تعدادی از اعضاء لژیون هجدهم آکادمی در خصوص دستور جلسه «صورتمسئله اعتیاد» اینگونه نوشتند:
همسفر زهرا:
صورتمسئله اعتیاد یکی از مهمترین مباحث در کنگره۶۰ است. در کنگره صورتمسئله اعتیاد بر این اساس مطرح میشود که با بازسازی جسم، روان و جهانبینی انسان نیز باید تغییر کند. در این روش، پس از طی زمان تعیینشده (که حدوداً ۱۱ ماه طول میکشد)، ۹۰ درصد تعادل ازلحاظ جسمی بازمیگردد و با تعادل جسم، روان هم به تعادل میرسد؛ اما ۱۰ درصد باقیمانده مربوط به جهانبینی است که آموزش و تعادل در آن، به همت و قدرت خود فرد بستگی دارد. اگر جهانبینی تغییری نکند، حتی با وجود بازسازی جسم و روان، فرد دوباره به اعتیاد بازمیگردد. به نظر من سالیان سال هیچکس تصور نمیکرد مسئله اعتیاد روزی حل شود. قبل از اینکه آقای مهندس دژاکام بزرگوار این راه را پیدا کنند، ما فکر میکردیم اعتیاد هیچ راهحلی ندارد و هیچکس نمیتواند از دست آن رها شود؛ اما خدا را شکر به لطف ایشان این مشکل حل شد. من خودم همیشه با دیدن افراد مبتلا به اعتیاد در اطرافیانم، با خود میگفتم: اینها هیچوقت رها نمیشوند. با ناراحتی میگفتم: خدایا آیا راهی برای رهایی این انسانها هست؟ تا اینکه همسرم با کنگره۶۰ آشنا شد و دیدم آقای مهندس درمانی برای اعتیاد پیداکرده که انسانها را به رهایی میرساند. این موضوع بسیار خوشحالم کرد، چون پیش از آن هیچ آشنایی با کنگره نداشتیم. نکته جالب دیگری که از این صورتمسئله میآموزم، کاربرد آن در زندگی شخصی است؛ اینکه هنگام بروز هر مشکلی در زندگی، بتوانیم با تفکر و اندیشه بهترین راهحل را برایش پیدا کنیم. امیدوارم همه ما به این مرحله از دانایی برسیم. بسیار خدا را سپاسگزارم که با کنگره و آقای مهندس آشنا شدیم و امیدوارم تمام انسانهای درگیر اعتیاد، هرچه زودتر با کنگره آشنا شوند و به درمان و رهایی برسند.
.jpeg)
همسفر رویا:
اگر سالها پیش صورتمسئله اعتیاد حلشده بود، من الآن سه تا از عزیزانم را از دست نداده بودم. همیشه حسرت میخورم که کاش آن زمان صورتمسئله اعتیاد روشن میشد تا عزیزانم امروز کنارم باشند؛ اما اکنونکه این گره به دست توانمند آقای مهندس دژاکام بازشده، بینهایت خدا را شاکرم که پسرم میتواند با یاری پروردگار و حرکت در مسیر درست کنگره به درمان برسد. آن روزها جامعه و مردم به فرد مصرفکننده به چشم یک خلافکار نگاه میکردند و هیچ ارزشی برای او قائل نبودند. تنها راهکارشان این بود که فرد را مدتی به زندان بفرستند و او دوباره باحال خرابتر برمیگشت. یا اینکه افراد به روش سقوط آزاد اقدام به ترک میکردند و باز بعد از مدتی مصرف را از سر میگرفتند. یادم هست با همان سن کم، زیر بار آنهمه چالش چقدر عذاب میکشیدم. با مرگ آن عزیزان حالم خرابتر شد و باور کرده بودم که پایان اعتیاد چیزی جز مرگ نیست. آنقدر از این بیماری هراس داشتم که وقتی خدا به من فرزند پسر داد، همیشه با خودم میگفتم: «اگر پسرم مصرفکننده شود چه؟ من خودم را میکشم، چون دیگر تحمل اینهمه سختی و رنج را ندارم». پسرم مصرفکننده شد؛ اما من زنده ماندم و سالها حال بدی را تجربه کردم تا اینکه بالاخره راه برایم باز شد. البته این بار دوم است که وارد کنگره شدهام و کمکم دارم به این باور میرسم که شاید باید در آن تاریکی مطلق قرار میگرفتم تا امروز تابش نور را با تمام وجودم حس و لمس کنم. در آخر به این نتیجه رسیدم که دلگیر مباش. دلت که گیر باشد، رها نمیشوی. خداوند بندگان خود را با آنچه به آن دل بستهاند میآزماید. او خدایی است که میفرماید: «با هر سختی، آسانی است». پس اگر در سختی هستی، بدان که دست پرمهر خدا روی شانههایت قرار دارد. برای غمهایت مرهمی سراغ دارم. دستهایش پر از معجزه، مهربانیاش بیاندازه و بخششاش بیپایان، از تو به خودت نزدیکتر و آفریدگار من و تو است.
رابط خبری: راهنما همسفر مهری (لژیون هجدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر بهجت (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آکادمی
- تعداد بازدید از این مطلب :
170