همیشه این پرسش برایم مطرح بود که زندگی انسان بر پایه جبر است یا اختیار؟ آیا مصرف مواد مخدر من از روی جبر بوده است یا اختیار؟ و یا حتی آمدنم به کنگره ۶۰ از روی جبر بوده است یا اختیار؟
من سفر اول خود را با سر خم کردن در برابر راهنما و تفکر کنگره ۶۰ به پایان رساندم و اکنون نزدیک به پنج ماه است که از بند مواد آزاد هستم و سفر رسیدن به خود را انجام میدهم.
فرمان الهی برای برخی افراد خاص است و برای برخی با یک اتفاق یا پدیده پیش میآید. در روزهای نخست ورود، شاید به جبر افکار خودم یا اطرافیانم وارد کنگره ۶۰ شدم، ولی هرچه آموزش میگرفتم، به این نتیجه رسیدم که هر موضوع ناشناختهای باید بهتدریج شناخته شود تا شرایط برای رسیدن به درک صحیح آن فراهم گردد.
نیروهای الهی میتوانند در درون انسان، نیروی اولیه را تشکیل دهند، اما این خود انسان است که مشخص میکند چگونه از آن نیرو استفاده کند. میتواند از آن برای پیشرفت خود و دیگران بهره بگیرد یا همان نیرو را در جهت منفی و آسیب زدن به خود و دیگران به کار برد.
همیشه انسان گمان میکند که انتخاب میکند، ولی گاهی انتخاب میشود تا بر اساس ماهیت و شایستگی درونی، نمونه روشنی از محبت باشد و با گذشتن از خود، به خود واقعی خویش برسد و از کاری که انجام میدهد لذت ببرد.
هنگامی که در هستی، زمان انجام کاری فرا برسد، شرایط بهگونهای در کنار هم چیده میشوند که یک حرکت نو آغاز شود و آنجاست که دیگر نمیتوان بهآسانی مانع آن شد.
در این مسیر آموختم که جبر و اختیار دو روی یک سکهاند. جبر، زمینه و بستر حرکت را فراهم میکند و اختیار، کیفیت و جهت آن را مشخص میسازد. آنچه اهمیت دارد، این است که انسان با آگاهی و تسلیم در برابر قدرت مطلق، مسئولیت انتخاب خویش را بپذیرد و در هر شرایطی، بهترین نسخه خود را به ظهور برساند.
کنگره ۶۰ به من نشان داد که رهایی از بند مواد، تنها آغاز راه است و سفر اصلی، سفری درونی به سوی شناخت خویش و پیوند با نیروی الهی است؛ سفری که در آن هر قدم با عشق، پذیرش و گذشت همراه است.
اینجاست که پیوند میان این سفر درونی با هفته سایت، برای من معنای تازهای پیدا میکند؛ چراکه خود من نیز این روزها در جایگاه خدمتگزاری سایت کنگره ایستادهام و تجربه کردم که خدمت در سایت، همان سفر رسیدن به خود است، اما در این مورد، از دریچهای گمنام و بیادعا.
سایت کنگره، بزرگترین شعبه کنگره است و خدمتی که در آن انجام میشود، از جنس صور پنهان است؛ دیده نمیشود، اما پیام رهایی را به دست کسانی میرساند که شاید هیچگاه پایشان به کنگره نرسد. آنجا که یک دلنوشته، یک مشارکت یا یک فایل صوتی میتواند روزنه امیدی برای یک انسان گرفتار در نیمهراه باشد.
هفته سایت برای من یادآور این حقیقت است که خدمت در این مسیر، پیش از آنکه به دیگران مربوط باشد، به خود من مربوط است؛ چراکه با هر مطلبی که ثبت میکنم یا هر خبری که میگذارم، در واقع دارم آموزش میگیرم و قدمی دیگر به خود واقعیام نزدیکتر میشوم.
اگر جبر مرا به کنگره کشاند، اختیار خودم بود که در این جایگاه بمانم و از این نیروی الهی برای خدمتی گمنام اما ماندگار بهره ببرم.
**تنظیم و ارسال خبر: مسافر حسین**
- تعداد بازدید از این مطلب :
245