سخنم را با کلمه سکون آغاز میکنم، چراکه برای زایش بذرهای درون خود نیاز به حرکت دارم؛ حرکت از ناممکنها به ممکنها و رسیدنها به خواستهها؛ این نیز با قلقلک درونی آدمها شروع میشود، از اینکه خودت را نیست بدانی در صورتی که تو بخشی از وجود باری تعالی هستی. پس این نیستی که در خود تقویت کردی، تنها موجب سکون میشود؛
سکون تو را خفیف میکند، وقتی زایشی نداری و عقب رفتن را انتخاب میکنی؛ تنها درهای ناامیدی را به رویت باز میبینی. اما حرکت یعنی فرمانبرداری و فرمانداری، حرکت ریشه موفقیت است، ریشه خوشبختیها و به وجود آوردنها است؛ در حرکت و زایش قرار است مسیرهای عالی و متعالی را طی کنی. در مسیرهای رو به پیشرفت، شاید که نه قطعاً به الله میرسی؛ میگویند: (حرکت از تو برکت از خداوند.)
گاهی سالها در مسیری قرار میگیریم و صحبتهایی میکنیم که دیگران متوجه نمیشوند، یا بر مسائلی پافشاری میکنیم که دیگران شاید به سخره بگیرند و ما را امروزی ندانند، اما در درون قلبت چیزهایی داری که دیگران آن را نمیبینند؛ درست است قطعاً مسیرهایی را اشتباه رفتی و کارهایی که بر خلاف میل خودت و ناپسند بوده انجام دادی، اما چیزهایی را درون خود یدک میکشی که فقط خودت و خدای تو میدانند. عشقی را درک کردی که خودت میدانی و چیزهایی را لمس و تجربه کردی که دیگران فقط ظاهر آن را میبینند. به این معنی نیست که ما از منتخبین درگاه و مقربین باری تعالی هستیم؛ یا تافته جدا بافتهایم، بلکه هنوز روی چیزهایی تمرکز داریم و برای ما مهم است که برای ۹۰ درصد افراد قدیمی شده و نیز خندهدار است؛ امیدوارم شما هم آن را تجربه کرده باشید، چراکه بسیار شیرین و دلنشین است. چه قشنگ گفت جناب مهندس: (باید یک سری مسائل از جایی به قلب تو رسوخ کند که حرفهای تو عمیق شوند) هنگامی که حرف تو بوی خدا، بوی عشق و باور بدهد و تنها برای ظاهر و حرف نباشد، وگرنه همه آدمها حرف میزدند، اما لاجرم حرفی که از دل برآید بر دل نشیند.
چقدر تا اکنون به ما گفتند که برای رسیدن به خواستهها و اهداف، متمرکز شویم؟ یا برای رسیدن به چیزی که دوست دارید، به آن فکر کنید؟ اما آنها را فقط به عنوان یک تئوری یاد گرفتیم؛ گاهی قدمهایی برداریم، مهم این است که ما کارمان را انجام دادیم؛ مهم نیست بشود یا خیر؛ چطور هنوز در جا میزنی و فکر میکنی به اینکه فلانی به کجا رسید و من نرسیدم. هرچه خدا برای ما خواست، همان میشود؛ به این فکر کردهایم که خدا هم به قدمها و تلاشهای ما نمره میدهد؟
من یاد گرفتم که اگر به دو تا از خواستهها خود رسیدم، شاید فقط برای همان دو تا تمرکز کردم و عمیق شدم؛ اما اکثر خواستههای خود را دست نیافتنی دیدم؛ زیرا پافشاری نکردم و ۱۰۰ خود را نگذاشتم؛ اگر تمرکز کنیم یه روزی از دور نگاه میکنیم و میبینیم همان خواستههای دست نیافتنی، یافتنی شدند چراکه تو پافشاری کردی و متمرکز بودی.
منبع: سیدی وادی هشتم (مهندس)
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر طاهره (لژیون هفدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
47