سومین جلسه از دوره چهارم لژیون سردار همسفران اقا نمایندگی شفا مشهد با استادی پهلوان محترم مسافر حامد و نگهبانی راهنمای محترم همسفر دنور مصطفی و دبیری همسفر دنور حسین و خزانه داری همسفر جعفر با دستور جلسه «وادی هشتم و تاثیر آن روی من» در روز شنبه ۱۱مهر ماه ۱۴۰۵ ، ساعت ۱۵:۳۰ اغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که در حلقه محبت و مودت لژیون سردار همسفران حضور داشته باشم. تشکر میکنم از آقا مصطفی و دبیر عزیز که در این بخش در حال خدمت کردن هستند و امیدوارم جلسه مفیدی داشته باشیم. در مورد دستور جلسه که دبیر فرمودند، وادی هشتم است. من اگر به وادی هشتم برسم و امیدوارم همه ما به این برسیم، از تفکر و مبانی فکری که در چهار وادی اول آموزش گرفتیم، با رهنمونها و آموزشهای چهار وادی اول که من از آنها عبور کردم، همین الان بعضی اوقات فکر میکنم در وادی اول گیر کردهام. یک موقعیتهایی پیش میآید و متوجه میشویم که به اجرا درآوردن وادی اول چقدر سخت است. ولی در کلام و سخن خیلی راحت است، ولی در عمل بسیار سخت است. این عمل کردن بسیار کار سختی است. به زبان شاید راحت باشد، ولی در عمل خیلی سخت است. بین این دو فرسنگها فاصله است. وادی پنجم از آن حرکت نظری من را سوق داد به سمت حرکت عملی و گفت اگر میخواهی به صلح و آرامش برسی، باید تزکیه و پالایش کنی. هرچقدر تا به امروز فکر کردی کافی است و باید وارد مرحله عمل شوی. و در وادی ششم باید حکم عقل را به عنوان فرمانده اجرا کنی. البته هر کدام از ما به اندازه خودش عمل میکند، ولی واقعاً رسیدن به این وادیها واقعاً بسیار کار بزرگی است. وادی هفتم برای من یک جورایی مسیریابی را مشخص کرد که این مسیر یا راهی که پیدا کردی، چقدر ارزشمند است و چه بسا که کسانی که راه درست را پیدا نکردهاند و بسیار عذاب میکشند و هزینه بسیار زیادی را پرداخت میکنند، ولی چون نتوانستند راه درست را پیدا کنند، به سرمنزل مقصود نخواهند رسید. رسیدیم به وادی هشتم که دستور جلسه امروز هست. میگوید این هفت وادی که پشت سر گذاشتی و با وسواس جلو آمدی و راه را هم که پیدا کردی، تفکر و عقل را هم که پشت سر گذاشتی و متوجه شدی که باید تزکیه و پالایش کنی و راه را هم که پیدا کردی، دیگر نمیخواهد تعلل کنی در جزئیات.

بسمالله را بگو و راه که پیدا شده و الان دیگر موقع حرکت کردن است. وقتی آمدی در مسیر و شروع به حرکت کردن کردی، در پیچ و خم راه و پستی و بلندی آن متوجه جزئیات میشوی. اگر این موضوع را بخواهیم ارتباط بدهیم با لژیون سردار، در ابتدا در ذهن من شاید یک چالشی باشد که با این تورمی که الان هست، شش میلیون که دیگر پولی نیست و بگویم من بروم کار کنم، وقتی شرایط مالیام به وضعیت مطلوب رسید، آن وقت دنوری را پرداخت کنم. سرداری کسر شأن است که بخواهم پرداخت کنم، ولی این تفکر کاملاً اشتباه است. این وادی این را میخواهد به من آموزش دهد که تو راه را پیدا کردی. اگر به مسیر ایمان داری، کافی است در این مسیر حرکت کنی، حتی در مبالغ کم و در این مسیری که پیدا شده، به تو کمکم ادامه مسیر را نشان خواهد داد. یک مزیتی که شما همسفران آقا دارید و همیشه به شما غبطه خوردم، این بود که شما برخلاف ما مسافرها که هزینه بسیاری پرداخت کردیم، درسته یک تاریکی را تجربه کردیم و به حقالیقین رسیدیم و چرخی که یک بار ابداع و اختراع شده، دوباره اختراع کردن آن جایز نیست؛ مبنای آموزشهای کنگره. کتاب ۶۰ در زیر را همه بهتر از من مطالعه کردهاید که یک فرد مصرفکننده بوده است، به نام حسین دژاکام که یک سری تاریکیها را تجربه کرده و از آن خارج شده و از آن تاریکی یک الماس را بیرون آورده است و در دسترس ما قرار داده است که این بسیار تا بسیار ارزشمند است. البته بعضی از همسفران شاید دوران مصرف مسافرشان را یادشان نباشد؛ یعنی به مرتبه عینالیقین نرسیدهاند، ولی به این اطلاعات و آموزشهای ارزشمندی که کنگره ۶۰ به آن رسیده، همین وادی هشتم که موضوع امروز هست یا شرکت در لژیون سردار، اینها همه آن مروارید یا الماسها هستند که کنگره از عمق تاریکیها بیرون آورده و در دسترس ما قرار داده. و از نظر من، که شاید نظر اشتباهی داشته باشم، ولی شماها از ما مسافرین ۶ هیچ جلو هستین؛ چون کسی که رفته، این الماس یا مروارید را که از آخر اقیانوس آورده، یک تاریکی را تجربه کرده و هزینههای بسیاری را هم پرداخت کرده. البته این نگاه من است که شاید درست نباشد. خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما بودم و متشکرم که به حرفهای من گوش دادید.
دعای پایان جلسه

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ:همسفر علیرضا (لژیون دوم)
ارسال خبر: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم )
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
54