جلسه دهم از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا، با استادی راهنما مسافر پیمان، نگهبانی مسافر محمدرضا و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان پیمان هستم یک مسافر در ابتدا از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و تمامی خدمتگذاران شعبه بوئین زهرا کمال تشکر را دارم.
من پیمانی بودم که پشت صورتمسئله اعتیاد گم شده بودم. مواد مخدر با من کاری کرده بود که چیزهایی را در زندگی مشاهده کنم که قبلاً ندیده بودم؛ مثلاً سفید شدن موی مادرم را بهتدریج مشاهده میکردم.
میگویند مادر مثل مداد است که ذرهذره آب میشود و شما او را میبینید، اما پدر مثل خودکار است که سریع جوهرش تمام میشود. من قبلا اشک پدرم را ندیده بود، اما اشک پدرم را در زمان اعتیادم دیدم ، اما وقتی در اوج مصرف شیشه بودم و دچار توهم میشدم، اشک ایشان را دیدم. چه شبهایی که بیرون از خانه خوابیدم و چه چشم انتظاریهایی که مادرم کشید تا به خانه برگردم. برای درمان، همهجا رفتم؛ از بهترین روزهای زندگیام، کمپ بود، اما هیچکجا نتوانست اعتیاد مرا درمان کند.
تا اینکه معجزه کنگره ۶۰ برای من اتفاق افتاد. صورتمسئله اعتیاد در اینجا به من پاسخی داد که شک ندارم درست است. مثالی میزنم: وقتی اسنپ میگیرید، سه چیز از شما میخواهد: مبدأ، مقصد و بهایی که باید پرداخت کنید. وقتی بها را پرداخت میکنید، اسنپ به دنبال شما میآید؛ دیگر مهم نیست ماشین مدل بالا باشد یا پایین، راننده پیر باشد یا جوان، خانم باشد یا آقا. آن شرکت وظیفه دارد شما را به مقصد برساند. صورتمسئله اعتیاد هم همین است؛ مبدأ را برای همه مشخص کرده است.
مبدأ این بود که سیستمهای شبهافیونی بدن ما از کار افتاده بود و مواد بیرونی جایگزین مواد درونی شده بود. هیچکس نتوانسته بود این مبدأ را پیدا کند. در جهانبینی میخوانیم که وقتی مبدأ مشخص نباشد، نمیتوان به مقصد رسید. پس صورتمسئله اعتیاد آمد و مبدأ را برای من مشخص کرد. بعد از آن، نوبت به مقصد میرسد؛ اینکه به کجا میخواهی سفر کنی؟ حال خوش، رهایی و درمان. از کنگره ۶۰ چه میخواهی؟خدمت کردن؟ خواسته هرکسی متفاوت است.

وقتی خواسته و مقصد مشخص شد، نوبت به بهایی میرسد که باید پرداخت شود؛ گذشتن از وقت، تفریح، پول، خانواده و… وقتی بها را پرداخت کردیم، امداد الهی وظیفه دارد ما را به مقصد برساند. کنگره ۶۰ مبدأ و مقصد را با صورت مسئله اعتیاد مشخص کرده است و ما به آن مقصدی که میخواهیم میرسیم. کنگره ۶۰ هیچوقت به من نگفت گذشتهات را پاک کن یا فراموش کن؛ گذشته باید فهمیده شود، نه فراموش. اگر فهمیده نشود، تکرار میشود.
کنگره به من یاد داد به جسمم فرصت بازسازی، به روانم فرصت آرامش و رسیدن به صلح، و به تفکرم فرصت تغییر بدهم. آلبرت انیشتین جملهای دارد که میگوید: «جهان با همان تفکری که خلق شده است، تغییر نخواهد کرد.»
همه ما باید در سفر دوم نوع نگاهمان را اصلاح کنیم؛ چرا که همیشه اتفاقات زندگی نیستند که ما را آزار میدهند، بلکه برداشت ما از آن اتفاقات است که ما را نابود میکند. به همین دلیل است که باید جهانبینی را یاد بگیریم. اولین مورد آن، قوانین زندگی است؛ ما باید قوانین زندگی را بلد باشیم. استاد امین در سیدی «باتلاق» به موضوع ادب میپردازد. شما با هیچچیز بهجز ادب نمیتوانید خود را در دل دیگران جا کنید. ادب مثل یک عطر خوب میماند؛ وقتی به خود میزنید، دیگران هم از آن بهرهمند میشوند.
گوشی، ماشین یا خانه خوب، بعد از مدتی تکراری میشوند، اما انسانِ با ادب هیچوقت تکراری نمیشود. اطرافیانش هم مجبورند با او با ادب برخورد کنند. « با بی ادبی کسی به جایی نرسید، دوریست ادب به هر گدایی نرسید.»
موضوع بعدی که استاد امین درباره آن صحبت میکند، احترام است. به نظر من حرمت نگهداشتن، راز عاقبتبهخیری است. میگویند حرمت هرجایی را که میروی باید نگهداری تا اگر چیزی آنجا جا گذاشتی، بتوانی برگردی. یادگیری احترام در کنگره ۶۰ بسیار مهم است. قانون بعدی این است: تا دستی دراز نشده، نباید دستی را بگیری. کنگره ۶۰ میگوید تا دستی به روی شما دراز نشده است، دستی را نگیرید.
لطف بی حد ارزش مهر و وفا را بشکند، هر متاعی از فراوانی بها را بشکند
دستگیری گر کنی از هر کسی هوشیار باش، کور اگر بینا شود اول عصایش را بشکند.
من همهچیزم را از کنگره دارم. همیشه فاصله بین خواستن و توانستن، «امید» است. هیچوقت ناامید نباشید. اگر بتوانید این فاصله را با «حرکت کردن» پر کنید، امیدوار خواهید شد.
تایپ و تنظیم: مسافر محمد لژیون سوم
با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
154