جلسه هشتم از دوره هشتادوهشتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی آکادمی به استادی راهنما همسفر مرضیه و نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر سعیده با دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که این جایگاه را در اختیار من قرارداد تابتوانم دوباره در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم. از همسفر گلناز (ایجنت محترم) و گروه مرزبانی بابت اعتمادشان و از همسفر ریحانه (نگهبان جلسه) بابت دعوتشان سپاسگزارم. دستور جلسه امروز «صورتمسئله اعتیاد» است.
پیش از هر چیز، آغاز سال تحصیلی جدید را به همه محصلان و دانشجویان تبریک میگویم. همزمانی این دستور جلسه با آغاز سال تحصیلی پیام مهمی برای من دارد؛ موضوعی که آقای مهندس همواره بر آن تأکید میکنند. ایشان میخواهند به من یادآوری کنند زمانی که وارد کنگره شدم، شاید اوایل فکر میکردم میدانم اعتیاد چیست و با چه مشکلی مواجه هستم. همیشه میگفتم مشکل اعتیاد تمام زندگی مرا گرفته است؛ اما کنگره از من پرسید: «آیا تو اصلاً میدانی مسئله اعتیاد چیست؟»
کنگره به اعتیاد گفت «مسئله»؛ یعنی هرکدام از چالشهای زندگی یک مسئله است. من در دوران مدرسه همیشه درس ریاضی و حل مسئله را خیلی دوست داشتم؛ چون صورتمسئلهای به ما میدادند و ما با استفاده از فرمول، آن را حل میکردیم. آقای مهندس دقیقاً همین کار را برای اعتیاد انجام دادند و گفتند: «همسفر و مسافر، ما به شما یک فرمول و راهحل میدهیم؛ شما با توجه به این فرمول مسیر را طی میکنید و به درمان میرسید.»
من راههای مختلفی را تجربه کرده بودم و بعد از ۱۵ سال کلنجار رفتن با اعتیاد وارد کنگره شدم. سفتوسخت گفتم که میخواهم اینجا بمانم. مسائل زیادی در زمینههای عاطفی، اقتصادی، اعتمادبهنفس و خانوادگی داشتم، اما تصمیم گرفتم بمانم. همانطور که در دعای کنگره میگوییم، باید برای تاریکیهایی که تجربه کرده بودم اینجا مینشستم تا جواب بگیرم.
در کنگره به من گفتند اعتیاد یک «جایگزینی مزمن» است. جلسه اولی که مشاوره شدم، گفتند: «شما بهعنوان همسفر، سیستم درد بدنتان بهطور طبیعی در حال کار کردن است و چیزی را از بیرون جایگزین آن نکردهای؛ اما کسی که مصرفکننده است، اوایل به دلیل لذت این جایگزینی را انجام داده است.» یعنی بدن او مواد افیونی طبیعی تولید میکرد؛ اما با ورود مرتب مواد از بیرون، آن کارخانه ازکارافتاده و دیگر مواد شبه افیونی لازم برای بدن را تولید نمیکند.
پرسیدم: «مسافر با مواد این کار را کرده؛ من که همسفر هستم چرا حالم خراب است؟» گفتند: «فرقی نمیکند؛ او باسیم این کار را کرده و تو بیسیم.» واقعیت این است زمانی که مصرفکننده، مصرف میکرد، حداقل حالش خوب و نشئه بود. بچهها هم میگفتند حداقل زمانی که بابا مصرف میکند حالش خوب است؛ اما برای تو مشخص نیست چه زمانی حالت خوب است! او مصرف میکرد من حالم بد بود که چرا مصرف کرده و زمانی هم که مصرف نمیکرد حالم بد بود که چرا حال او بد است؛ یعنی حال من کاملاً به بیرون وابسته بود.
اما کنگره گفت مسافر راهنما و روش درمان دارد. روش درمان، متد DST است که در آن، داروی مصرفی در پلههای ۲۱ روزه با ضریب ۰.۸ کاهش مییابد و در مدت حداقل ۱۱ ماه به صفر میرسد. مسافر راهنمای خودش را دارد، اما برای اینکه مشکلات من و مسافر توأمان حل شود، باید جسم، روان و جهانبینی به تعادل برسد. کنگره ۶۰ میگوید: «درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است.» بنابراین در کنگره ۶۰ درمان واقعی صورت میگیرد، نهفقط یک ترک ساده مانند آنچه در بیرون انجام میشود.
من هم همین تجربه را داشتم؛ مصرفکنندهام میگفت از امروز میخواهم ترک کنم. سه روز به او سرویس میدادم و بهترین تقویتیها را برایش فراهم میکردم تا بدنش توان داشته باشد این سه روز را بگذارند. سه روز، بیست روز یا یک ماه میگذشت، اما دوباره همان برنامه تکرار میشد. کنگره گفت همانطور که داروی OT کمکم کاهش مییابد، با همین متد تمام سیستم خمر دوباره به کار میافتد و آن کارخانهای که مدتی مسکوت و راکد مانده بود، خودش را بازیابی میکند.
همانطور که در سفر اول به من میگفتند سکوت کن؛ مثل سیدی «معبد» که آقای مهندس میگویند: «در آن سکوت نمیتواند به خواستههایتان فکر کنید و به آن برسید.» یا به فرمایش استاد امین، در باتلاقهایی که در آن بودم (باتلاق قضاوت، حسادت، غیبت، تجسس و موادی که از جیب مسافر دور میانداختم و او مجدداً تهیه میکرد)، قضاوتی نبود که نکرده باشم؛ میگفتم بیلیاقت است و عرضه ندارد؛ اما به قول دیدهبان محترم، مسافر علی حکیمی: «اعتیاد مثل پفکنمکی نیست که بخواهد زود کنار بگذارد؛ سیستمی است که ازکارافتاده و دوباره باید خودش را بازیابی کند.»
من همسفر نباید مسکوت و بیحرکت بمانم. درست است که میگویند سکوت کن و در جای خود بنشین، اما این سکوت برای آن است که بتوانی به لایههای درونی و آرامش خودت دست پیدا کنی؛ زمانی که میخواهی خشمگین شوی، کنترل خشم داشته باشی، با ترسهایت مواجه شوی، از غیبت دوریکنی و تجسس نکنی. میگویند مسافر را رها کن؛ اما آن استکان چایی که جلوی مسافر میگذاری نباید چون حس ما را درک میکند. با قهر، کینه یا رنجش چیزی درست نمیشود و اینها به تکتک سلولهای ما آسیب میزند. همانطور که آقای مهندس میگویند بیماریهایی مثل اماس و کولیت روده بیشتر برای همسفران است، چون تمام سلولهایشان خواهناخواه درگیر افکار منفی میشود.
آقای مهندس میگویند: «صورتمسئله، جایگزینی مزمن است و فرمول آن، متد DST. تو به راه خودت ادامه بده، آموزش بگیر و جسم، روان و جهانبینیات را به تعادل برسان». امیدوارم بتوانیم از این گذرگاه سخت عبور کنیم و با راهحلهای درست، مسائل عاطفی، اقتصادی و عزتنفس خودمان را حل کرده و به خواستههایی که برای خود و خانوادهمان داریم برسیم.
بخش دوم دستور جلسه، تجلیل از راهنمای محترم خانم نرگس است. از ایشان بابت این چند سالی که صبورانه حضور داشتند و برای احیاء نفوس تلاش کردند، صمیمانه تشکر میکنم. امیدوارم تمام رهجوهایشان امروز را به یک روز خوب و ماندگار برای ایشان تبدیل کنند. قطعاً این جدایی و تغییر جایگاه سخت است، اما «پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است». امیدوارم همچنان در کنگره حضور داشته باشند و ما بتوانیم در کنارشان آموزش بگیریم.
مراسم تجلیل از راهنما همسفر نرگس
به استاد جلسه، همسفر مرضیه خیر مقدم میگویم. خدا قوت به نگهبان و تبریک به همسفر سعیده. ممنونم که امروز قدم رنجه کردید و تشریف آوردید. به تاریخ ۰۷/۰۷ استاد به نگهبان فرمود: «سپاس خداوند را که تله درست میکند. آنگاه که خوب به تله افتادید، با ترفندهایی که ندانی خود بیرون میآورد». خدا را شکر که خداوند حمایت و هدایت کرد تا در مسیر صالحان عالمی چون آقای مهندس حسین دژاکام قرار بگیریم و به خودِ بهترمان تبدیل شویم. از آقای مهندس به خاطر حل صورت مسئله اعتیاد، داروی OT و کشف متد DST بینهایت ممنونم. از خانم آنی بزرگ تشکر میکنم که به بخش همسفران قدرت دادند. از استاد امین، استاد جهانبینی تشکر میکنم و سر خم میکنم بابت معرفت و عشقی که خانم آنی کماندار و خانم شانی به همه ما داشتند.
از مسافرم تشکر میکنم که تله تلخ اعتیاد را انتخاب کرد، اما تصمیم به رهایی و درمان به روش DST گرفت. این باعث افتخار ماست. از ایشان ممنونم که من را به جمع افراد محبت دعوت کرد و از مسافر علی، راهنمای مسافرم سپاسگزارم. از همه کسانی که در کنگره خالصانه و صادقانه به ما خدمت میکنند، تشکر میکنم. از تمام ایجنتهایی که از بدو ورودم به من خدمت کردند ممنونم و در حال حاضر هم در خدمت همسفر گلناز هستم. این لوح افتخار حاصل تلاش صدها دست است؛ همه افرادی که از قبلِ کنگره تا به امروز همراه من بودند. افتخار امروز من تقدیم به آنها است. از همسفر راحله ایجنت دوره قبل و از همسفر شهره تشکر میکنم. از مرزبانان، همسفر صدیقه، همسفر بهاره و همسفر آیدا قدردانی میکنم که با آغوش باز پذیرای من در این مکان امن بودند.
تشکر ویژه من از راهنمایانم است از همسفر راحله و همسفر اسرین که بسیار مشوق من بودند تا این جایگاه را تجربه کنم. همسفر راحله به من فرمان دادند و من طبق فرمان استاد عمل کردم، اما اوایل خواستهاش را نداشتم؛ فکر میکردم هنوز برایم زود است و متأسفانه یا خوشبختانه سال اول در امتحان قبول نشدم. بعداز تجلیل همسفر راحله من وارد لژیون همسفر اسرین شدم تا از آموزشهای خوبشان استفاده کنم. ممنونم که من را در لژیونشان راه دادند، برایم برنامهریزی دقیق کردند و پیگیر بودند. یکی از معضلات بزرگ من برنامهریزی درست برای درس خواندن و امتحان بود که با کمک ایشان حل شد. از همه خواهرلژیونیهایم تشکر میکنم که با غم من غمگین شدند و با شادی من خندیدند و حمایتم کردند تا امروز اینجا بایستم. از همه راهنمایانی که از بدو خدمتم در شعبه آکادمی دوستانه کنارم بودند تا بتوانم این امانت کنگره را درست تحویل دهم، سپاسگزارم.
اما قسمت سخت ماجرا، عزیزانم در لژیون پانزدهم است. همگی شما برای من پر از خیر و برکت بودید. به ظاهر من این سکان را هدایت میکردم؛ اما در صور پنهان این من بودم که از شما آموزش میگرفتم. ما با هم اشکها، لبخندها و موفقیتهای زیادی در مسیر درمان مسافران داشتیم. دریافتهای بسیار باارزشی در لژیون پانزدهم داشتم و خیلی خوشحالم که توانستم امانت کنگره را با عزت برگردانم. امیدوارم رهجوهای لژیون پانزدهم بیش از پیش دنبال یادگیری، خدمت و حال خوش باشند؛ چون ما هرچقدر خدمت کنیم، خودمان به حال خوش میرسیم. کنگره باید شعاع اضافه کند تا صدایش به جهان برسد.
در آخر دو تشکر دیگر هم دارم اول از فرزندان پربرکتم، (ندا و نیما) که خدا برایم حفظشان کند؛ کسانی که در این چهار سال بسیار صبوری کردند، کنارم بودند و از روزهای سخت اعتیاد حمایتم کردند. چون به حال خوش رسیدم، دوست داشتم اینجا از آنها قدردانی کنم. تشکر دوم هم از خودم بابت سختیهای مسیر که تلاشم را ادامه دادم و توانستم به این افتخار دست پیدا کنم. سخت بود؛ اما بسیار شیرین. امیدوارم هرکسی در هر جایگاهی صادقانه خدمت کند تا این مکان امن باقی بماند.


.jpeg)
تقدیر از دبیر اول کارگاه

تقدیر از خدمتگزاران سایت



افتخارآفرینی همسفران آکادمی در کسب مقام اول رشته آمادگی جسمانی و رشته ایروبیک

افتخارآفرینی همسفران آکادمی در کسب مقام اول رشته بدمینتون

افتخارآفرینی همسفران آکادمی در کسب مقام اول رشته والیبال

افتخارآفرینی همسفران آکادمی درمقام اول رشته بسکتبال

افتخارآفرینی همسفران آکادمی در رشته دارت و کسب مقام دوم جام وحدت

افتخارآفرینی همسفران آکادمی در کسب مقام سوم رشته تنیس روی میز

افتخارآفرینی همسفران آکادمی در رشته شنا

همسفرانی که در رشتههای ورزشی ایروبیک، آمادگی جسمانی، دارت و شطرنج مسابقه دادند و آموختند

مرزبانان کشیک: همسفر آیدا و مسافر حامد
تنظیم و ارسال: همسفرآیدا مرزبان خبری
عکاس: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر عقیق (لژیون هشتم)
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
45