English Version
This Site Is Available In English

باید بدانیم هدفمان از کنگره چیست

باید بدانیم هدفمان از کنگره چیست

جلسه پنجم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی یوسف، با استادی مسافریوسف ، نگهبانی مسافر علی، و دبیری مسافر فرهاد، با دستور جلسه "وادی هشتم و تاثیر آن روی من" روز چهارشنبه،15 مهر ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که بار دیگر فرصت حضور در این جایگاه را به من عطا کرد. ورود به کنگره ۶۰، دریچه‌ای است که هر فرد با ورود به آن، ابتدا باید هدف خود را از این حضور مشخص کند. شاید در روزهای نخست، ما به نیتِ تنها ترکِ عادت یا قطع مصرف مواد وارد می‌شویم و هدف والاتر را نمی‌بینیم.

در مسیرِ آمدن به اینجا، به این نکته می‌اندیشیدم که اگر مسیرِ ابداع‌ شده توسط آقای مهندس نبود، هیچ‌ یک از ما امروز در اینجا حضور نداشتیم. گاه با دوستانِ قدیمی‌تر که صحبت می‌کنم، می‌بینیم که در فراز و نشیب‌ها، زمانی که ارتباطمان با کنگره قطع می‌شود، گویی چیزی را گم کرده‌ایم. اکنون که در وادی هشتم هستیم، در نیمه‌ی راه قرار داریم؛ حرکتی که قرار است آغاز شود، از من می‌پرسد: آیا در این راه استقامت داری؟ آیا صبر و شکیبایی پیشه کرده‌ای؟ آیا گوش‌ به‌ فرمان هستی و سرت را با راهنمایت عوض کرده‌ای؟ این‌ها پرسش‌های کلیدی هستند که باید در ذهن هر مسافری جاری باشد.

باید بدانیم هدفمان از کنگره چیست؛ آیا صرفاً برای فرار از فشارهای خانواده یا مشکلات شغلی آمده‌ایم؟ کنگره به ما می‌آموزد که سفر اول، پیمودنِ مسیرِ رهایی از مصرف است؛ دقیقاً مانند طی کردنِ مسیری تا قبل از عوارضیِ جاده چالوس. به اعتقاد من، سفر دوم، خودِ مسیرِ اصلیِ زندگی و رسیدن به مقصد است. پیمودن این مسیر دشوار است، اما اگر با فرمان‌برداری و صبر همراه نباشد، سخت‌تر نیز خواهد شد. بهانه‌جویی که “چرا حالم خوب نمی‌شود”، نشان‌دهنده‌ی وجودِ خللی در برنامه‌ی ماست؛ یا شربت به‌موقع مصرف نشده، یا سی‌دی‌ها گوش داده نشده و یا تکالیف به‌درستی انجام نشده‌اند.

من خود زمانی که به شعبه ایمان رفتم، با وجود تمامِ مشغله‌های شغلی، هدفم را تغییرِ حالِ درونی قرار دادم. ده ماه و ده روز، با تعهد کامل و گوش‌به‌فرمان بودن، روی صندلی خودم نشستم و هر چه راهنما گفت، بی‌چون‌وچرا پذیرفتم. امروز، بسیاری از دوستانی که هم‌زمان با من سفرشان را آغاز کردند، با تلاش و استقامت به جایگاه‌های رفیع در زندگی و کسب‌وکار رسیده‌اند. این نشان می‌دهد که مسیرِ کنگره، راهِ حقیقیِ دریافتِ آگاهی و تغییرِ زندگی است.

سفر اول، تنها ابتدایی‌ترین گام است. ما برای “بودن” و “شدن” به این دنیا آمده‌ایم، نه برای تکرارِ مکرراتِ گذشته و درجا زدن در منجلابِ مصرف. از شما عزیزان تقاضا دارم که از الگوهای موفقِ کنگره درس بگیرید، سی‌دی‌های آموزشی را با دقت گوش دهید و به دنبالِ یافتنِ گره‌های درونی خود باشید. یقین داشته باشید که برای هر قفلی، کلیدی وجود دارد و هر سنگی که در مسیرِ رودِ زندگیِ شما قرار می‌گیرد، تنها برای صیقل دادنِ شماست.

در پایان، این دو بیت را که سرلوحه‌ی مسیرِ من بوده است، با شما به اشتراک می‌گذارم:

«گر مرد رهی میانِ خون باید رفت

وز پای فتاده، سرنگون باید رفت

تو پای به راه در نه و هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت»

امیدوارم در این مسیرِ دشوار، با سلامت به مقصد برسیم و شاهدِ تربیتِ راهنمایان، خدمتگزاران و پهلوانان بیشتری در کنگره ۶۰ باشیم. از سکوت و توجه همگی شما سپاسگزارم.»

ضبط صدا و عکس: مسافرسعید لژیون ۹
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر حسین لژیون ۱

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...