English Version
This Site Is Available In English

روبه‌رو شدن با ترس‌ها، یعنی شروع حرکت

روبه‌رو شدن با ترس‌ها، یعنی شروع حرکت

جلسه نهم از دوره چهل‌وسوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کوروش آذرپور به استادی همسفر زهره، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود.) و تاثیر آن روی من» روز سه‌شنبه ۱۴ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

وادی هشتم در مورد طرز نگاه ما صحبت می‌کند. هرطور که نگاه کنید زندگی همان‌طور خودش را نشان می‌دهد. در این وادی گفته می‌شود، همان‌طور که در طبیعت همه‌چیز در حال حرکت است، ما هم باید حرکت کنیم‌؛ مانند حرکت زمین به دور خورشید که باعث به وجود آمدن شب و روز می‌شود. ما بر اثر سختی‌ها، حسرت و ناامیدی‌هایی که در زندگی داشتیم‌ یک‌جا متوقف شده‌ بودیم و نمی‌توانستیم حرکت کنیم. ما باید با ترس‌ها روبه‌رو شویم، چون وقتی با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم باعث می‌شود که حرکت کنیم.

در این وادی در مورد حرکت صحبت می‌شود، حرکت درونی و حرکت بیرونی که این دو باید هم‌ پای هم باشند؛ با هم اتفاق بیفتند و با هم پیش بروند‌؛ اگر ما حرکت درونی داشته باشیم و کاری را بخواهیم انجام دهیم؛ اما حرکت بیرونی و تلاش، تکرار و تمرین نداشته باشیم و آموزش ندیده باشیم، مطمئناً به هدفی که در ذهنمان است نمی‌رسیم؛ باید پشت سر این حرکت یک عشقی باشد، مطمئن هستم اگر عشق باشد، حرکت ما به بهترین شکل ممکن اتفاق می‌افتد و ما می‌توانیم از پس هدفی که در ذهنمان داریم، برآییم و آن کار را انجام دهیم.

برای من چند سال پیش اتفاقی افتاد که خیلی جالب بود. من ۶ یا ۷ سال پیش وارد کنگره۶۰ شد‌م و با اصرار من مسافرم هم وارد شعبه شد، آن زمان نمایندگی به این شکل نبود و طی این چند سال تغییرات زیادی داشته است. با خواست خودم اما با یک غرور و منیت وارد شعبه شدم؛ منیت بسیار داشتم. با خودم می‌گفتم که من نباید این‌جا باشم و جای من این‌جا نیست، برای چه آمده‌ام؟ انسان‌هایی که در شعبه بودند را جور دیگری می‌دیدم، اصلاً در مورد افرادی که در کنگره۶۰ هستند فکر نمی‌کردم، افرادی که الان از نظر من بهترین انسان‌های روی زمین هستند. همراه مسافرم آمدیم، سفر کردیم، یک سال جلسات را شرکت کردیم، سی‌دی‌ها را نوشتیم؛ اما متأسفانه در آخر برگشت خوردیم.

راهنمای مسافرم به او گفت: اگر می‌خواهید سفر کنید؛ باید راهنمایتان را عوض کنی. شما با من نتوانستید سفر کنید؛ اما من فکر می‌کنم به خاطر این مسافرم برگشت خورد که به اصرار من آمده بود. هدف من فقط آمدن او بود؛ ولی حرکت انجام نمی‌شد. می‌آمدم و می‌رفتم؛ اما آن زمان سی‌دی نوشتن جدی نبود. فقط سی‌دی‌ها را گوش می‌کردیم، دوست داشتم زودتر این اتفاق بیفتد و این 10 ماه بگذرد و درمان شود، اصلاً فکر نمی‌کردم چرا باید این زمان بگذرد؟ فقط می‌خواستم رهایی اتفاق بیفتد؛ اما هیچ حرکت درونی نبود. همیشه به این فکر بودم که مسافرم رها شود؛ اما فکر نمی‌کردم که باید خودم هم حرکت کنم؛ هنوز به این نتیجه نرسیده بودم که خودم هم به این تغییر نیاز دارم.

از کنگره به مدت 5 سال فاصله گرفتیم؛ بعد از این مدت، وقتی وارد کنگره۶۰ شدیم، تمام هم‌ لژیونی‌‌هایم راهنما شده بودند. از دیدن آن‌ها خیلی خوشحال شدم؛ ولی گذشته را در ذهن خودم رها کردم؛ اگر می‌خواستم در گذشته بمانم دیگر نمی‌توانستم سفر کنم و به جایی که الان هستم برسم. واقعاً انسان نمی‌تواند با چشم و گوش بسته بیاید و به نتیجه برسد؛ وقتی با چشم و گوش بسته وارد کنگره۶۰ شدم، هیچ‌چیز برای من جز برگشت نداشت.

در مورد جبران خسارت که آقای مهندس فرمودند: «انسان باید از خودش، خانواده‌اش و از جامعه جبران خسارت داشته باشد.» به نظر من این جبران خسارت همان بخشیدن است؛ باید ببخشد تا بتواند به هدفی که در ذهنش دارد برسد. نگاه مستقیمی داشته باشد و‌ در صراط‌ مستقیم حرکت کند؛ البته شاید مسیر مستقیم خیلی چالش‌ برانگیز باشد؛ شاید فرعی‌هایی در این مسیر باشد؛ ولی واقعاً با آموزش گرفتن، تکرار و تمرین می‌تواند در راه مستقیم حرکت کند‌.‌

من همیشه به همه می‌گویم که واقعاً قدر این صندلی‌هایی که از آن‌‌ها استفاده می‌کنیم را بدانیم؛ اما انگار انسان تا این جمله را می‌شنود؛ باید برایش اتفاق بیفتد تا آن را درک کند؛ اما وقتی کشور در شرایط جنگ قرار گرفت، نمایندگی تعطیل شد و شرایط جامعه این‌طوری شد، تازه فهمیدم که قدر صندلی دانستن یعنی چه؟ باید همه ما قدر جایگاهی که داریم را بدانیم. ان‌شاءالله به هدفمان برسیم. تجلیل راهنما همسفر فاطیما را به خودشان و رهجویان ایشان تبریک می‌گویم؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. ان‌شاءالله که در ادامه راه اتفاق‌های خوبی برای‌ ایشان بیفتد‌.

مرحله 30 سی‌دی همسفر سوری و رهایی 40 سی‌دی همسفر محبوبه رهجویان راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)

مراسم تجلیل و تقدیر راهنما همسفر فاطیما

دریافت نشان پیمان وادی هشتم همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)

کسب مقام اول رشته ورزشی تنیس روی میز همسفر لیلی، همسفر زری، همسفر سمیرا و راهنما همسفر فاطیما

کسب مقام اول رشته ورزشی شطرنج همسفر لیلی، همسفر زری و همسفر خاتون

کسب مقام اول رشته ورزشی آمادگی جسمانی راهنما همسفر نسرین، همسفر  فرشته و همسفر  فریبا

کسب مقام سوم رشته ورزشی والیبال راهنما همسفر فهیمه، همسفر فاطمه، همسفر فرشته، همسفر سودابه، همسفر فریبا، راهنمای تازه‌واردین همسفر فاطمه، همسفر رقیه و همسفر فاطمه

قدردانی مسئول نشریات همسفر سمیه از مسئول نشریات قبل همسفر فاطمه

مرزبانان کشیک: مسافر مجید و همسفر زهره
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
تایپیست: همسفر هاجر رهجوی راهنما همسفر فاطیما (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهره 
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...