English Version
This Site Is Available In English

می‌خواهم از سکون خارج شوم

می‌خواهم از سکون خارج شوم

خداوند را بسیار شاکر و سپاسگزارم که با کنگره آشنا شدم و این فرصت را پیدا کردم که وارد مسیر آموزش و تغییر شوم. اگر با کنگره آشنا نمی‌شدم، شاید همچنان در جهل، ناآگاهی و تاریکی خودم باقی می‌ماندم. کنگره به من امید داد و آموزش‌های آن باعث شد احساس کنم دوباره متولد شده‌ام و زندگی را از نو تجربه می‌کنم. پیش از ورود به کنگره، از نظر ظاهری زنده بودم؛ نفس می‌کشیدم، غذا می‌خوردم و می‌خوابیدم؛ اما درونم حال و هوای زندگی نداشت. خودم را مانند یک مرده متحرک می‌دیدم که فقط روزها را پشت سر می‌گذارد. امروز احساس می‌کنم آموزش‌های کنگره باعث شده دوباره زندگی را ببینم و برای بهتر شدن آن تلاش کنم.

در وادی هشتم، مطالب بسیار ارزشمندی آموختم که نگاه من را نسبت به زندگی تغییر داد. یکی از نکاتی که برایم جالب بود، این است که آنچه ما از جهان هستی می‌بینیم تنها بخشی از آن است و قسمت‌های دیگری نیز وجود دارد که برای ما قابل مشاهده نیست و پشت پرده قرار دارد. این موضوع باعث شد متوجه شوم که دانسته‌ها و برداشت‌های ما همیشه کامل نیستند و باید برای آموختن و شناخت بیشتر، به مسیر آموزش ادامه دهیم؛ همچنین متوجه شدم بسیاری از تصورات گذشته من، ناشی از ناآگاهی‌ام بوده است؛ برای مثال پیش از ورود به کنگره تصور می‌کردم فرشته‌ها فقط جنس مؤنث دارند؛ اما در آموزش‌ها متوجه شدم که این برداشت درست نبوده و فرشته می‌تواند مؤنث یا مذکر باشد. همین نکات ساده باعث شد بفهمم برای شناخت جهان هستی باید نگاه خودم را تغییر دهم و آموزش ببینم.

یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی که از وادی هشتم دریافت کردم این است که از سکون، هیچ چیزی به وجود نمی‌آید. برای رسیدن به هر خواسته‌ای باید حرکت کرد. پیش از ورود به کنگره، بارها از خداوند می‌خواستم که بتوانم سیگار را ترک کنم و دیگر وسوسه مصرف سیگار و قلیان را نداشته باشم؛ اما خودم هیچ حرکت و تلاشی برای رسیدن به این خواسته انجام نمی‌دادم. امروز می‌فهمم که تنها خواستن کافی نیست؛ خواسته زمانی می‌تواند به نتیجه برسد که همراه با حرکت و عمل باشد. قبل از کنگره حتی نمی‌دانستم از زندگی چه می‌خواهم. هدف مشخصی نداشتم و نمی‌دانستم خواسته واقعی من چیست؟ به همین دلیل بسیاری از کارهایی که شروع می‌کردم نیمه‌تمام باقی می‌ماند؛ برای مثال مدتی در کلاس خیاطی شرکت می‌کردم و آموزش می‌دیدم؛ اما بعد از مدتی آن را رها می‌کردم. در مورد آرایشگری و کارهای دیگر نیز همین اتفاق تکرار می‌شد. امروز متوجه شده‌ام که داشتن هدف، یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی است. زمانی که هدف مشخصی داشته باشم؛ باید مسیر رسیدن به آن را نیز پیدا کنم و در همان مسیر حرکت کنم. اگر در مسیر درست باشم و از آن خارج نشوم می‌توانم قدم‌به‌قدم به خواسته خود نزدیک شوم؛ اما اگر مسیر را رها کنم یا از آن منحرف شوم طبیعی است که به مقصد نرسم.

موضوع دیگری که در وادی هشتم برای من بسیار مهم بود، جبران خسارت است. من نمی‌توانم تمام اشتباهات گذشته خود را نادیده بگیرم و تصور کنم که با یک تصمیم، همه چیز به پایان رسیده است. اگر در گذشته اشتباهی کرده‌ام یا حقی بر گردن من وجود دارد؛ باید برای جبران آن قدم بردارم. در مسائل مربوط به خداوند، انسان می‌تواند با توبه و تغییر مسیر، گذشته خود را اصلاح کند؛ برای مثال اگر سال‌ها نماز نخوانده باشم، می‌توانم توبه کنم و از این به بعد در مسیر درست حرکت کنم؛ اما اگر در حق انسان دیگری کوتاهی کرده باشم نمی‌توانم فقط بگویم خداوند می‌بخشد و دیگر نیازی به جبران نیست. در چنین شرایطی باید تا جایی که امکان دارد خسارتی را که به آن شخص وارد کرده‌ام جبران کنم. اگر به کسی بدهکار باشم؛ باید بدهی خود را پرداخت کنم. اگر به کسی تهمت زده باشم؛ باید از او حلالیت بطلبم. اگر رفتاری داشته‌ام که باعث آسیب به دیگری شده است؛ باید مسئولیت آن را بپذیرم و برای جبران آن تلاش کنم. این همان چیزی است که من از مفهوم جبران خسارت درک کرده‌ام.

فکر می‌کنم اولین کسی که باید از او جبران خسارت کنم خودم هستم. سال‌ها با مصرف نیکوتین به جسم، روح و روان خود آسیب زده‌ام؛ باید گذشته خود را بپذیرم، خودم را ببخشم و برای جبران این خسارت‌ها حرکت کنم؛ پس از آن باید به خسارت‌هایی که به اطرافیانم وارد کرده‌ام نیز توجه داشته باشم؛ برای مثال سال‌ها با دود سیگار، ناخواسته به فرزندم آسیب زده‌ام. امروز که آگاهی بیشتری پیدا کرده‌ام؛ باید این موضوع را بپذیرم و با تغییر رفتار و ادامه مسیر برای جبران گذشته تلاش کنم. امروز کنگره به من یاد داده است که تغییر، فقط با خواستن اتفاق نمی‌افتد؛ تغییر نیازمند آگاهی، حرکت و استمرار است. من باید هدف داشته باشم، مسیر درست را پیدا کنم، در آن حرکت کنم و اگر در گذشته خسارتی ایجاد کرده‌ام، مسئولیت آن را بپذیرم و برای جبران آن قدم بردارم. وادی هشتم برای من یادآور این حقیقت است که زندگی در حرکت معنا پیدا می‌کند. من امروز می‌خواهم از سکون خارج شوم، آموزش ببینم، حرکت کنم و با امید به آینده، قدم‌های خود را در مسیر درست بردارم. از این‌که کنگره و این مسیر را در زندگی‌ام پیدا کرده‌ام، خداوند را شاکر و سپاسگزارم.

نویسنده: مسافر ویلیام وایت همسفر فریده رهجوی راهنما همسفر زهرا
رابط خبری: راهنمای ویلیام وایت همسفر زهرا
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال المک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...