هفتمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی قائمشهر، روزهای یکشنبه، به استادی راهنمای تازه واردین مسافرحبیب، نگهبانی مسافر عسکری و دبیری مسافر حبیب با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» در تاریخ 5 مهرماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان حبیب هستم مسافر
شاکر خداوند و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم و از همهکسانی که در کنگره 60 و شعبات آن زحمت میکشند تشکر میکنم از آقا محمود و حسین آقا سپاسگزارم که این جایگاه را در اختیار من قراردادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
.jpg)
در مورد دستور جلسه صورتمسئله اعتیاد، من اولین باری که مواد را در وجود خودم لمس کردم در سن 13 سالگی بودم که یکی از نزدیکان برای دنداندرد پیشنهاد کشیدن مواد را داده بود.
آن روز دندان دردم خوب شد ولی 24 ساعت نخوابیدم و راهم به سمت مواد تغییر کرد که در سن 18 سالگی مصرفکننده دائمی مواد شده بودم، من در آن سن سیگار میکشیدم ولی مواجهشدن با مواد تجربه سیاه دیگری بود.
برای ترک مواد، عدم آگاهی باعث شده بود تا تجربهها و شکستهای زیادی در موردِ قطع مصرف مواد داشته باشم چون در مورد سیستم ایکس بدن و چگونگی کارکرد بیوشیمی و مواد مخدر طبیعی بدن چیزی نمیدانستم ولی بعد از آمدن به کنگره متوجه شدم که مواد مخدری که از بیرون وارد بدنم میکردم کل سیستم ایکس بدنم و تولیدات مخدر طبیعی بدن را مختل کرده است.
در جلسه اولی که من وارد لژیون شده بودم در دوم مهرماه 1400روز یکشنبه بود که همین دستور جلسه بود و خداوند بزرگ را شاکرم که بعد از 5 سال اذنش صادر شد و دوباره این دستور جلسه به من رسید، در لژیون راهنمای من آقا مجتبی سهمیه اوتی من را 3 سیسی در هر وعده مشخص کرده بود و این سؤال بارها و بارها در ذهنم تکرار میشد که آیا واقعاً این مقدار از شربت اوتی مصرف ده گرم تریاک مرا جواب خواهد داد؟ در اولین روزی که در ساعت 7 اوتی خود را مصرف کردم در ساعتهایی که میگذشت منتظر بودم که بدنم کم بیاورد ولی به وعده بعدی مصرف رسیدم و اتفاقی برایم نیافتاد. و وقتی در پلههای بعدی بهصورت پلهای شربت مصرفی من کم شد حالم هرروز بهتر میشد. من متوجه شدم که کنگره 60 جایی هست که من حتماً به درمان اعتیاد خواهم رسید و ایمان من قویتر شد.
بعد از رهایی از اعتیاد من سفر جونز و تغذیه سالم را شروع کردم چون در خوابم خروپف میکردم و حتی خودم صدای خودم را میشنیدم، نفسم با وزن 111 کیلو بالا نمیآمد وقتی وزنم به 90 کیلو رسید متوجه شدم که اگر متوجه زبان بدنم نباشم با رعایت نکردن هرچند کوچک برنامه وزنم بالا میرفت. و با شناخت بدنم میدانم که کجا باید چه غذایی را بخورم و در کجا چه غذایی را نخورم، سیستم ایکس بدن هم با رعایت همین موارد بهتر و بیشتر فعالیت میکند. خداوند بزرگ را شاکرم که همچنان در کنگره 60 و در جمع شما خوبان هستم و توانستم در این شعبه به درمان برسم وزندگی و تولد دوبارهام را شروع کنم بزرگترین پاداش الهی برای من درست شدن خواب شب من بود که در کنگره اتفاق افتاد.
برای ورود در کنگره بعد از خواست فرد مصرفکننده اذن آن نیز باید صادرشده باشد من از سال 92 ورود به کنگره را در ذهنم داشتم ولی در سال 1400 اذن آن صادر شد ازین بابت هم که درمان من در شعبه قائمشهر اتفاق افتاد بسیار خوشحالم به مرزبانهایی که برای انتخابات انتخابشدهاند تبریک میگویم همچنین از مرزبانها و ایجنت های دورههای قبل تقدیر و تشکر میکنم.
در پایان صحبتهایم از راهنمای خودم آقا مجتبی واقعاً سپاسگزارم و امیدوارم در تمام مراحل زندگیشان تن سالم و حالی خوش داشته باشند ممنونم که با سکوت زیبایتان به مشارکتم گوش دادید.

- تعداد بازدید از این مطلب :
132