English Version
This Site Is Available In English

صورت مسئله اعتیاد؛ شناخت ریشه‌های بیماری و مسیر بازسازی سیستم درونی

صورت مسئله اعتیاد؛ شناخت ریشه‌های بیماری و مسیر بازسازی سیستم درونی

دوازدهمین جلسه از دور چهل و هفتم از کارگاه آموزشی عمومی ، خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران آقا به نمایندگی لویی پاستور با استادی راهنمای محترم مسافر محمد حسن و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمود با دستور جلسه « صورت مسئله اعتیاد » ، در روز شنبه مورخ 04 مهر 1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمدحسن هستم، مسافر.
خداوند را شکر می‌کنم که دوباره قسمت شد در این جایگاه قرار بگیرم تا بتوانم از همه دوستان آموزش بگیرم. از همه دوستان در نمایندگی لویی پاستور سپاسگزارم.
همیشه سال آموزشی و سال تحصیلی با آغاز مهرماه شروع می‌شود. اکنون نیز سال تحصیلی آغاز شده است و این موضوع را به همه عزیزان تبریک می‌گویم. در کنگره ۶۰ نیز به همین شکل، دستور جلسات از اول مهرماه آغاز می‌شود و با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» این دوره شروع می‌شود.
تا جایی که به یاد دارم، این اولین مقاله‌ای است که آقای مهندس در دانشگاه سیستان، در سال ۱۳۷۹ ارائه کردند. در مجموع، ۴۸ دستور جلسه داریم و دستور جلسه امروز، «صورت مسئله اعتیاد»، یکی از مهم‌ترین دستور جلسات است تا بدانیم اصلاً صورت مسئله اعتیاد چیست و چرا چنین موضوعی مطرح شده است.
به نظر من، آقای مهندس این موضوع را مطرح کردند تا به این پرسش پاسخ دهند که چرا من دچار اعتیاد شدم و چرا نمی‌توانم اعتیاد خودم را درمان کنم. تا زمانی که آقای مهندس صورت مسئله اعتیاد را مطرح نکرده بودند، فکر نمی‌کنم کسی در جهان توانسته باشد از جهان اعتیاد خارج شود.
همین موضوع اهمیت مسئله را نشان می‌دهد. از زمانی که خلقت خداوند بوده و انسان‌ها روی زمین زندگی کرده‌اند، چند میلیون نفر با مواد مختلف و گیاهان گوناگون دچار اعتیاد شده‌اند و مانند تله‌ای گرفتار آن شده‌اند و دیگر نتوانسته‌اند از آن خارج شوند.
چرا؟ چون صورت مسئله اعتیاد مطرح نشده بود و دلیل آن مشخص نبود.
تعریف اشتباه این که یک معتاد، درگیر یک عادت است، یک مسمومیت است، یک وابستگی است و از این قبیل مسائل؛ موضوعی است که کمپ‌ها، درمانگاه‌ها، بیمارستان‌های روانی، شوک‌های الکتریکی، قرص‌های مختلف، روان‌شناسان و روان‌پزشکان را درگیر خود کرده است، اما تاکنون خروجی مشخصی نداشته است. چرا؟ چون صورت مسئله اعتیاد مشخص نبوده است.
ما نمی‌دانستیم وقتی کسی مواد مخدر مصرف می‌کند، بعد از مدتی و به قول کنگره ۶۰، پس از حدود یک سال مصرف مداوم، چرا دیگر نمی‌تواند مصرف نکند. اینجاست که صورت مسئله اعتیاد مطرح می‌شود.
این سؤالی است که همه مصرف‌کنندگان ممکن است از خودشان بپرسند: چرا من نمی‌توانم این کار را انجام ندهم؟ چرا وقتی وارد درمان می‌شوم، درمانم را نیمه‌کاره رها می‌کنم و کامل نمی‌کنم؟ چرا وقتی به کمپ می‌روم موفق نمی‌شوم؟ چرا وقتی نزد روان‌پزشک می‌روم موفق نمی‌شوم؟ این چراها را چه کسی می‌خواهد پاسخ بدهد؟
آقای مهندس آمدند و با یک جمله، به سادگی تمام، این پاسخ را دادند و گفتند که یک جایگزینی در بدن اتفاق افتاده است. مواد بیرونی آمده و جایگزین سیستمی شده که درون بدن، خودش مواد مورد نیاز را تولید می‌کرد.
صورت مسئله مشخص شد. حالا من، به‌عنوان یک رهجو، باید چه کار کنم تا بتوانم این جایگزینی را برگردانم و سیستمی را که درون بدنم بوده و از کار افتاده، یا مواد بیرونی جایگزین آن شده، دوباره اصلاح کنم؟
مسئله اصلی ما اینجاست؛ زیرا در قسمت اول، سیستم و کارخانه درونی خودمان را از کار انداخته‌ایم و حالا می‌خواهیم این سیستم درونی بدن را دوباره راه‌اندازی کنیم.
سیستم درونی بدن چیست؟
سیستم هورمون‌ها، غدد درون‌ریز و برون‌ریز، ناقل‌های عصبی، بیوشیمی بدن و تمام آن چیزی که می‌تواند به رفتار، کردار و تفکر ما جهت بدهد، تحت تأثیر قرار گرفته است.
بعضی افراد را دیده‌اید که صبح می‌توانند به‌راحتی بیدار شوند و بعضی نمی‌توانند. بعضی شب‌ها به‌راحتی می‌خوابند و بعضی نمی‌توانند. بعضی انسان‌ها بسیار شجاع هستند و بعضی بسیار ترسو هستند. بعضی ماجراجو هستند و بعضی نیستند. این تفاوت در بیوشیمی بدن است.
اگر من در یک دوره‌ای انسان شجاعی بوده‌ام، اما با استفاده از مواد روان‌گردان و مواد مخدر باعث شده‌ام بیوشیمی بدنم تغییر کند، ممکن است اکنون از کوچک‌ترین مسائل زندگی بترسم.
حالا می‌خواهم این موضوع را اصلاح کنم. اگر بدخلق بوده‌ام، می‌خواهم آن را تغییر بدهم. اگر نقطه تحملم پایین بوده است، می‌خواهم آن را اصلاح کنم. متوجه شده‌ام که رفتارهای من به دلیل تغییر بیوشیمی بدن و خارج شدن آن از تعادل بوده است.


حالا چگونه باید آن را درست کنم؟
در بیرون می‌گویند: «یک‌دفعه قطعش کن. اراده داشته باش، محکم باش، غیرت داشته باش، مرد باش.» از این صحبت‌ها در فیلم‌ها هم دیده‌اید؛ فردی را در زیرزمین می‌اندازند، سه روز در را می‌بندند و بعد او را بیرون می‌آورند و می‌گویند خوب شده است؛ سپس می‌رود ورزش می‌کند و زندگی‌اش را ادامه می‌دهد.
اما صحبت کنگره ۶۰ این است که روش ما DST است؛ روش DST یعنی تدریجی.
ما یک‌دفعه فرمان را نمی‌چرخانیم. کسی که در حال مصرف است را نمی‌گوییم از فردا مصرف نکن. کسی که رفتار نادرستی دارد را نمی‌گوییم از فردا باید پیامبر شود؛ زیرا می‌دانیم سیستم بیوشیمی بدن و ناقل‌های عصبی دچار مشکل شده‌اند و ممکن است تقصیر خود فرد نباشد.
اما یک موضوع را باید بدانند: یک مسافر، اگر وارد کنگره می‌شود، باید تسلیم باشد.
باید اختیار و عملکرد خود را در اختیار راهنمایش قرار دهد تا راهنما او را از این رودخانه ، عبور دهد و به آن طرف رودخانه برساند؛ زیرا من در سفر اول نمی‌توانم درست ببینم.
ممکن است دوتایی ببینم، ممکن است کج ببینم، ممکن است سرم گیج برود و ممکن است آب مرا با خودش ببرد. باید خودم را به راهنما بسپارم؛ مانند طناب یا سیم‌بکسلی که از این طرف رودخانه به آن طرف کشیده شده است. راهنما مرا در اختیار بگیرد و از رودخانه عبور دهد.
این می‌شود صورت مسئله اعتیاد.


در سفر تدریجی، صبر بسیار مهم است. باید ۴۰ سی‌دی بنویسیم، به‌موقع بیاییم و به‌موقع برویم، وظایف خود را انجام دهیم، مشارکت کنیم، اعلام سفر کنیم، سی‌دی بنویسیم، داروهایمان را به‌موقع مصرف کنیم، به اندازه مناسب غذا بخوریم، تسلیم و صبور باشیم و بعد از ۱۰ یا ۱۱ ماه، انشاءالله، توسط آقای مهندس، این بند اعتیاد از ما جدا شود و قطع شود.
فقط دانستن اینکه صورت مسئله اعتیاد چیست، فکر نمی‌کنم کاری را حل کند؛ باید عمل کرد.
چیزی که من این هفته یاد گرفتم، این است که کلام بسیار سبک است، ولی عمل کردن به آن ممکن است وزن داشته باشد. ما خیلی راحت می‌توانیم درباره مسائل مختلف صحبت کنیم، ولی شاید نتوانیم درست به آن عمل کنیم.
نکته دیگری که این هفته یاد گرفتم، مسئله خرد و علم است. خرد یک مسئله درونی است و علم یک مسئله بیرونی.
در کنگره ما دو حرکت داریم؛ یک حرکت درونی و یک حرکت بیرونی.
اگر من بتوانم خرد آقای مهندس را در درون خودم به جریان دربیاورم، قطعاً می‌توانم علم بیرون را نیز کسب کنم. خرد ظرفیت و حرکت دارد و ممکن است علم این‌گونه نباشد.
صورت مسئله اعتیاد نیز همین است؛ یک حرکت درونی دارد و یک حرکت بیرونی.
دانش و خردی که اکنون از آقای مهندس می‌گیرم و می‌دانم که جایگزینی انجام شده است، یک حرکت درونی است و انجام دادن آن، یک حرکت بیرونی محسوب می‌شود.
کنگره با دو حرکت درونی و بیرونی به راه خود ادامه می‌دهد و به کار خود ادامه می‌دهد. اگر یکی از این دو طرف وجود داشته باشد، ممکن است معنی نداشته باشد و آن توازن و تعادل، به قول آقای مهندس، برقرار نشود.
می‌دانیم که اعتیاد بر سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی ما تأثیر می‌گذارد.
در تمام NGO ها و مراکزی که در تلاش به کمک افراد درگیر اعتیاد هستند به نظر من تنها جایی که استاد پرورش می‌دهد، به شرط اینکه فرد بخواهد و در جهت آن حرکت کند، کنگره ۶۰ است.
اصلاً کنگره ۶۰ شاید به دنبال درمان اعتیاد نباشد؛ بلکه به دنبال پرورش استاد است. کلید اصلی آنجاست که از درمان اعتیاد عبور می‌کند،
وقتی من بتوانم از دریای طوفانی، به قول آقای مهندس در سی‌دی «لنگر کشتی را بکشید»، عبور کنم، قطعاً می‌توانم از یک رودخانه کوچک نیز عبور کنم.
کسی که بتواند مسئله اعتیاد خودش را حل کند، قطعاً در مسائل دیگر زندگی‌اش هم می‌تواند موفق باشد.
یک مطلب دیگر هم بگویم و صحبت‌هایم را جمع‌بندی کنم.
اگر تمام بیماری‌های دنیا را در یک کفه ترازو بگذاریم و بیماری اعتیاد را در کفه دیگر قرار دهیم، قطعاً بیماری اعتیاد سنگین‌تر است.
سرطان‌ها، بیماری‌های لاعلاج و تمام بیماری‌های عجیب و غریب را در یک کفه قرار دهید؛ بیماری اعتیاد سنگین‌تر است.
چرا؟
چون اعتیاد بر جسم، روان و جهان‌بینی من تأثیر می‌گذارد. بر کالبدهای دیگر من اثر می‌گذارد، بر هاله من اثر می‌گذارد و در تمام جسم، روان و جهان‌بینی من تأثیر دارد.
یعنی کسی که اعتیاد دارد، گویی انسان دیگری می‌شود و تمام متغیرهای او تغییر می‌کند.
امیدوارم بتوانم صورت مسئله زندگی خودم را حل کنم و خداوند این قدرت را به ما بدهد که در هر مسئله‌ای که در مسیر زندگی ما قرار می‌گیرد، بتوانیم صورت مسئله آن را بشناسیم، درست حلش کنیم و بتوانیم از این مرحله زندگی که در آن هستیم، سربلند بیرون بیاییم.
ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

 

ضبط و عکس: مسافر نوید (لژیون 10)
تایپ: مسافر نوید (لژیون 10)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...