به مجموعه تواناییها، استعدادها، صفات و ویژگیهای یک انسان، شخصیت آن انسان میگویند؛ هر فردی با توجه به ویژگیهای شخصیتی خود قادر به زندگی کردن و ادامه حیات است. حال ممکن است شخصیت انسان با بروز اتفاقاتی از قبیل: قضاوت نادرست، صدور حکم اشتباه، ورود در مسیرهای غلط (نقض فرمان) دچار عدم تعادل شود و به اضلاع مثلث شخصیت خود ضربه وارد کند. این اضلاع عبارتند از: شایستگی یا لیاقت، معصومیت و امنیت. وقتی حس انسان آلوده میشود یا به خاطر اطلاعات غلطی که به عقل داده میشود، عقل فرمان درست صادر نمیکند و هنگامی که عقل فرمان درست صادر نکند، یعنی اضلاع مثلث شخصیت در تعادل نیست؛ پس عقل: محل قضاوت و صدور فرمان، قلب: مرکز حواس و شخصیت: مجموع تواناییها وصفات مکمل یکدیگرند که همهی اینها شخصیت یک انسان متعادل را میسازند.
معمولا نفس برای رسیدن به خواستههای خود از حقهها به زیباترین شکل ممکن استفاده میکند؛ پس میتوانیم نتیجه بگیریم که اضلاع مثلث شخصیت از طریق حقههای نفس و به دلیل وجود خواستههای نامعقول در درون ما دچار آسیب شده است؛ به عبارتی نیروهای منفی به درخت تنومند انسان، پیوندهای نامیمون خود را وارد کردهاند؛ به همین علت در کنگره۶۰، از نیرومندترین دشمن خودمان که جهل و نادانی خود ما است، به خداوند پناه میبریم.
اولین ضلع مثلث" شایستگی یا لیاقت" است که معمولاً با حقه" تو نمیتوانی" مخدوش میشود. مثل انسانی که توانایی کاری را در خود میبیند و با انجام آن کار میتواند به موفقیتهایی دست یابد، اما نفس با الهام به او حقه میزند که تو شایستگی و توانایی انجام این کار را نداری؛ یا در جهان بیرون القائات منفی دیگران او را از انجام آن کار باز میدارند؛ در اینجا به ضلع شایستگی فرد ضربه میخورد. وقتی شخص در مسیر زندگی رشد میکند و به قدرت میرسد؛ به دنبال این است که با جمع کردن مدرکهای مختلفی چون: مدارک علمی، ورزشی، هنری و... به دیگران ثابت کند که توانایی و لیاقت انجام هر کاری را دارد. این شخص در اوج قدرت دچار "گره مسئولیت" میشود چرا که دوست دارد شایستگی خود را به همه اثبات کند، پس اجازه رشد و توانمندی دیگران را از آنان میگیرد. اینها افرادی هستند که ضلع اکسیژن (نیروی عقل) را از مثلث رحمت الهی و تکامل از دست میدهند.
ضلع دوم" معصومیت "است. وقتی فرد کاری انجام میدهد که به نظر خودش کار درستی بوده ولی پس از مدتی اثبات میشود که انجام کار او اشتباه بوده و باعث نابودی یا تباهی شخص دیگری شده، مثل: قاضی که حکم اشتباهی داده و محکوم را به مجازات سختی تنبیه کرده، ولی متوجه میشود که حکم اشتباه داده است؛ پس در اینجا انسان احساس گناه بسیار زیادی میکند. این شخص در طول مسیر زندگی همیشه به دنبال قویتر کردن ایمان خود میرود تا به اصطلاح خود را به خداوند نزدیکتر و کمتر احساس گناه کند، همیشه از خودش تعریف و در برابر اشتباهات، خود را تبرئه میکند و دیگران را مقصر میداند و در آینده که به قدرت میرسد تبدیل به شخصی خشک و تعصبی می شود که خود را از لحاظ دینی از دیگران بالاتر میداند؛ همچنین به انسانهای دیگر به چشم انسانهایی گناهکار و پست نگاه میکنند. این افراد ضلع آب (ایمان) را از مثلث رحمت الهی و تکامل از دست میدهند.
ضلع سوم ضلع" امنیت" است. افرادی که با تهدید مجبور به انجام کاری شدهاند تا به اصطلاح از خود و عزیزانشان محافظت کنند، این افراد همیشه از نیروهای خشم ونفرت تحت فشار وعذاب هستند و در طول زندگی همیشه به دنبال کسب قدرت چه از راه معقول و چه از راه غیر معقول هستند تا دیگر کسی نتواند به آنها ضربهای بزند یا تهدیدشان کند. این افراد وقتی در جایگاههای خدمتی رده بالا قرار میگیرند دچار گره قدرت میشوند، همیشه زیردستهای خود را به اخراج کردن تهدید میکنند و از ضلع نور (عشق) در مثلث رحمت الهی و تکامل محروم میماند. حال این همه تخریب فقط یک راه برای جبران خسارت دارد؛ آن هم تزکیه و پالایش، یعنی دوری از ضدارزشها و انجام کارهای ارزشی است و این میسر نمی شود جز با تغییر دادن حسهای آلوده درون به حسهایی پاک و زلال، مانند آبی شفاف که سنگهای کف رودخانه را هم نشان میدهند.
منبع: سیدی مثلث شخصیت (امین)
نویسنده: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
98