنار ایشان رفتند، خانم شانی کنار ایشان بودند حال آقای مهندس بد می‌شود، سرگیجه و غش به ایشان دست می‌دهد و در بغل خانم شانی علائم حیاتی‌شان، تنفس و ضربان قلب همه از کار می‌افتد؛ اما به دلیل اعتقادی که آقای مهندس به این موضوع داشتند که ممکن است از هر هزار نفر دو نفر بازگشت کنند و در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بیان کرده بودند، آقای مهندس را تحت شرایطی نگه داشتند که شاید ایشان جزء آن دو نفر باشند. استاد امین روزبه‌روز به ما اطلاعیه می‌دادند تا اطلاعیه روز چهارم‌شان که بسیار خوب بود و فرمودند؛ ۷۲ ساعت آقای مهندس را نگه داشته‌اند و بدن تجزیه نشده و تمام این‌ها علائم مثبتی است و همچنین اعلام کردند دو روز دیگر هم نگه می‌داریم؛ اما متاسفانه روز بعد اعلام کردند که بدن در حال تجزیه شدن است و روح به کالبد فیزیکی برنگشته است و بند سیمین قطع شده است.

طبق صحبت‌های آقای مهندس همه ما می‌دانیم نیستی در کار نیست، آقای مهندس هستند و در حال انجام ادامه رسالت‌شان هستند و رسالت‌شان را بر ما از اعتیاد گرفته تا درمان انواع بیماری‌ها تمام کرده‌اند. آقای مهندس از یک ماده تعلیقی که هزاران سال در این جهان وجود داشت اکسیری ساختند که اعتیاد به وسیله تریاک درمان شد و این انگشت کوچک جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شد. درمان اعتیاد به راحتی حل شد و وارد درمان‌های دیگر شدند، کشف روشDST باعث حل اعتیاد شد و ما ۳۰ سال جلوتر از کشورهای دیگر در زمینه اعتیاد هستیم و این به تنهایی کار بزرگی است.

قدم بعدی، در زمینه ویلیام‌وایت بود دوباره از خودشان آغاز کردند و سفر نیکوتین را انجام دادند و آن هم به راحتی انجام شد و بسیاری از مسافرها از بند اعتیاد و نیکوتین که همه ما از آن رنج می‌بردیم، ناراحت بودیم، از بوی سیگار بدمان می‌آمد از موادی که مسافر مصرف می‌کرد ناراحت بودیم که این دو مورد نیز حل شد. پله بعدی ایشان تغذیه سالم بود، ایشان به ما یاد دادند بسیاری از افراد با وزن‌های بالا که عمل‌های سنگینی را انجام می‌دادند روش اشتباهی بوده و در لژیون تغذیه به آموزش دادند با درست غذا خوردن می‌شود وزن کم کرد و این‌بار نیز اول از خودشان شروع کردند، وزن‌شان را کم کردند و لژیون‌های جونز را تشکیل دادند.

آقای مهندس دستاوردهای زیادی داشتند که من تعدادشان را برایتان لیست کردم؛ اما اکنون که آقای مهندس در بین ما حضور ندارند، وظیفه من رهجو چیست؟ من رهجویی که همیشه و بسیار از سی‌دی‌های آقای مهندس استفاده کردم آرام شدم و آموزش گرفتم آیا باید متوقف شوم و بگویم دیگر آقای مهندس نیستند؛ بنابراین آمدن من به کنگره۶۰ دیگر فایده ندارد؟ کنگره۶۰ پابرجا و محکم است. آقای مهندس حواس‌شان به همه چیز بوده، برنامه‌ریزی شده و دقیق و حساب شده کنگره۶۰ به کار خودش ادامه می‌دهد. 

من به همه سفر اولی‌ها نوید می‌دهم که مطمئن باشند سفرشان به خوبی و خوشی به اتمام می‌رسد، از سفر دومی‌های عزیز خواهش می‌کنم در کنگره۶۰ خدمتگزار باقی بمانند. الگوی ما آقای مهندس هستند و نبودشان هم برای ما درس است. چرا؟ زیرا ایشان تا لحظه آخر پای کار ایستادند با ۷۷ سال سن که اگر من اطرافیانم را نگاه کنم می‌بینم یک انسان ۶۰ یا ۷۰ ساله تقریباً خودش را بازنشست کرده و در منزل نشسته است؛ اما آقای مهندس روز شنبه با اسیستانت‌ها جلسه داشتند و تا لحظه آخر پای کار ایستادند؛ زیرا عشق به خدمت کردن و کمک به انسان‌ها را داشتند، به زندگی‌هایی که به یک مو وصل بود، بذرهایی از نوع امید در دل ما کاشتند، بذر محبت، محبتی که بین من و مسافرم وجود نداشت، بذر دوست داشتن، که حتی بلد نبودم اطرافیان خود را دوست داشته باشم، بذر بخشش که حاضر نبودم از مال خودم بگذرم؛ اما به من آموختند که چگونه سردار شوم، چگونه پس‌انداز کنم، چگونه دنور و پهلوان شوم. ایشان بذرهای مختلفی در دل ما کاشتند بذر از خود گذشتن، این‌که یک راهنما خدمتگزار شود و از خودش بگذرد و دو روز را در اختیار رهجو قرار دهد، به تهران سفر کند، از خانواده و فرزندان بگذرد یا عزیزانی که در شعب دور خدمت می‌کنند و در رفت‌و‌آمد هستند. بذر این‌که تزکیه و پالایش را بر روی خود انجام دهم و تغییر کنم. اگر دقت کنیم همیشه زمانی که در تاریخ به بزرگان نگاه می‌کنیم می‌بینیم که هر زمان نامی از آن‌ها می‌آید مانند پیامبران و ائمه می‌گوییم که آن‌ها جدا هستند و به‌گونه‌ای دیگر آفریده شده‌اند، یک گریزگاهی برای خودمان قرار می‌دهیم؛ اما آقای مهندس از جنس ما بودند و تغییر کردند و از تاریکی بیرون آمدند و آن‌قدر تزکیه و پالایش روی خودشان انجام دادند که به این‌جا رسیدند. همه صحبت‌های من مرضیه این است که من هم می‌توانم تلاش کنم و آقای مهندس را در همه زمینه‌ها از قبیل: مادی، معنوی، اخلاقی و غیره قبل از این‌که تصمیمی بگیرم، سخنی بگویم و عکس‌العملی نشان دهم ایشان را الگوی خود قرار دهم و با خود بگویم؛ اگر آقای مهندس بودند چه‌کار می‌کردند؟ خودشان به ما آموخته‌اند که در مصیبت‌ها صبر کنیم، فرموده‌اند اگر مصیبتی به‌ ما وارد می‌شود صبر کنیم درست می‌شود و آن مصیبت را درس و حکمت برای خودمان قرار دهیم نه این‌که از آن یک غم و اندوه بسازیم، غم و اندوه خودش درس است.

من همسفر باید آن‌قدر تلاش کنم تا رسالت خود را به کنگره۶۰ ثابت و انجام دهم. آقای مهندس تمام توان خود را برای ما گذاشته‌اند و دستاوردهای زیادی به ارمغان آورده‌اند. بعضی از دستاوردها را برای شما آماده کردم که بیان می‌کنم. مورد اول: مقاله تیم تحقیقاتی کنگره۶۰ درباره درمان بیماری M.S با روش DST. مورد دوم: درمان اولسراتیو با پروتکل DST با داروی OT. مورد سوم: پذیرش مقاله مهندس دژاکام برای ارائه در کنفرانس مراقبت از اعصاب در شیکاگو آمریکا. مورد چهارم: گامی سرنوشت‌ساز از سوی مهندس دژاکام در درمان کووید ۱۹ و سارس. مورد چهارم: انتشار مقاله مهار متاستاز از سرطان سینه. مورد پنجم: مقاله تاثیر روش DST بر درمان زخم‌های بیماری کووید۱۹. مورد ششم: چاپ یافته‌های جدید در مورد تاثیر D.sap بر کووید۱۹. مورد هفتم: گواهینامه ارائه مهندس دژاکام در کنفرانس بین‌المللی پزشکی تومورشناسی و زیست شناسی.

آقای مهندس مقالات زیادی را به دست آورده و کشف کرده‌اند که می‌توانستند زمانی که درمان‌شان انجام و اعتیادشان درمان شد ادامه ندهند و تلاشی نکنند، از خود و خانوادشان نگذرند؛ اما به دلیل این که به من و شما خدمت کنند، ایستادند، خدمت و تحقیق کردند، شب و روز پرس‌و‌جو کردند. نوشتن یک سی‌دی برای من رهجو بسیار سخت است؛ اما آقای مهندس چی؟ نوشتن مقالات و تحقیقات در این سن و سال کار آسانی نیست. این‌که بخواهند زبان خارجه یاد بگیرند، این همه تلاش کردند آن هم فقط به دلیل این‌که به بشریت خدمت کنند، به دلیل این‌که عشق به خدمت حتی به دشمن خودشان را داشتند. ایشان فرمودند اگر انسانی به من ناسزا گفت تعصب نداشته باش؛ زیرا چیزهای بسیاری به من آموختند؛ علاوه بر جسم‌ همسفر و مسافر، روان‌ها را نیز درمان کردند؛ حتی روان همسفری که مسافرش هنوز گریز می‌زند، آن همسفر نیز آموخت که چگونه جهان‌بینی خود و نگاه خود را به یک مصرف‌کننده تغییر دهد و به زندگی ادامه دهد. آقای مهندس همه ما را شخم زدند و زیر و رو کردند؛ زیرا تک‌تک ما را دوست داشتند، گل، گیاه، آسمان و کهکشان‌ها را نیز دوست داشتند. کنگره۶۰ یک آکادمی است که آقای مهندس چیزی نبود که درباره‌اش صحبت نکنند؛ حتی طرز گرفتن قاشق و چنگال در دست را نیز به ما آموختند. از آسان‌ترین کارها برای ما گفتند و صحبت کردند، درباره هر چیزی که من درموردش فکر کنم با ما صحبت کردند که در هیچ موسسه و دانشگاهی پیدا نمی‌شود که این‌قدر جامع و کامل درباره آن صحبت شده باشد.

آقای مهندس رسالت‌شان را تمام کردند؛ اما من همسفر هم باید قدر این جایگاه را بدانم، قدر این‌که چند صباحی از عمرم با عمر آقای مهندس گره خورد را بدانم، اگر در یک زمانی بودم که آقای مهندسی وجود نداشت آن زمان وای بر حال من می‌شد تا همین‌جا هم که از آقای مهندس بهره بردم خدا را شکر. خدا را شکر که خداوند به من اجازه داد وارد کنگره۶۰ شوم و آقای مهندس را بشناسم، اگر هر کدام از ما به عقب برگردیم می‌بینیم که چه شد که من یک کنگره‌ای شدم، با یک مسافر ازدواج کردم، پسرم یا پدرم مصرف‌کننده شد و تمام این‌ها من را به کنگره۶۰ گره زد، انسان‌های بسیاری از درب کنگره۶۰ وارد شدند؛ اما رفتند، باز گره من محکم‌تر بود که ایستادم و محکم‌تر بود که خدمتگزار شدم. قدر لحظه‌ها را بدانیم که توانستیم از علم آقای مهندس استفاده کنیم. انسان‌های بسیاری بیرون از کنگره۶۰ هستند که حال‌شان خراب است و مصرف‌کننده نیستند، خانواده مصرف‌کننده هم نیستند؛ اما حال‌شان خراب است؛ بنابراین حواس‌مان باشد و قدر موقعیت فعلی را بدانیم، مطمئناً مهندس ادامه زندگی‌شان را در بعد دیگر انجام می‌دهند رسالت‌شان ادامه‌دار است؛ زیرا یک انسان مفید برای جامعه بودند.

طبق صحبت‌های خودشان با همین صفات و ارزش‌ها انتقال داده شدند به بعد دیگر و چون پیوند محبت بین من و آقای مهندس برقرار است حتماً در بعد دیگر دیدارشان خواهیم کرد. صحبت‌ها را خلاصه می‌کنم؛ نمی‌گویم ناراحتی نکنید، گریه نکنید، گریه کردن برای همین زمان‌ها است؛ اما از شما خواهش می‌کنم و قولی که از تک‌تک شما عزیزان می‌گیرم این‌ است که از کنترل و تعادل خارج نشویم، راهنمایان هوای رهجویانشان را داشته باشند و سعی کنیم نظم و تعادل شعبه را بر هم نزنیم؛ زیرا حفظ و اقتدار شعبه، حفظ همین ساختاری است که برایش تا الان زحمت کشیده شده و برای ما بسیار ارزشمند است و امیدوارم امروز یک لژیون پربار و آرام داشته باشیم.

دریافت نشان پیمان همسفر مریم از دستان راهنما همسفر سمیه

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر هوتن
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون نهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر منصوره (لژیون سوم)
ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی بنیان مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...