English Version
This Site Is Available In English

خدمت کردن، خدمت کردن به کسی نیست بلکه خدمت کردن به خود است

خدمت کردن، خدمت کردن به کسی نیست بلکه خدمت کردن به خود است

گفت‌وگویی با راهنمای محترم مسافر علی مرزبان سایت مرکزی کنگره 60 ترتیب داده‌ایم که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم:

ـ اولین روزی که وارد کنگره ۶۰ شدید، چه چیزی در این مسیر دل شما را با خودش همراه کرد؟
اولین چیزی که خیلی به من آرامش داد و همراهی کرد، آرامش آن مشاور تازه‌واردین بود. مسافر حسین میکائیلی به من که بسیار مضطرب و سردرگم بودم چای تعارف کرد و آرامم کرد و یک اطمینان خاطری به من داد که همه چیز درست می‌شود. حس کردم وارد یک معبد شده‌ام و این معبد از من محافظت می‌کند و از گزند نیروهایی که احاطه‌ام کرده بودند و داشتند دنیای مرا به سیاهی می‌کشاندند در امان نگه می‌دارد.

- از آن روزهای ابتدایی تا امروز، کدام تغییر خودتان در کنگره ۶۰ بیش از همه برایتان شیرین و ماندگار بوده است؟
بیشترین تغییر، آن آرامش درونی بود که در طول سفر اولم پیدا کردم. من آدم بسیار عصبانی‌مزاج، خشمگین و پر توقع از اطرافیانم بودم. کسی را دوست نداشتم و حتی می‌توانم بگویم که احساس تنفر داشتم. در طول سفر اول این تنفر، عصبانیت و خشم به عشق و محبت تبدیل شد.

- خدمت در کنگره ۶۰ برای آقای علی میرزایی چه معنایی دارد؟
من با تاریکی‌های عمیقی وارد کنگره ۶۰ شدم و نمی‌دانستم که چطور می‌توانم از این تاریکی‌ها خارج بشوم. اولین چیزی که یاد گرفتم فرمان‌برداری از راهنمایم بود، برای گذر از این جهنم. راهنمای من چون خود خدمتگزار بود از همان روزهای اول مرا تشویق نمود و گفت اگر می‌خواهی حالت خوب شود باید خدمت کنی، و یادم هست روز سوم ورودم به کنگره از صبح آمدم حیاط را جارو کردم و بعد رفتم قسمت نشریات نام سی‌دی‌ها را بر روی آنها نوشتم و حس و حال خوبی پیدا کردم و فهمیدم که خدمت‌کردن نوعی بخشیدن است و وقتی می‌بخشی در واقع به دست می‌آوری.

- چه شد که مسیر خدمت شما به فضای مجازی و سایت کنگره ۶۰ رسید؟
خیلی از کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که به‌جای مشروب خوردن و پول خرج‌کردن و دیسکو رفتن، یک‌بخشی از وقت خودشان را به بقیه اختصاص بدهند، حال بهتری پیدا می‌کنند. این را به تجربه دریافت کرده‌اند. یکی از اقوام ما که در نروژ سکونت دارد، می‌گفت یک روزی ما داریم به نام چلتی دی (روز خیریه). می‌رویم رایگان کار می‌کنیم و آن روز احساس‌های خیلی خوبی را تجربه می‌کنیم. آدم مشروب می‌خورد که مثلاً حالش خوب بشود دیگر، با این کار هم حالش خوب می‌شود و هم یک ذخیره‌ای برای روزهای بازنشستگی و از کار افتادگی‌شان هست. برای همین من این خدمت را این‌گونه لذتش را پیدا کردم و طبیعی بود که متمایل بشوم به قسمتی که در آن تخصص دارم و می‌توانم بیشترین کمک را انجام بدهم. من قاعدتاً چون روزنامه‌نگار بودم خدمت در سایت و فعالیت در فضای مجازی و خدمت به‌اصطلاح رسانه‌ای را انتخاب کردم و طبیعتاً به‌طرف سایت کشیده شدم.

- در کار با سایت کنگره، بیشتر با «انتقال اطلاعات» روبه‌رو هستید یا «انتقال حس»؟
ما اینجا سعی می‌کنیم که هم انتقال مفاهیم را انجام بدهیم و ناخودآگاه با انتقال مفاهیم یک حس خوبی را هم منتقل می‌کنیم. همین هفته یک نفر از کشور دیگر آمده بود و در جلسه‌ای شرکت کرد که من استاد جلسه بودم. دستور جلسه، سایت بود و می‌گفت من می‌خواهم پیام تشکر خیل عظیمی از آدم‌ها را به شما برسانم که با مصرف مشروب، مواد مخدر یا دخانیات در سطح وسیع، به سایت پناه بردند و سایت تنها منبع آرامش و نوری هست که در تاریکی هدایتشان می‌کند. ما هدفمند این کار را می‌کنیم، اصلاً من اعتقاد دارم و به همه می‌گویم ما خط مقدم مبارزه با تاریکی هستیم، ما لشکریان نور هستیم که خط مقدمش سایت و فضای مجازی و رسانه است و می‌دانیم دنیای امروز دنیایی است که جنگ رسانه‌ای در آن خیلی از جنگ‌های فیزیکی بیشتر تأثیر می‌گذارد و کم‌هزینه‌تر هست و راحت‌تر می‌تواند اهداف را پیش ببرد.

- یک خدمتگزار در فضای مجازی برای اینکه از مسیر خدمت خارج نشود، باید حواسش به چه چیزی باشد؟
دستورالعمل خدمت در کنگره ۶۰ یک چیز است. عدالت، معرفت و عمل سالم. فرقی نمی‌کند نگهبان نظم باشی یا در OT خدمت کنی و یا در فضای مجازی خدمت کنی.

- در این مسیر طولانی، چه چیزی باعث شده همچنان با عشق خدمت کنید؟
چیزهایی که کنگره ۶۰ به من داد، اگر منصف باشم و اگر یک مقدار صادقانه به قضیه نگاه کنم، کنگره ۶۰ باعث شد که من درمان بشوم. درمانی که دور از دسترس بود. من فکر نمی‌کردم دیگر بتوانم درمان بشوم، ناامید شده بودم فکر نمی‌کردم بتوانم به حال خوش و درمان برسم و کنگره ۶۰ این درمان را به من داد. من همیشه این را فکر می‌کنم مثل لباسی که ایاز در اتاقش آویزان کرده بود و هر روز نگاه می‌کرد، من هر روز با خودم می‌گویم اگر کنگره نبود من الان چه وضعی داشتم؟ مطمئنم من خودم که مرده بودم. من علاوه بر اینکه مسافر هستم، همسفر پسرم هم بودم، بعد از رهایی خودم. اگر کنگره نبود پسرم را چه‌کار می‌کردم؟ واقعاً چه‌کار می‌کردم؟ چطور می‌توانستم باوجود اعتیاد پسرم به زندگی‌ام ادامه بدهم. کنگره باعث شد یک پسر با مشخصات و با یک ویژگی‌های جدید انگار به من داده بشود. من چه‌کار می‌توانم بکنم که این را جبران کنم. هر روز من این را به خودم یادآوری می‌کنم که کنگره باعث شد من و پسرم به درمان برسیم و کنگره باعث شد که خانوادهٔ ما به حال خوش برسد و من هر کاری بکنم بازم نمی‌توانم آن چیزی که کنگره به من داده را جبران کنم. برای همین است که همیشه خدمت می‌کنم و تا جایی که جان در بدنم باشد در این مسیر حتماً می‌آیم و سعی می‌کنم یک گوشه‌ای از دینی که دارم را ادا کنم.

- اگر بخواهید از سال‌های خدمتتان یک خاطره را برای اعضای جدید تعریف کنید، کدام خاطره را انتخاب می‌کنید؟
من به واسطه اینکه خدمتم طوری بود که قبلاً برای رهایی‌ها عکاسی می‌کردم. خیلی خاطرات ویژه‌ای دارم. خاطرات شیرینی دارم. ولی یکی از قشنگ‌ترین خاطراتم این است که یک‌دفعه یک پدری آمد و من آنجا داشتم برای سایت عکاسی می‌کردم. با خانواده برای گرفتن رهایی آمده بودند. پدر یک چیزی نوشته بود، آمد بخواند، گریه‌اش گرفت. واقعاً یعنی از عمق وجودش گریه‌اش گرفت. آقای مهندس باآن‌همه شلوغی گفت آرام باشید، هولش نکنید، بگذارید آرام شود. آرام که شد یک حرفی زد که من وجودم لرزید. گفت من آرزو می‌کردم پسرم بمیرد. گفت شما پدر هستید می‌دانید این حرف یعنی چه. من آرزو می‌کردم یک‌بار برود بمیرد و از این مرگ تدریجی، مرگی که هر روز شاهدش هستیم نجات پیدا کند. می‌گفت به جایی رسید بودم که می‌گفتم ای‌کاش بمیرد و الان باوجود کنگره به جایی رسیده است که من دارم به او افتخار می‌کنم و این بچه به من برگشت. آن روز همهٔ ما خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتیم و این خاطره در ذهن من حک شده است.

- فضای مجازی هر روز در حال تغییر است؛ چگونه می‌توان در این تغییرات، اصالت پیام کنگره ۶۰ را حفظ کرد؟
فضای مجازی دارد هر روز تغییر می‌کند، درست است، ما هم داریم تغییر می‌کنیم. کنگره دارد با زمان خودش پیش می‌رود. کنگره از تکنولوژی به‌عنوان یک ابزار استفاده می‌کند. مگر دی‌ال اپ تمام نشد، مگر اینترنت نیامد. ما سایت زدیم، بعد شبکه‌های اجتماعی آمدند، ما از هر امکانی برای مبارزه در این مسیر استفاده می‌کنیم و تکنولوژی در خدمت ماست ما در خدمت تکنولوژی نیستیم.

- به نظر شما هوش مصنوعی چگونه می‌تواند در رساندن پیام کنگره ۶۰ به انسان‌ها کمک کند؟
هوش مصنوعی یک ابزار است که باید از آن استفاده شود. آقای مهندس تأکید کردند که از آن استفاده کنید. هوش مصنوعی خودش را به‌روزرسانی می‌کند. من گفتم یکی از کارهایی که می‌شود کرد، بروید در مورد کنگره ۶۰ از او بپرسید و اگر اشتباه کرد اشتباهش را تصحیح کنید این در حافظه هوش مصنوعی می‌ماند. علاوه بر اینکه خیلی چیزهای دیگر را هم می‌توانی از او سؤال کنی. عکس‌ها را بدهیم ویرایش کند. این ابزار است و از آن باید استفاده کنیم و آقای مهندس تأکید دارد که از این ابزار استفاده کنید. باید از تکنولوژی در رساندن اهداف کنگره ۶۰ استفاده کنیم.

- اگر بخواهید یک پیام کوتاه و از دل، به همه خدمتگزاران فضای مجازی کنگره ۶۰ بدهید، چه می‌گویید؟
یک روز آقای مهندس به دیده‌بانان گفت شما هم نمی‌دانید که چه‌کار دارید می‌کنید. ما فقط می‌دانیم سمت آن جرقه‌ها را گرفته‌ایم و به سمت نور می‌رویم. عظمت آن روشنایی را هنوز نمی‌دانیم. ما داریم کارهای بزرگی می‌کنیم و این کار، کار عمیقی است. ما لشکریان نور هستیم، ما داریم با تاریکی می‌جنگیم و این مهم‌ترین کاری هست که در زندگی می‌شود انجام داد.

- و در پایان، اگر بخواهید تمام سال‌های حرکت و خدمتتان در کنگره ۶۰ را در یک جمله خلاصه کنید، آن جمله چیست؟
حرف آخرم این است که خدمت‌کردن، خدمت‌کردن به کسی نیست، خدمت‌کردن به خود است. اگر خدمت می‌کنیم فقط داریم به خودمان خدمت می‌کنیم.

طراح سوال: همسفر فرزاد
عکاس: همسفر فرزاد
مصاحبه‌گر: همسفر بهنام
تایپ و ویراستاری: همسفر بهنام
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی آکادمی

 

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...