بهنظر من، یکی از مهمترین آموزشهایی که در مسیر درمان اعتیاد با آن آشنا میشویم، شناخت «صورت مسئله اعتیاد» است؛ زیرا تا زمانی که ندانیم مشکل چیست و چگونه به وجود آمده، نمیتوانیم راه درست درمان را پیدا کنیم. اعتیاد یکی از مشکلات مهم فردی و اجتماعی است که سالها انسانهای بسیاری را درگیر کرده است. برای شناخت و درمان آن، ابتدا باید صورتمسئله را بهدرستی بشناسیم. اگر مسئله را اشتباه تعریف کنیم، راهحلی هم که برای آن انتخاب میکنیم، نمیتواند کامل و درست باشد.
در گذشته، بسیاری تصور میکردند اعتیاد فقط مشکلی روحی و روانی است. بههمین دلیل، روشهای مختلفی برای درمان آن به کار گرفته میشد که بیشتر بر اراده و خواست فرد تکیه داشتند؛ اما تجربه نشان داد که اعتیاد مسئلهای پیچیدهتر است و نمیتوان آن را تنها از یک زاویه بررسی کرد. در دیدگاه کنگره۶۰، اعتیاد سه بخش اساسی دارد: «جسم، روان و جهانبینی» بنابراین برای درمان اعتیاد باید هر سه بخش مورد توجه قرار گیرند. مصرف مواد مخدر بهمرور زمان بر سیستمهای حیاتی بدن تأثیر میگذارد. یکی از مهمترین این سیستمها، سیستم تولیدکننده مواد شبهافیونی طبیعی بدن است. مصرف مداوم مواد مخدر میتواند این سیستم را دچار اختلال کند و تعادل طبیعی بدن را بر هم بزند. به همین دلیل، قطع ناگهانی مصرف بهتنهایی به معنای درمان نیست. فرد ممکن است پس از قطع مصرف با مشکلات جسمی و روانی گوناگونی روبهرو شود. جسم برای بازسازی و نزدیکشدن به تعادل، نیازمند به زمان است.
در کنار جسم، روان انسان نیز از اعتیاد آسیب میبیند. احساس ناامیدی، ترس، بیاعتمادی، پرخاشگری و کاهش اعتمادبهنفس ممکن است در فرد به وجود بیاید. پس در مسیر درمان، توجه به روان نیز ضروری است. بخش دیگر صورتمسئله اعتیاد، «جهانبینی» است. جهانبینی یعنی نوع نگاه انسان به خودش، زندگی، دیگران و اتفاقات پیرامونش. ممکن است فرد در سالهای مصرف، نگرشهای نادرستی نسبت به زندگی پیدا کرده باشد؛ برای مثال، تصور کند بدون مواد نمیتواند زندگی کند یا آرامش داشته باشد. در کنگره۶۰ میآموزیم که تغییر نگرش به آموزش، زمان و حرکت درست نیاز دارد.
درمان اعتیاد اتفاقی یکشبه نیست، فرایندی تدریجی است. یکی از روشهای مطرحشده در کنگره۶۰، روش DST است که در آن مصرف مواد بهصورت منظم و پلهای کاهش مییابد. این روند به بدن فرصت میدهد تا بهتدریج بازسازی شود و به تعادل نزدیکتر گردد. در کنار درمان جسم، آموزش و حضور در جلسات نیز اهمیت زیادی دارد. فرد در مسیر درمان میآموزد که مسئولیت زندگی خود را دوباره بر عهده بگیرد و با آموزش صحیح، نگاه تازهای به زندگی پیدا کند. ورزش نیز یکی از بخشهای مهم مسیر درمان در کنگره۶۰ است. ورزش میتواند به تقویت جسم، ایجاد نشاط و افزایش اعتمادبهنفس کمک کند. همچنین حضور در جمعی سالم و آموزشی، به فرد یاری میرساند تا مسیر درمان را با امید بیشتری ادامه دهد. بهنظر من، یکی از زیباترین نکاتی که در کنگره۶۰ آموختهام، این است که اعتیاد پایان راه نیست. وقتی صورتمسئله را بهدرستی بشناسیم، بهجای ناامیدی میتوانیم به دنبال راهحل باشیم.
اعتیاد را نباید فقط عادتی ساده یا مشکلی اخلاقی دانست. اعتیاد مجموعهای از آسیبهای جسمی، روانی و نگرشی است؛ بنابراین درمان آن نیز باید همه این ابعاد را در بر بگیرد. صورتمسئله اعتیاد به ما میآموزد که برای حل هر مشکلی، ابتدا باید آن را درست بشناسیم. شناخت درست کمک میکند بهجای نادیدهگرفتن مسئله، به ریشههای آن توجه کنیم.
در پایان، از خداوند بزرگ سپاسگزارم که مسیر کنگره۶۰ را در زندگی من قرار داد. امیدوارم همه انسانهایی که با این مسئله درگیر هستند، روزی راه درمان و آرامش را پیدا کنند.
منبع: «کتاب چهارده مقاله»
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
رابط خبری: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون نوزدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
188