در مسیر کنگره ۶۰، انسان فقط یاد نمیگیرد که چگونه حال خودش را بهتر کند؛ کمکم یاد میگیرد که میتواند بخشی از داشتههایش را در مسیر بهتر شدن حال دیگران قرار دهد. لژیون سردار شاید در ظاهر با «بخشش» شناخته شود، اما پشت این واژه، یک اتفاق عمیقتر درون انسان شکل میگیرد؛ جایی که باید با خواستههای خودش روبهرو شود و با منیتش کنار بیاید. شاید ارزش یک بخشش فقط به چیزی که از دست میدهیم نباشد؛ به چیزی است که درون ما تغییر میکند. در این گفتوگو میخواهیم از پشتِ این بخشش بشنویم و از کشمکشهای درونی و ترسها بدانیم.
دستیار اسیستانت سردار همسفر اعظم به همراه مسافرشان با آنتیایکس مصرفی شیشه، شیره و تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۲۷ روز به روش DST و داروی OT، به راهنمایی راهنما مسافر حمید جامی و راهنما همسفر سمیرا خلیلی سفر کردند و الان 11 سال و 5 ماه است که با دستان پر مهر آقای مهندس آزاد و رها هستند.
پس از عضویت در لژیون سردار، چه چیزی باعث شد که تصمیم گرفتید اعلام دنوری و پهلوانی کنید و چه حس و حالی داشتید؟
راستش وقتی وارد لژیون سردار شدم کم کم نگاهم به بخشش عوض شد. فهمیدم این موضوع فقط پول دادن نیست؛ بلکه یک آموزش برای خودم است. به همین خاطر تصمیم گرفتم اعلام دنوری و بعد هم پهلوانی کنم و از اینکه میتوانم سهم کوچکی در یاری رساندن به افراد دردمند داشته باشم بسیار خوشحالم.
یکی از موضوعات مهم در کنگره، بخشش است. از نگاه شما تفاوت بین «پول دادن» و «بخشیدن» چیست؟ چه زمانی یک پرداخت مالی میتواند واقعاً تبدیل به بخشش و یک حرکت آموزشی شود؟
خب همه ما میدانیم که پول دادن با بخشیدن فرق دارد. ممکن است آدم پولی بدهد؛ اما بخشش زمانی اتفاق میافتد که از دل و با رضایت کامل باشد. وقتی با عشق و بدون توقع ببخشیم آن پرداخت مالی تبدیل به یک آموزش و حال خوب برای خودمان میشود.
به نظر شما چرا در کنگره، «بخشش در لژیون سردار» یک آموزش است و فقط یک کمک مالی محسوب نمیشود؟
چون در لژیون سردار فقط بحث کمک مالی نیست. در اصل یاد میگیریم که از وابستگیهایمان کم کنیم و حس مسئولیتپذیری و بخشش را در خودمان تقویت کنیم.
به نظر شما چرا گاهی انسان با وجود اینکه توانایی بخشیدن دارد، باز هم درونش مقاومت میکند؟ این مقاومت از کجا میآید؟ و کدام آموزش کنگره میتواند در این مسئله راهگشا باشد؟
به نظرم گاهی ترس باعث این مقاومت میشود. ترس از اینکه چیزی یا مالی را از دست بدهیم؛ اما آموزشهای کنگره به ما یاد میدهد که بخشیدن ما وقتی با آگاهی باشد، حال بهتری به دست میآوریم و آرامش بیشتری پیدا میکنیم.
«پهلوان» در نگاه کنگره ۶۰ چه معنایی برای شما دارد؟ آیا پهلوانی را بیشتر در مقدار بخشش میبینید یا در نگرشی که پشت بخشش وجود دارد؟
بهترین جواب به این سوال همان تعریف آقای مهندس از پهلوانی است که ایشان میفرمایند: «پهلوان کسی است که در غم و شادی دیگران شریک باشد و توانسته باشد از گذرگاه سخت زندگی عبور کند و یاری رسان دیگران و در صراط مستقیم باشد.» به نظر من پهلوانی به مقدار بخشش نیست و بیشتر به نیت و نگاه انسان بستگی دارد.
برای کسانی که برای عضویت در لژیون سردار تردید دارند، چه راهکاری را پیشنهاد میکنید؟
اگر کسی تردید دارد به نظرم بهتر است از یک قدم کوچک شروع کند و خودش این حس را تجربه کند. حتماً نباید از اول کار بزرگی انجام دهیم. وقتی وارد این مسیر میشویم، خیلی از ترسها خود به خود از بین میروند.
اگر بخواهید بعد از تمام تجربههایی که در لژیون سردار داشتهاید، در یک جمله بگویید «لژیون سردار به من آموخت که...»، جملهتان چیست؟
اگر بخواهم در یک جمله بگویم، میگویم: «لژیون سردار به من یاد داد که بخشیدن، فقط کمک کردن به دیگران نیست؛ بلکه یک راه برای رشد و آرامش خود انسان است.»
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر سامره (لژیون هفتم)
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
115