کسانی که آفتاب را به زندگی دیگران میبخشند، هیچگاه روزشان تاریک نخواهد شد. دیدهبانها خدمت بیمنت را معنا میکنند؛ چراکه آنها به مراتبی از ایمان رسیدهاند که از عصاره جان خود بدون هیچ انتظاری میبخشند.
افتخار داریم در خدمت دیدهبان رابط محترم مسافر اصغر باشیم تا از سخنان ارزشمندشان بهرهمند شویم. شما را به خواندن این گفتوگوی زیبا دعوت میکنیم.
.jpg)
مسافر اصغر، با آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. با راهنمایی آقای مهندس دژاکام، به روش DST و با داروی اپیوم، به مدت سیزده ماه سفر کردند. رشته ورزشی ایشان شنا و والیبال است.
در طی سالها خدمت در جایگاه دیدهبان، چه چیزی بیشتر از همه مفهوم خدمت را برای شما تغییر داده است؟
من همیشه به خودم گفتهام: خدمت یعنی کاری برای کسی انجام بدهی و در ازای آن چیزی نگیری. ما در کنگره خدمت نمیکنیم، آموزش میگیریم و همیشه دریافت داریم؛ یعنی حال بهتری پیدا میکنیم. هرچه از این شهر به شهر دیگری میرویم، نگاه میکنم که این توانایی را چه کسی به ما داده است؟ میبینم بهخاطر روش DST است که این همه انرژی داریم. من شاید در روز ۷ ساعت پشت ماشین باشم؛ ولی بعد حالم خوب است، این حال خوب را مدیون روش DST آقای مهندس هستم و بیشترین دریافتی، یاد گرفتن است. وقتی در شهرهای مختلف یک کلمه یاد میدهیم، از تجربیات دیگران چیزهای جدید یاد میگیریم؛ چیزیکه بیشتر از همه حال من را خوب کرده، همین یادگیری از تجربههای دیگران بوده است.
شما در جایگاه دیدبان رابط به شعب دیگر نظارت دارید، چه چیزی باعث میشود در تصمیمگیریها و قضاوتها تحت تأثیر مسائل و برداشت شخصی قرار نگیرید؟
ما مصرفکننده بودیم و پرونده اعتیاد را هیچکس قبول نمیکرد. تنها کنگره۶۰ آن را پذیرفت، بعد ما آمدیم و درمان شدیم. از ابتدا راهنمایی که به ما درس میداد، هیچچیزی را برای خودش نخواست و هیچ فرقی بین ما نگذاشت. ما با این سیکل آرامآرام در جایگاههای مختلف خدمت کردیم، ایجنت شدیم و الان در جایگاه دیدهبان هستیم. در کنگره قوانین و حرمتها را داریم و ما ناظر بر آنها هستیم. مسئولیت ما تعریف شدهاست، نمیتوانیم از مسئولیت خود تخطی کنیم. اینکه شخصی فکر کنیم نتیجهای ندارد. در کنگره از روز اول آقای مهندس به ما آموختند: برای اینکه کارتان اثر داشته باشد باید عادل باشید. عادل بودن این نیست که همه را با یک چشم نگاه کنیم؛ بلکه باید هرچیزی را در جای خودش ببینیم. اگر قانون و حرمت کنگره در هر شعبه در جای خودش باشد، مطمئن باشید که نتیجه دارد. تصمیمگیریهای ما بر حسب مسئولیتی است که به ما داده شدهاست.
بهنظر شما اگر فردی بخواهد در آینده به جایگاه دیدبانی برسد، چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ و چه مسیری را باید طی کند؟
اول اینکه فردی بخواهد دیدهبان بشود خوب است، هرکس دوست دارد جایگاهها را تجربه کند؛ ولی چه مراحلی را باید طی کند؟ در سؤال قبلی گفتم که تعریف شده و مشخص است. وقتی یکی میآید، اول درمان میشود و بعد مسئولیت قبلش را بهدرستی انجام بدهد، سیستم خودش فرد را صدا میزند. در سیدی توازن آقای مهندس فرمودند: محبت خودش ما را پیدا میکند، وقتی ما جای آن را باز میکنیم و کینه و حسد نداشته باشیم. کنگره۶۰ هم همین است؛ زمانیکه شما مسئولیت خود را درست انجام بدهید، مسئولیت بعدی را هم به شما میدهند؛ شاید خودت متوجه نباشی؛ ولی میگویند: فلان کار را انجام بدهید، بهعلت اینکه مسئولیت قبلی خود را بهدرستی انجام داده باشید.
با توجه به مسئولیت سنگین دیدبانی، آیا تاکنون در خلوت خودتان حس کردهاید که خسته شدهاید و دیگر توان ادامه دادن ندارید؟
من در صحبتهایم همیشه میگویم: در مسیر خداوند اصلاً خستگی نیست، «الله سریع الاحساب» و به خدا اشاره میکنم. وقتی سفر کردم، ابتدا حالم خوب نبود، خانوادهام بیمار بودند، زمانیکه آمدم اینجا و رها شدم، به خودم گفتم: من باید جبران کنم، چقدر چیزی در اینجا به من داده شد! جالب این است که مسئول ساختوساز شدم و دیدم هرروز که آمدم، حالم بهتر شد، اصلاً خستگی نیست، انرژی گرفتن است.
آقای امین در سیدی باتلاق گفتند که بعضیها میگویند: حالمان خوب بشود برویم کنگره، جالب اینکه عکس این قضیه است؛ ما میآییم اینجا که حالمان خوب شود، دیدهبانها هم همینطور هستند. بیشترین کسیکه در کنگره چیزی بهدست آورده است، کیست؟ آقای مهندس و بیشترین کار را در کنگره چه کسی انجام میدهد؟ آقای مهندس. هرکسی در صراط مستقیم کار میکند بیشتر خودش بهدست میآورد و اینجا، جایی است که فقط دریافت میکنید و هرروز حالت بهتر از دیروز میشود.
اگر قرار باشد یک میراث از بنیان کنگره۶۰ به نسلهای آینده منتقل شود، بهنظر شما آن میراث چیست؟
اینکه حرف و عملشان یکی است. ما میبینیم که آقای مهندس تا حالا چیزی را نگفتهاند که اول خودشان انجام نداده باشند، این مهمترین میراث است.
لطفاً یک تجربه سخت و یک تجربه شیرین از دوران خدمتتان را برای ما تعریف کنید؟
تجربه شیرین که هرروز برای من شیرین است. شعری هست که میگوید: سال سال این چندسال، هر سال دریغ از پارسال، غصه قبل را میخورند؛ ولی ما برعکس هستیم، فردا که بیاید یک دانش جدید است؛ اما تجربه سخت من این بوده که هنوز موفق نشدم رهایی جونز را بگیرم. همیشه میگویم: روش آقای مهندس به این راحتی است؛ ولی نتوانستم حرف آقای مهندس را صددرصد بهدرستی انجام بدهم.
بهنظر شما نقطه قوت و نقطه ضعف شعبه وکیلی در چیست؟
نقطه قوت این است که مرزبانی، ایجنت و مسئولین با هم خوب باشند. الان خدا را شکر، فکر میکنم تا حدود ۸۰درصد این موضوع وجود دارد؛ اما نقطه ضعف یک شعبه این است که حسهای ما با هم بد باشد؛ چون خداوند وصلکننده است، تازهوارد را میفرستد، اگر ما دلهایمان با هم خوب نباشد، تازهوارد میرود. در سیدی کوه استاد امین فرمودند: ابرها میآیند و به مرتع نگاه میکنند، اگر مرتع باشد میبارند. چرا شمال باران میبارد؟ چون بستر آماده است. تازهوارد هم خدا میفرستد، اگر ما با هم خوب باشیم میمانند؛ ولی اگر میروند و نمیآیند، باید ببینیم نقطه ضعف ما چیست؟ بیشتر نقطه ضعف این است که خدایی نکرده بین ما اختلاف باشد.
سخن پایانی
از خداوند سپاسگزارم؛ خدایی که ما را با کنگره آشنا کرد و ما را به جایی فرستاد که بتوانیم آموزش بگیریم، بیدار شویم، بتوانیم در کنار هم زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم. از دانشمند بزرگ، آقای مهندس سپاسگزارم که اگر روش DST را کشف نکرده بودند، کجا بودیم؟ اگر همه بیماریها دارد درمان میشود، مدیون آقای مهندس هستیم. از شما، ایجنت و مرزبان هم سپاسگزارم.
از دیدهبان محترم مسافر اصغر سپاسگزاریم که با گشادهرویی و حال خوب، تجربیات ارزشمند خویش را با ما به اشتراک گذاشتند. امیدواریم بتوانیم از این سخنان، برای درست حرکت کردن و خالصانه خدمت کردن استفاده کنیم. برایشان از خداوند سلامتی، آرامش و آسایش خواستاریم.
مصاحبهکننده: مسئول مصاحبه همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
طراح سؤالات و ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
211