چهاردهمین جلسه از دوره شصتویکم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی راهنمای محترم مسافر داوود، نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر روح اله، با دستور جلسه « وادی هشتم، با حرکت راه نمایان میشود » روز سهشنبه 14 مهر ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷:۰۰برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، داوود هستم، مسافر
دستور جلسه، «وادی هشتم؛ با حرکت راه نمایان میشود» است.
به اعتقاد بنده، این دستور جلسه یک توضیح مختصر دارد و یک توضیح مشروح، حالا با توجه به فرصتی که هست، سعی میکنم انشاءالله به این دو مورد بپردازم.
توضیح مختصر این است که در کنگره، اولین قدمی که شما برمیدارید، یک حرکت محسوب میشود و همان حرکت، مرحله و قدم بعدی را برای شما روشن میکند، نیازمند این نیست که حتماً مطلب خاصی را حفظ کنیم یا توضیح ویژهای در رابطه با موضوع بشنویم، همین که در جلسات حضور داشته باشیم و مراحل کنگره را طبق اساس و اصول آن، پلهپله طی کنیم، راه، طبق فرمت دستور جلسه، خودش را به ما نشان میدهد.
این مسیر بهطور معمول از مشاوره شروع میشود و شانزده پله نیز بهتبع آن ادامه دارد و انشاءالله در پایان، به رهایی میرسد.
اما توضیح مشروح آن، بهطور کلی، به اعتقاد بنده این است که زندگی در حرکت است و سکون برای هیچ موجودی جایز نیست، حرکتی که ایجاد سازندگی میکند، باید چه نوع حرکتی باشد؟ حرکتی بر اساس آموزهها، حرکتی سازنده و دارای نقشهای رو به جلو، با نیمنگاهی به گذشته، برای اینکه از آن آموزش بگیریم و آموزههایش را در ذهن داشته باشیم تا بتوانیم به رستگاری و رهایی برسیم.
اصل موضوع کنگره، بحث درمان اعتیاد است، یعنی اولین موضوعی که اینجا عنوان میشود، موضوع درمان اعتیاد است، پس حرکت باید بر اساس یک نقشه از پیش تعیینشده و رو به جلو باشد، ما نیمنگاهی به گذشته داریم، اما اگر قرار باشد در آینه ماشین مرتب به پشت سر نگاه کنیم، از جلو غافل میشویم و نمیتوانیم حرکت درستی داشته باشیم.
در وادی، اگر اشتباه نکنم، وادی پنجم مطرح میشود که تفکر تنها کافی نیست و نیازمند این است که در عمل، رفتن و رسیدن، کار را کامل میکند، تا زمانی که ما فقط در ذهنمان از حرکت صحبت میکنیم و درگیر افکار هستیم، هیچ اتفاقی رقم نمیخورد، همانطور که آقای مهندس میگوید، برای باورها ارزشی قائل نیست تا زمانی که به مرحله عمل نرسیده باشند، همان فکری بود که شبها سه طبقه ساختمان برای خودمان میساختیم و صبح، هیچگونه حرکتی اتفاق نمیافتاد.

پس قسمت اعظم موضوع، بعد از پنج وادی که سمتوسو و جهت را به ما نشان میدهد و بعد از اینکه ما به فرمانروایی و فرماندهی عقل باور پیدا میکنیم و به آن ایمان میآوریم، حرکت کردن است، حرکتی رو به جلو و سازنده که بتواند نتیجهبخش باشد، نتیجه خیلی مهم است.
در سیدی اخیر، «عالم غیب»، دو نکته را آقای مهندس اشاره کردند که بیارتباط با دستور جلسه ما نیست، یکی بحث محبت و دیگری سپاسگزاری.
ارتباط آن را با دستور جلسه اینگونه میبینم، عزیزان، نمیدانم شما وقتی در زندگیتان سپاسگزار هستید، چقدر این موضوع را تجربه کردهاید، «شکر نعمت، نعمتت افزون کند، کفر، نعمت از کفت بیرون کند»
وقتی شکرگزاری در حرکت شما ایجاد شود، یک موج زاینده به وجود میآید، یعنی قدم اول را برمیدارید، مثلاً میآیید و مشاوره میشوید، پله اولتان را میگیرید، وقتی نسبت به آن حال و حسی که دارید شکرگزار هستید و نیمنگاهی به گذشتهتان دارید و از احوالات قدیمتان درس میگیرید، همین شکرگزاری باعث میشود قدمهای بعدی برایتان راحتتر برداشته شود، شکرگزاری، ماندگاری شما را در ادامه حرکت تثبیت میکند.
موضوع محبت هم همین است، ببینید، در حرکتها، چه سفر اولی و چه سفر دومی، اگر همراه با عشق و محبت باشد و توأم با این موضوعات پیش برود، من فکر میکنم انفجار سلولی ایجاد میشود، دیگر یک سفر اولی نمیآید اینجا یخ بزند و در آنجا وا برود، آنجا مشاوره میشود و عشق را به او میدهند.
عشق، گلوله آتشینی است که مهندس میگوید، «زنده شدن، عشق است، مردن هم عشق است و دوباره زنده شدن، عشق است»، خدمت کردن، دریافت کردن و گرفتن و پرداخت کردن هم عشق است.
این عشق است که به کار ما قوام، شور و حال و انگیزه میدهد، انگیزه، یا به نوعی امید، همان نوری است که ما را در ادامه حرکتهایمان محکم و ثابتقدم میکند.
خب، فکر میکنم وقت را به پایان رسانده باشیم، در ادامه سعی میکنیم از نظرات شما هم در رابطه با موضوع جلسه استفاده کنیم.
خیلی ممنون که به صحبتهای بنده توجه کردید.
تایپ و عکس؛ مسافر محمد
ویرایش و تنظیم؛ مسافر علی
مسافران نمایندگی پرویناعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
107