English Version
This Site Is Available In English

شناخت مقدمه حرکت

شناخت مقدمه حرکت

برای حل هر مسئله‌، قبل از هرچیز باید صورت‌مسئله را درست بشناسیم. اگر انسان نداند با چه چیزی روبه‌رو می‌باشد؛ حتی اگر تلاش زیادی هم داشته باشد، ممکن است بارها حرکت کند، اما چون مسیر را درست نمی‌شناسد، دوباره به همان نقطه اول برمی‌گردد. به‌نظر من این موضوع در مسئله اعتیاد اهمیت خیلی بیشتری پیدا می‌کند. سال‌ها اعتیاد فقط به‌عنوان مصرف مواد دیده می‌شد و راه‌حل هم در قطع مصرف خلاصه می‌‌گردید؛ درحالی‌که وقتی صورت‌مسئله را دقیق‌تر نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که اعتیاد فقط یک ماده‌ نیست که وارد بدن شده باشد و با بیرون آمدن آن همه‌چیز تمام شود.

اعتیاد درطول زمان جسم، روان و جهان‌بینی انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و برای درمان هم باید هر سه ضلع مورد توجه قرار بگیرند. در بخش جسم، چیزی که برای من بسیار قابل توجه بود، مسئله سیستم‌ ایکس است. بدن انسان یک سیستم طبیعی برای تولید مواد شبه‌افیونی و تنظیم بسیاری از حالات جسم و روان را دارد؛ وقتی مواد مخدر به‌صورت مداوم و بیرونی وارد بدن می‌شود، این سیستم از تعادل خارج می‌گردد و بدن به‌مرور وابسته به ماده بیرونی می‌شود؛ بنابراین زمانی‌که فرد مواد را قطع می‌کند، لزوماً به این معنا نیست که جسم او درمان شده‌است؛ چون سیستم‌های طبیعی بدن هنوز فرصت کافی برای بازسازی و رسیدن به تعادل را پیدا نکرده‌اند.

این‌جا مفهوم زمان برای من خیلی پررنگ می‌شود. اگر تخریب درطول سال‌ها اتفاق افتاده، نمی‌توان انتظار داشت بازسازی آن در چند روز یا چند هفته انجام شود. درمان یک فرآیند است و به زمان، صبر، آموزش و حرکت درست نیاز دارد. روش DST برای من از همین نگاه معنا پیدا می‌کند؛ یعنی به‌جای این‌که با جسم بجنگیم و آن را یک‌باره از ماده محروم کنیم، فرصت می‌دهیم سیستم‌های طبیعی بدن به‌تدریج خودشان را بازسازی کنند؛ اما مسئله فقط جسم نیست، روان هم درطول اعتیاد آسیب می‌بیند و جهان‌بینی انسان نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد. ممکن است جسم فرد به‌مرور به تعادل برسد، اما اگر تفکر و نگرش او نسبت به خودش، زندگی و اطراف تغییر نکرده باشد، هنوز بخش مهمی از مسیر درمان را طی نکرده است.

در کنگره۶۰، درمان را یک مثلث می‌بینیم که عبارتند از: جسم، روان و جهان‌بینی. این سه ضلع از هم جدا نیستند و باید در کنار هم حرکت کنند. جسم با گذشت زمان بازسازی می‌شود، روان آرام‌آرام به تعادل نزدیک می‌گردد و جهان‌بینی با آموزش و کسب دانایی تغییر پیدا می‌کند. در کنار این موضوع، تئوری و فرضیه ایکس برای من یک نگاه جدید به مسئله اعتیاد ایجاد می‌کند؛ این‌که برای فهمیدن اعتیاد باید به اتفاقی که در درون انسان افتاده توجه کنیم، نه این‌که فقط ظاهر مسئله را ببینیم؛ وقتی علت را بهتر بشناسیم، راه‌حل هم منطقی‌تر می‌شود.

یکی از پیام‌های مهمی که در سی‌دی‌ نامه آقای مهندس گرفتم این است که شناخت، مقدمه حرکت می‌باشد. انسان تا زمانی‌که نداند مشکلش چیست! ممکن است فقط با معلول مبارزه نماید؛ اما وقتی صورت‌مسئله روشن شد، می‌تواند مسیر درمان را پیدا کند. برای من حتی خود کلمه «حرکت» هم بسیار معنادار است. آموزش می‌تواند راه را به انسان نشان دهد، راهنما مسیر را روشن کند و تجربه دیگران چراغ راه باشد، اما درنهایت این خود انسان است که باید قدم بردارد. هیچ‌کس نمی‌تواند به‌جای من حرکت نماید و هیچ زمانی آموزش نتیجه نمی‌دهد تا من آن را در زندگی خودم به‌عمل تبدیل کنم. رهایی با فرار از یک مشکل اتفاق نمی‌افتد؛ رهایی زمانی رخ می‌دهد که انسان آرام‌آرام از تاریکی خارج شود و به‌سمت دانایی، تعادل و روشنایی حرکت کند. بنابراین رهایی فقط قطع مصرف نیست. قطع مصرف می‌تواند شروع راه باشد؛ اما درمان واقعی زمانی شکل می‌گیرد که جسم بازسازی شود، روان به آرامش و تعادل برسد و جهان‌بینی انسان تغییر کند.

درنهایت، چیزی که برای من بار آموزشی داشت این بود که هیچ مسئله‌ای بدون شناخت درست حل نمی‌شود. اول باید صورت‌مسئله را پیدا کرد، بعد راه‌حل را شناخت و سپس با صبر و استمرار در مسیر حرکت کرد. انسان برای رسیدن به رهایی، قرار نیست یک‌شبه آدم دیگری شود؛ بلکه قدم‌ به‌قدم خودش را دوباره بسازد. همان‌طور که تخریب به‌تدریج به‌وجود آمده، بازسازی هم به زمان نیاز دارد. صورت‌مسئله، شناخت است؛ درمان، حرکت و رهایی، نتیجه صبر و ادامه دادن در مسیر درست می‌باشد. 

نویسنده: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا
ویرایش: رابط خبری لژیون سردار همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون پنجم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...