جلسه دوازدهم از دور اول سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا در نمایندگی شاهینشهر، با استادی مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر جواد، با دستور جلسه وادی هشتم و تاثیر آن روی من در تاریخ ۱۴۰۵/07/14 رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
آقای مهندس دژاکام، در سکون نه سایشی وجود دارد و نه چیزی به وجود میآید؛ هر چیزی از حرکت پدید میآید، چند سال پیش فیلمی با عنوان «تا آنجایی که پاهایم توان دارد» دیدم. داستان درباره یک افسر آلمانی بود که در جنگ اسیر شده و به اردوگاه کار در سیبری منتقل شده بود. سختیهای اردوگاه باعث شد به این نتیجه برسد که اگر حرکتی نکند، از بین خواهد رفت، بنابراین تصمیم به فرار گرفت، چند بار تلاش کرد و موفق نشد، اما خواسته فرار در وجودش قویتر شد تا اینکه سرانجام توانست از اردوگاه خارج شود. از همان لحظهای که حرکت کرد، راه برایش نمایان شد. پزشکی که او نیز در اردوگاه اسیر بود، به او کمک کرد و نقشه، آذوقه و وسایلی برای ادامه مسیر در اختیارش گذاشت. در طول مسیر، با وجود سرمای شدید و یخبندان، بارها با مشکلات جدی روبهرو شد؛ حتی پاهایش از سرما آسیب دید. اما چون خواستهاش قوی بود، تسلیم نشد. در ادامه مسیر نیز انسانهایی سر راهش قرار گرفتند و هر کدام به نوعی به او کمک کردند تا بتواند مسیرش را ادامه دهد و سرانجام به خانوادهاش بازگردد. این داستان برای من نمونه روشنی از مفهوم «با حرکت، راه نمایان میشود» است. زمانی که انسان واقعاً خواستهای داشته باشد و در جهت آن حرکت کند، راهها یکی پس از دیگری نمایان میشوند. ما نیز زمانی که مواد مصرف میکردیم، شاید بارها میگفتیم: «خدایا، کاری برای من انجام بده؛ خسته شدهام.» اما تنها خواستن کافی نبود.
زمانی که خواسته واقعی در وجود انسان شکل گرفت و برای رسیدن به آن حرکت کرد، مسیر درمان برای او باز میشود، برای من، یکی از بزرگترین راههایی که در این مسیر نمایان شد، ورود به کنگره ۶۰ بود، از همان ابتدای ورود، راه برایمان مرحلهبهمرحله مشخص میشود؛ از مشاوره تازهواردین و برطرف شدن ابهامات گرفته تا انتخاب راهنما و آغاز سفر اول. در طول سفر، جسم، روان و جهانبینی ما بهتدریج تغییر میکند، با تیپر کردن دارو، سیستم شبهافیونی بدن فرصت پیدا میکند دوباره فعالیت خود را آغاز کند و ما روزبهروز تغییرات بیشتری را در جسم و روان خود احساس میکنیم، به قول سعدی: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری» در کنگره60 نیز افراد و بخشهای مختلف، دستبهدست هم میدهند تا مسافر بتواند مسیر درمان خود را طی کند؛ از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان و دیدهبانها گرفته تا ایجنتها، مرزبانها، راهنمایان، گروه سایت، نشریات، بخش حقوقی و حتی خدمتگزارانی که شاید کمتر دیده شوند، همه اینها بخشی از حرکتی هستند که به ما کمک میکند به مقصد برسیم.
به رهایی رسیدنم را مدیون همین حرکتها و زحمات عزیزان هستم و از همه آنها صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم. وقتی در سفر اول به مراحل پایانی تیپر میرسیم، تغییرات جسمی و روحی را بیشتر احساس میکنیم، اینجا مفهوم «تغییر، تبدیل و ترخیص» برای ما معنا پیدا میکند و در نهایت با گرفتن گل رهایی، سفر اول به پایان میرسد، اما این پایان راه نیست؛ آغاز سفر دوم است. در سفر دوم نیز هرچه بیشتر حرکت کنیم، راههای تازهتر و بهتری پیش روی ما قرار میگیرد. کنگره ۶۰ مانند دریایی است که هرچه بیشتر در آن پیش برویم، دانش و آگاهی بیشتری به دست میآوریم و در عین حال متوجه میشویم که هنوز مراحل بالاتری برای یادگیری و خدمت وجود دارد، پس اگر بخواهم نتیجهای از این دستور جلسه برای خودم بگیرم، این است که در سکون هیچ اتفاقی نمیافتد. باید حرکت کنیم تا راه نمایان شود.

تهیه و تنظیم: مسافر علی فدایی
از طرف خدمتگزاران سایت تقدیم نگاه زیبایتان
- تعداد بازدید از این مطلب :
44