جلسه سوم از دوره شانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قائمشهر به استادی دیدهبان همسفر شهره، نگهبانی همسفر حلیمه و دبیری همسفر یگانه با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه 13 مهرماه 1405 ساعت 16:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از اسیستانت همسفر صدیقه، ایجنت، دبیر، نگهبان و مرزبانان ممنون هستم که اجازه دادند امروز در این جایگاه خدمت کنم. خیلی وقت بود که میخواستم به نمایندگی شمال بیایم؛ انشاءالله که بتوانیم بیشتر سر بزنیم و در خدمت شما باشیم. دستور جلسه وادی هشتم است که میگوید: با حرکت راه نمایان میشود. ما هفت وادی را پشت سر گذاشتهایم. تفکر کردن را باید یاد بگیریم که به چه چیزهایی باید فکر کنیم، به چه چیزهایی نباید فکر کنیم؛ همینطور که مسئولیتها را باید خودمان بپذیریم و وادیهایی که پشت سر گذاشتهایم، چهار وادی تفکر است و میرسد به وادی پنجم که به عمل می رسد. الان دیگر حرکت کردن هست که بتوانیم مسیر درستی را انتخاب کنیم.
میدانیم که با نشستن کاری درست نمیشود و شاید ما همسفرها سالها در خانه ماندیم، شاید خواستیم و نشستیم میگفتیم راهی باشد که مسافرمان به درمان برسد حالا چه پسرمان یا چه همسرمان؛ ولی خب ممکن است راههایی هم رفته باشیم؛ ولی راههایی را رفتهایم که شاید نتیجه درست را نگرفتهایم، اشتباه بود و در آن زمان با آن خرد و عقلمان آن راهها را انتخاب میکردیم تا اینکه وارد کنگره60 شدهایم و راه و مسیر را به ما نشان داد. حالا از هر طریقی وارد کنگره شدهایم؛ یعنی این راه به ما نشان داده شد.
حالا مهم این است ما چگونه در مسیر حرکت کنیم و چه آموزشهایی را بگیریم. در این مسیری که ما قرار میگیریم خب باید ابتدا مبدأ باید مشخص شود که از الان ما خواسته و هدف داریم، مقصدمان هست و طول سفری که باید ما طی کنیم. وقتی در سفر قرار میگیرید، میخواهید مسیر را طی کنید ممکن است پستی و بلندیهای زیادی سر راه ما قرار بگیرد. شاید یک تجربههایی هم به دست بیاوریم و حتی اشتباه کنیم؛ ولی حتما راه برای برگشت هست. در هر مسیری که میخواهیم حرکت کنیم به گفته استاد امین میتوانیم اولین دوربرگردان دور بزنیم؛ حتی اگر در یک جادهای حرکت میکنیم و اشتباه هست میتوانیم مسیر خود را تغییر دهیم و دوباره در همان مسیر و راهی که صراط مستقیم هست و راهی که خودمان میخواهیم قرار بگیریم. اینجا خواسته ما خیلی مهم است که اصلاً در این مسیر چه میخواهیم و همینطور چه هدفی داریم؛ ولی باید مشخص شود. وقتی در این مسیر قرار میگیریم؛ باید یکی راه را به ما نشان بدهد، یک بلده کاری باشد که دستمان را بگیرد و ما را همراهی کند تا بتوانیم این مسیر را بهسلامتی طی کنیم.
ما خودمان شاید در زندگیهای خود هم همینطور باشیم، بعضی از مسائل یا مشکلاتی که برایمان پیشآمده دوست داشتیم راهی را انتخاب کنیم یا مسیری را طی کنیم که مشکلمان حل شود؛ ولی اشتباهاتی هم کردیم مسیرهایی را رفتهایم و نتیجه گرفتهایم و خوبی آن این است در همان مسیر تجربههای زیادی کسب کردیم، حالا میتواند تجربه خوب باشد یا بد؛ ولی یک زمانهایی هست که ما اصلاً فرصت تجربهکردن هم نداریم، پس بهتر است گوشبهفرمان و فرمانبردار آن کسی که بلده راه است و راه را به ما نشان میدهد باشیم چرا که آن فرد این مسیر را طی کرده است.
در وادی هشتم هم همین را به ما میگوید که تو حرکت کن مهم این است تو قدمت را برداری، اولین قدم را وقتی برداشتی و وارد مسیر شدی خود نشانههای مسیر هدایتت میکنند. در آن راه مقصدی که داری و این وادی هم همین را به ما میگوید که البته من وقتی در آن راه قرار میگیرم بعضی وقتها نیروهای منفی در راه و مسیر سراغ من میآیند و مانع ایجاد میکند که من حرکت نکنم؛ ولی اگر من آموزش بگیرم و بتوانم سطح آگاهی خودم را ارتقاء بدهم، میتوانم از آن موانعی که در مسیر پیش رو میآیند عبور کنم؛ ولی در این راه باید صبور بود، حوصله داشته باشید و این مسیر را طی کنیم اگر عجله کنید ممکن است راه را دوباره گم کنید و راه را اشتباه بروید.
این وادی همین را به ما میگوید که ما باید حرکت کنیم، هدف داشته باشیم، خواسته داشته باشیم و یک مسیر دیگر به ما میگوید که به درمان رسیدید یا مسافر رسید حالا ما خودمان هم یک مسیر را داریم در کنار مصرفکننده طی میکنیم نیاز داریم مسیر وقتی طی شد به درمان رسیدیم. حالا سه مدل خسارت هست که ابتدا به خودمان باید نگاه کنیم ببینیم چه آسیبی به خودمان وارد کردهایم بعد از اتفاقهایی که در زندگیمان در کنار مصرفکننده یا خودمصرف کننده چه آسیبهایی دیده که جبران خسارت کند و در خودش باید بیاید و آموزشها را بگیرد و جسم و روانش ترمیم شود و همینطور بعد جبران خسارت از خانواده.
وقتی مسافر درگیر اعتیاد هست یا اینکه همسر یا مادر آنقدر درگیر اعتیاد و تاریکی که من هم در کنارش ذهنم آشفته میشود. به خانواده خیلی نتوانستیم رسیدگی کنیم و اینجا میگوید به خانواده هم باید رسیدگی کرد حالا همسر هست یا فرزند هست. سومین خسارت این است که به جامعه زدهایم. جامعه برای ما خدمتهایی انجام داده پس ما هم باید همینطور باشیم. بدانیم که در یک جامعه داریم زندگی میکنیم آن قسمتی که هستیم را آلوده نکنیم. اینها خیلی مهم است که آشغال نریزیم اینها شاید چیزهای جزئی باشد؛ ولی خوب ما هم خسارتهای اینگونه وارد کردیم؛ ولی جامعه برای ما تحصیلات فراهم کرد و اینها را میتوانیم انجام بدهیم؛ ولی چون ما همسفرها درگیر اعتیاد و مصرف مسافرهایمان بودیم خیلی وقتها اینها را اصلاً ندیدهایم یک زمانی نگاه میکنیم؛ ولی اطرافمان را نمیبینیم. در قسمت آخر هم وادی پیمان هست که وادی هشتم را همسفرها یا مسافرهایی که وارد سفر دوم میشوند این پیمان باید اجرا شود. بهصورت نسبی ما با خداوند خودمان پیمان میبندیم که بتوانیم بهسوی صراط مستقیم حرکت کنیم و صراط مستقیم خودش یک حرکتی هست که ما در درونش قرار گرفتیم. انشاءالله که همینطور هست. امیدوارم همیشه در کنگره باشیم و در مسیری باشیم که بتوانیم از آموزشها استفاده کنیم.

مرزبانان کشیک: همسفر رقیه و مسافر محمد
عکاس: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
تایپیست: راهنمای ویلیام وایت همسفر فاطمه
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهرانه
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
115