English Version
This Site Is Available In English

دنیای بیرون انعکاس درون ما است

دنیای بیرون انعکاس درون ما است

جلسه دهم از دوره شصتم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سلمان فارسی اصفهان به استادی دستیار اسیستانت همسفر فریبا، نگهبانی همسفر مونا و دبیری همسفر فاطمه با دستور‌جلسه" وادی هشتم با حرکت راه نمایان می‌شود و تأثیر آن روی من" روز دوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر و سپاسگزارم که فرصت خدمت در این جایگاه را نصیب و روزی من قرار داد از ایجنت و مرزبانان عزیز، نگهبان و دبیر عزیز سپاسگزارم همچنین از آقای مهندس و خانواده پر از عشق‌ ایشان بابت فراهم کردن چنین بستری برای آموزش و خدمت ما بی‌نهایت سپاسگزارم همچنین از دستیار اسیستانت همسفر شیما که لایق دانستند در کنار ایشان آموزش بگیرم بسیار سپاسگزارم. هدف از خلقت انسان، آموزش‌پذیری و خدمت کردن است همچنین معجزه حیات، خود حیات و زندگی است در این زندگی تمام ما به دنبال حال‌خوش بوده و برای رسیدن به این حال‌خوش بایستی قوانین حاکم بر هستی را رعایت کنیم تا بتوانیم از زندگی لذت ببریم آقای مهندس این قوانین هستی را در قالب وادی‌ها، با بیان شیوا، روان و ساده در اختیار ما قرار داده‌اند که از وادی تفکر آغاز شده و به وادی عشق و محبت وادی چهاردهم ختم می‌شود.

وادی هشتم یکی از زیباترین قوانین هستی را به نمایش می‌گذارد "با حرکت راه نمایان می‌شود" سکون بر هیچ موجودی جایز نیست تصور کنید تمام سال پاییز یا زمستان باشد و توقف ایجاد شود، اساس هستی بر مبنای حرکت است هیچ نقطه‌ای نیست که پایان داشته باشد حتی پس از مرگ نیز زندگی ادامه دارد در این بُعد از زندگی چشمان خود را می‌بندیم و در جایی دیگر و بُعد دیگر چشمان خود را باز می‌کنیم و این زندگی ادامه دارد. دکتر محمود حسابی یک تئوری دارند تحت عنوان بی‌نهایت بودن ذره، یعنی انسان تا بی‌نهایت و تا انتهای کهکشان‌ها ادامه دارد شاید جسم ما از بین برود؛ ولی انرژی ما در کل جهان تشعشع دارد اگر به این ایمان و باور برسم که وسعت من به اندازه تمام هستی است و تمام عالم هستی در درون من وجود دارد در این صورت با حرکت راه برای من نمایان خواهد شد.

گاهی گمان می‌کردم بایستی همه‌ چیز آماده و مرتب باشد تا بتوانم حرکت خود را آغاز کنم، گاهی می‌ترسیدم و بیش از اندازه تفکر می‌کردم براستی دلیل این همه تردید چیست؟ تفکر بیش از حد است؛ ولی عملی در کار نیست .وادی هشتم وادی حرکت و عمل است تفکر قوی‌تر‌ین ابزار دست بشر است؛ زیرا با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد حرکت تنها جابه‌جایی نیست، بلکه تغییر نگرش و رفتار نیز می‌باشد بایستی بدانم زمانی‌که خشم دارم آن را تبدیل به آرامش و کینه را به عشق تبدیل کنم آقای مهندس با یک قدم شروع کردند و کنگره به این عظمت رسید سفر هزار فرسنگ با قدم اول آغاز می‌گردد، قدم در پی یک رفتار است آن را تغییر دهم جبران خسارت این نیست که من بگویم ببخشید و تمام شود، نه این‌طور نیست باید رفتارم را تغییر دهم اگر خشم دارم آن را فرو دهم، کینه دارم آن را به عشق تبدیل کنم این نوعی حرکت است.

من به‌عنوان یک همسفر مسئول تغییر و حرکت مسافر خود نیستم، بلکه می‌توانم با آموزش‌‌پذیری، صبوری و در کنار مسافر خود بودن می‌توانم خود را اصلاح کنم ما زمان زیادی نداریم که بخواهیم آن را به بطالت بگذرانیم اگر هزاران سال دیگر نیز به من عمر داده شود شاید بتوانم چند تا از گره‌های خود را باز کنم؛ نکته‌ای که در وادی هشتم بسیار مهم است استمرار است، این‌که امروز خشم خود را فرو ببرم و فردا دوباره خشمگین شوم، نه! باید هر روز تمرین و تکرار کنم تا بتوانم رفتار صحیح را در وجود خود نهادینه کرده و در نتیجه خشم خود را به آرامش و صبر تبدیل کنم در نتیجه حرکت من نمایان می‌شود. آقای مهندس سفر خود را از سال ۷۸ آغاز نمودند با قدم اول شروع کردند و اکنون کنگره به این عظمت دست پیدا کرده که در اصفهان به شکر خدا چندین شعبه با هزاران جمعیت دارد.

نکته‌ای که در وادی هشتم برای من آموزش داشت بستن پیمان بود، پیمان تنها یک کلمه یا مراسم نیست، بلکه قلبی است و به تو امید را می‌دهد که اگر گناهی کردی از روی نا‌آگاهی بوده خود را سرزنش نکن قرار نیست اشتباهاتی که در گذشته انجام دادیم در آن بمانیم باید از آن درس بگیرم و حرکت کنم پیمان به من می‌گوید: اگر مرتکب اشتباهی شدید سیاهه خود را بنویس؛ چراکه فردی که در صراط‌مستقیم است نمی‌تواند با قلب سیاه حرکت کند زمانی‌که می‌خواستم پیمان خود را ببندم با خود گفتم من که ضدارزشی ندارم؛ اما هنگامی‌که شروع به نوشتن کردم چهار صفحه پر شد حتی از مورچه‌ای که با دست خود آن را از بین بردم تمام این ضدارزش‌ها جلوی چشم من می‌آمد و چندین صفحه شد این‌جا خداوند می‌فرماید: تو بنویس و آتش بزن   و دور بریز، باز خداوند به تو پاداش می‌دهد تو چه در خواستی داری؟ بنویس و آن را پاره کن تا کائنات دست‌ به‌ دست کنند و آن را به تو بدهند. خدا را شکر می‌کنم این وادی به ما امید می‌دهد که با حرکت تو راه نمایان می‌شود همان‌گونه که آقای مهندس این حکیم بزرگ، این دانشمند بزرگ روش DST، کاهش وزن، درمان اعتیاد، نیکوتین و بیماری‌های ناعلاج را کشف کردند و بخشیدند و در اختیار ما قرار دادند تنها به فکر خودش نبوده می‌خواست جهادی را آغاز کند بخشیدند و برای همیشه نام ایشان ماندگار است این بخشش چیست؟

اولین صفت خداوند است، خداوند از صفت خویش درون من دمیده، جسم من کعبه من است آیا برای آن ارزش قائل بودیم؟ کعبه و عبادتگاه باید همیشه تمیز باشد آیا درون خود را پاکسازی کرده‌ایم؟ یا هرچه که رسیده‌ایم درون این عبادتگاه و کعبه ریخته‌ایم؟ می‌گویند: دور کعبه خودت بچرخ من تا عاشق خودم نشوم نمی‌توانم عاشق کسی باشم آقای مهندس به این عشق رسیدند تا چیزی را نبخشی هستی به تو چیزی نخواهد داد تا دست به جیب خود نکنی و نبخشی هستی نیز به تو چیزی نمی‌دهد باید این صفت را درون خود شکوفا کنیم کنگره از ما پولی نمی‌خواهد چه باشم و چه نباشم، کنگره مسیر خودش را می‌رود؛ اما این من هستم که باید به ریسمان الهی چنگ بزنم و خودم را نگه دارم من باید ریشه داشته باشم ریشه من در کنگره چیست؟ لژیون سردار. بسیاری از افراد آمدند و رفتند اگر ریشه داشته باشی با هیچ طوفان و مشکلی کنده نمی‌شوی، زیرا ریشه خود را عمیق زده‌ای. در بخشش با تکرار و استمرار حرکت می‌کنیم سال اول پانصد تومان، سال دوم سردار، سال سوم دنور و غیره، و این‌جا بخشش اتفاق می‌افتد بخشش دل تو را نو و پاک می‌کند و می‌خواهد تو به خدای درون خود برسی و خدایی کنی، چرا؟ چون تو اشرف مخلوقات هستی تو خلیفة‌الله هستی.

آخر وادی بیان می‌کند؛ معشوق به سامان شد تا باد چنین بادا، در وادی هشتم چه اتفاقی درون من می‌افتد؟ آیا من به کعبه خودم اجازه دادم نور وارد آن شود؟ آیا اجازه دادم که این بخشش من را تکان دهد؟ امواج چون گردباد که آقای مهندس بیان می‌کند چه چیزی با خودش می‌برد گردباد چیز سنگین با خود نمی‌برد چیزهای سبک را با خود می‌برد. آیا از این بندها آزاد شده‌ایم؟ آیا بندهای ما باز شده که بتوانیم وسط گردباد باشیم و حرکت کنیم؟ این می‌شود جبران خسارت و خدا را شکر که در مسیری هستیم که تلاش می‌کنیم خود را بشناسیم و این بندی  که به من وصل است را می‌بینم قبل از ورود به کنگره نمی‌دیدم می‌گفتم حق با من است، چراکه منیت داشتم؛ ولی در کنگره مچ خود را می‌گیرم به خود می‌گویم منیت داشتم، بنابراین آن را حل می‌کنم، کینه دارم الهی شکر که آن را دیدم وادی هشتم یعنی تو مسئولیت کارهای خود را بپذیری. زمانی‌که حرفی به من زده می‌شود چرا به من برمی‌خورد؟ زیرا این‌ها درون من است و هنوز جبهه می‌گیرم چرا از دروغ دیگران حال من بد می‌شود ؟زیرا دروغ هنوز در وجود من است اگر  آن حل کنیم  در چنين مواقع می‌گوییم اختیار دارد هر چه می‌خواهد بگوید چرا من حالم بد شود، بنابراین دنیای بیرون من انعکاس درون من است و هرچه که در بیرون اتفاق می‌افتد این در درون من است.

 لوح تقدیر به اعضای لژیون سردار

مرزبان کشیک: مسافر ناصر و همسفر ملیحه
تایپیست: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون بیست‌و‌دوم)
عکس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون بیستم) دبیر‌اول سایت
ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی سلمان فارسی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...