جلسه دوم از دوره سوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره60 نمایندگی الیگودرز به استادی اسیستانت همسفر مرجان، نگهبانی راهنما همسفر شبنم و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان میشود.) و تأثیر آن روی من» روز یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از مهندس حسین دژاکام، بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره60 به دلیل اینکه شرایط و فرصتها را برای ما فراهم میکنند تا وصلها انجام شود و در کنار هم آموزش بگیریم سپاسگزار باشیم. از تدابیر ایشان این است که دستور جلسه لژیون سردار، همان دستور جلسه هفتگی باشد تا بتوانیم بیشتر در مورد آن تفکر و صحبت کنیم. ایشان بیان میکنند که برای باورها ارزشی وجود ندارد؛ چراکه اگر در جهت باور و اعتقاداتمان حرکت نکنیم، هیچ اتفاقی رخ نمیدهد و هیچ ساختاری هم تشکیل نمیشود.
این مطلب دقیقاً با عنوان وادی هشتم که از حرکت کردن صحبت میکند مطابقت دارد. این وادی به تمام کسانی که تردید دارند و نمیدانند از کجا شروع کنند حس امیدواری میدهد. وقتی از انواع فعالیتها در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ صحبت میشود، همیشه یادآور شدهام که برای هر کدام از ما نقشه راه ارائه شده است که عبارتند از حضور در کارگاههای آموزشی، حضور در لژیونها، خدمت کردن، حضور در فعالیتهای ورزشی، مشارکت کردن، سیدی نوشتن و حضور در لژیون سردار و انجام خدمتهای مالی است. این نقشه از ابتدای ورود ما به کنگره۶۰ داده میشود و به نظر من همانطور که پایه حیات، عشق است، این نقشه هم چیزی جز عشق نیست.
در فایل صوتی «عالم غیب» هم مهندس حسین دژاکام به این موضوع اشاره دارند و میتوان در هر قسمت از فعالیتهای کنگره۶۰ عشق را دید. آنچه راهنمای تازهواردین بدون شناخت فرد تازهوارد تقدیم او میکند، جز عشق چیز دیگری نیست. تشویق تازهوارد در کارگاه بعد از معرفی خود، اطلاعاتی که استاد در جلسه در اختیار ما میگذارد عشق است. وقتی با مشارکت، تجربه خودمان را بیان میکنیم، همه و همه عشق است.
بسیاری از این انسانها خودشان هنوز سیر نشدهاند؛ اما به فکر این هستند که آنچه هست را به دیگران ببخشند و اتفاقی که در ادامه رخ میدهد این است که دیگران هم به آنها برمیگردانند. بنیان کنگره60 در فایل صوتی «عالم غیب» هرچند اشاره کوتاهی داشتند؛ اما به نظر من لازم است به آن خوب فکر کنیم، اینکه مهم است که انسان چه برمیدارد و چه میگذارد؟ برای یادآوری خود میگویم که بخشی از وظیفه ما این است که در لژیون سردار در مورد کارهایی که اتفاق میافتد مانند 5 مقاله اخیر مهندس دژاکام که پذیرفته شدهاند صحبت کنیم. این اتفاقات همان شکاف علمی عظیمی هستند که در حال انجام است.
وظیفه ما اعضاء لژیون سردار در مقابل این رویدادهای علمی بسیار نادر چیست؟ این است که برای شناساندن به جهانیان در مورد آنها صحبت کنیم و در حد توانمان خدمت مالی انجام دهیم و در مقابل آن هم هیچ توقع و تمنایی نداشته باشیم؛ البته وظیفه ما فقط این نیست. ما وظیفه داریم که ساختار و همچنین خود را تقویت کنیم. در مورد مقالات، خبر نویدبخش به یکدیگر دهیم و از تجربیات خود سخن بگوییم. بخش دیگر وظیفه ما که بر آن تأکید دارم این است که وقتی بیرون از این بستر هستیم، حتماً احساس خود را به دیگران منتقل کنیم. شاید فردی برای حرکت کردن تردید داشته باشد؛ اما ما این حرکت کردن را در مرحله قبل انجام دادهایم، ما تفکر کردیم، باور داشتیم و قدم برداشتیم. این گامها برای جلوگیری از نابودی انسانها، هم در زمینه اعتیاد و هم در زمینه بیماریهای لاعلاج برداشته میشود.
از وظایف دیگر ما این است جلسهای که لژیون سردار، لژیون خدمتگزار است بهترین فرصت برای تمرین است که با مشارکت، دستور جلسه را به کاری که در لژیون سردار انجام میشود ارتباط دهیم؛ چهبسا با مشارکت من تردیدی برای خدمت مالی از دل کسی کم شود و بتوانم راه را برای او بازکنم. بههرحال این حرکت را یکبار انجام دادهایم که میتواند قابل تکرار باشد. اگر این قدم آگاهانه برداشته شود میتوان با بازگو کردن احساس خود به دیگران نه برای تفاخر بلکه برای انتقال آموزش به کسی که آن را نیاز دارد مفید باشد. گویی این حرکت برای ما یک عادت مستمر است که با هر بار پرداخت، حال ما خوب میشود؛ باید این عادت در کلام، رفتار و کردار ما مشهود باشد. این یک قانون برای من است که هرچه افتادهتر باشم، توقع کمتر میشود و برعکس آن هم صادق است. در اصل هدف، سازندگی ماست و به همین دلیل در لژیون سردار حضور داریم.
مهندس دژاکام همیشه از طبیعت الهام میگیرند و میتوان تمام الگوها در کنگره۶۰ را در طبیعت دید. افرادی که عضو لژیون سردار شدهاند، کسانی هستند که اهمیت این موضوع را درک کردهاند؛ اینکه قصد داشته باشند نقشی ماندگار در این لژیون داشته باشند. هرگاه در لژیون سردار قرار میگیرم تصویری از یک انیمیشن برایم تداعی میشود و آن این است که دو گروه از انسانها هستند که بر سر یک دیگ بسیار بزرگی نشستهاند و به آنان قاشقهایی با دستههای بسیار بلند داده شده است و از آنها خواسته میشود تا از این آش تناول کنند. یک گروه به دلیل اینکه نمیتوانند با آن قاشق غذا بخورند، دائم در عذاب هستند؛ اما گروه مقابل یاد گرفتند که با آن قاشق، غذا را در دهان فرد مقابل یا کناری خود بگذارند و این حرکت نمادی از عشق دارد. دقیقاً این اتفاق در لژیون سردار در جریان است؛ باید این کار را انجام دهیم و به عبارتی عاشقی کنیم که ثمراتش قطعاً به ما خواهد رسید.


عکاس: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
تاپیست: همسفر پریا رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول)
ارسال: همسفر فریبا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
267