جلسه دوم از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی ۲ با استادی پهلوان همسفر سمیرا، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر سوسن، دبیری همسفر منصوره و خزانهداری راهنما همسفر اکرم با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» در روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته کنگره۶۰ که با لژیون سردار مطابقت دارد، وادی هشتم است و سرفصل آن این است: «با حرکت، راه نمایان میشود.»
آموزشها دریافت میشود، تفکرها شکل میگیرد، ناامیدی از بین میرود و کلید هر مسئله و مشکلی به دست خود انسان داده میشود. در کنگره۶۰ به رهجویان توسط راهنما آموزش داده میشود که آدرس خودشان را پیدا کنند. پیدا کردن آدرس به این معنا است که هر انسانی بتواند خودش را بشناسد و بداند که در هر موقعیتی باید چه کاری انجام دهد؛ اینکه اکنون باید ببخشد، محبت کند یا در موقعیتی خاص عصبانی شود. تمام این موارد آموزش داده میشود تا انسان بداند چگونه رفتار کند. راه مشخص میشود و مسیر توسط وادیها و آموزشهایی که هر هفته راهنما بهصورت بسیار واضح و روان توضیح میدهد، نمایان میگردد.
برای منِ سمیرا، جالب است و بسیار وادی هشتم را دوست دارم؛ چرا که همیشه به خودم میگویم: یاد گرفتی، پس باید حرکت کنی؛ یاد گرفتی، پس باید انجام بدهی. یادم میآید زمانیکه خواستیم برای پهلوانی شرکت کنیم، باز هم تلنگر راهنما بود و ایشان مسیر را برای من مشخص کردند و راه را نمایان کردند. فقط وقتی راهنما راه را مشخص میکند و مسیر را نشان میدهد، منِ رهجو باید حرکت کنم. اگر حرکت نکنم، همیشه به خودم میگویم: «سمیرا، هیچ اتوبوسی در هیچ ایستگاهی نمیایستد و منتظر تو نمیماند؛ باید سوار شوی، باید سختیها را به جان بخری و حرکت کنی.»
با خود میگفتم: ثروتی که جمع میکنم، برای این است که با من بماند و همراهم باشد؟ انسان نمیداند وقتی صبح از خواب بیدار میشود و دکمه لباسش را میبندد، آیا شب قدرت این را دارد که خودش آن دکمه را باز کند؟ من از یک ساعت بعد از زندگی خود خبر ندارم و تلاش میکنم امانتی که در اختیار انسان قرار گرفته است، به زیباترین شکل ممکن خرج شود. بخش اعظم این موضوع به آموزش برمیگردد. راهنما بهصورت یکسان به تمام رهجوهای خود آموزش ارائه میدهد. یادم میآید در یک سیدی، آقای مهندس فرمودند که عزیزانی به من میگویند همان چیزهایی را که به دیدهبانان آموزش میدهید، به ما هم آموزش بدهید. پاسخ آقای مهندس این بود همان چیزی که یک سفر اولی یاد میگیرد، یک سفر دومی هم یاد میگیرد و همان آموزشها را دیدهبانان نیز دریافت میکنند؛ سیدیها را گوش میکنند و کتابها را میخوانند. آموزش برای همه یکسان است.
آنچه تفاوت ایجاد میکند، برداشت و حرکت انسان است. حرکت برای منِ سمیرا، یک مدل است؛ برای دیگران هم به مدلی دیگر. حرکتها، جهشها و شناختها متفاوت میشود و کاربردی کردن آموزشها نیز برای هر فرد شکل متفاوتی پیدا میکند. زمانیکه مسیر و راه برای ما مشخص میشود و به مرحله کاربردی کردن آموزشها میرسیم، قطعاً کار سختتر میشود و دائماً نداها و صداهایی به سراغ انسان میآید که میگویند: «اکنون زمانش نیست، سال آینده میتوانی در این مسیر قدم برداری، سال آینده پهلوان شو و اصلاً همین که یک سال عضو لژیون سردار بودی، کافی است.»
چه کسی از یک ساعت بعد خودش خبر دارد که بخواهد برای سالهای آینده همه چیز را جمع کند؟ داشتن چشمانداز خوب است؛ اما نه آنقدر که انسان را حریص کند و از مسیری که در آن قرار دارد، بازدارد. چرا که صدای نفس بسیار قویتر از صداهایی است که به ما میرسد. الهامات و القائاتی که توسط راهنما و آموزشهای کنگره۶۰ به ما میرسد، بسیار زیاد است؛ اما کاربردی کردن آنها سخت و مقداری مشکلتر میشود. امیدوارم در گلریزان نزدیکی که در پیش داریم، همه اعضای نمایندگی به زیباترین شکل ممکن حرکت کنند. چرا که راه و مسیر مشخص شده و برای همه نمایان است؛ اما هر فرد در برهه زمانی و جایگاهی که قرار دارد، میتواند بهترین حرکت و بهترین جهش را داشته باشد. امیدوارم امسال نیز بهترینها برای همه اتفاق بیفتد و مانند هر سال، زیباترین گلریزان را داشته باشیم.

تایپیست: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون دوم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی ۲
- تعداد بازدید از این مطلب :
33