English Version
This Site Is Available In English

سکون بانی سقوط است

سکون بانی سقوط است

در کتاب عشق از وادی اول تا وادی چهاردهم، اهمیت موضوعاتی که بایستی در زندگی سرلوحه امورات قرار گیرد را مطرح می‌کند و ما را به معرفت و دانش درست زندگی کردن نزدیک می‌کند. وادی‌ها قوانینی هستند که اگر خوب دقت کنیم؛ همیشه و در همه جا جاری هستند. اگر به درستی آموخته باشیم و به آن عمل کنیم، در بازی زندگی بازیکن خوبی خواهیم بود، به گونه‌ای که هم خودمان و هم دیگران از بازی لذت خواهند برد. در وادی هشتم دریافتیم که با حرکت، راه نمایان می‌شود. در این وادی مانند سایر وادی‌ها، یکی از زیباترین و کارآمدترین قوانین هستی و زندگی برای ما به نمایش گذاشته شده و به ما آموزش می‌دهد.

در وادی هشتم می‌آموزیم، یکی از نام‌های نیروهای شیطانی یا منفی، نیروی بازدارنده است، نیرویی که سعی می‌کند به عناوین مختلف ما را از حرکت باز دارد. این نیرو خیلی خوب می‌داند که اگر ما بایستیم و توقف کنیم، سقوط خواهیم کرد؛ زیرا سقوط بدون سکون وجود ندارد. این نیرو هر بار سعی می‌کند با شناسایی نقاط ضعف ما که ممکن است یک روز مواد مخدر باشد و یک روز موضوع دیگر، ما را از مسیر صحیح زندگی خارج کند و باعث توقف ما شود. خیلی اوقات برای ما پیش آمده که در مسیر خود می‌ایستیم، با این بهانه که راه مشخص نیست. ابتدا می‌خواهیم تمام راه را ببینیم، خوب برانداز کنیم و سپس حرکت کنیم، غافل از این‌که این اتفاق برای هیچ‌کس روی نمی‌دهد.

گاهی اوقات ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها و شاید ماه‌ها فکر می‌کنیم؛ اما حرکت نمی‌کنیم؛ چون نمی‌دانیم که به‌درستی چه می‌خواهیم؛ مثلاً نمی‌دانیم که می‌خواهیم درس بخوانیم یا نخوانیم؟ به مسافرت برویم یا نرویم؟ بنابراین ما سرگردان هستیم؛ پس بایستی اول مسیر حرکت خود را مشخص کنیم و بعد از این‌که خواسته و هدف مشخص شد، با تمام وجود بخواهیم، حرکت و تلاش کنیم تا به خواسته خود برسیم. زمانی که ایستاده‌ایم و می‌اندیشیم، محاسبات به گونه‌ای دیگر است. زمانی که حرکت می‌کنیم و می‌اندیشیم نیز به گونه‌ای دیگر شکل می‌گیرد؛ بنابراین حرکت است که ما را از یک نقطه به نقطه بهتر می‌رساند و وضعیت ما را تغییر می‌دهد.

برای عبور از تاریکی، درمان اعتیاد و رسیدن به رهایی و روشنایی، بایستی حرکت کرد تا حرکت نکنیم، تغییر جایگاه نخواهیم داشت. من به عنوان همسفر یک مسافر وارد کنگره۶۰ شدم و برای درمان مصرف‌کننده خود آمده بودم؛ اما بعد گذشت چند جلسه از کلاس‌های آموزشی متوجه شدم که مصرف‌کننده بیمار است و من به علت عدم آگاهی نسبت به بیماری اعتیاد و تنش، در کنار او دچار بیماری تفکر زائد افیونی شده‌ام. اگر من بپذیرم که بیمار هستم و در جلسات آموزشی به‌طور منظم شرکت کنم و ادامه دهم؛ یعنی حرکت من شروع شده و در این مسیر من نیز به حال خوب خواهم رسید.

نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی ابن‌سینا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...